با آغاز بیداری اسلامی در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه، ایجاد تزلزل در جبهه مقاومت با طراحی جدیدی از سر گرفته شد و با بهانه ایجاد دموکراسی، مخالفین دولت سوریه تحریک و تشویق به شورش علیه دولت شدند. با توجه به شرایط حساس منطقه و ضعف آمریکا در وضعیت کنونی، این مأموریت به متحدان منطقه‌ای آمریکا یعنی ترکیه، رژیم سعودی و قطر واگذار شد.

فراز و فرود نقش ترکیه در بحران سوریه

ماهیت مسئله سوریه نیاز به توضیح ندارد. دوست و دشمن همه بر این باورند که جنگ داخلی در سوریه با هدف ضربه زدن به جبهه مقاومت ضد صهیونیسم و استکبار غرب شروع شده است.

استکبار غرب به سرکردگی آمریکا بعد از شکست خوردن در عراق در اعمال سیاستهای خود و تحمیل عوامل و متحدان داخلی خود بر مردم عراق، و نهایتاً با عقب نشینی و تخلیه عراق از نیروهای نظامی خود، با واقعیت نفوذ منطقه ای ایران اسلامی بیشتر مواجه شد. آمریکا برای مهار و مقابله با گسترش قدرت ایران، دنبال راههای متعددی می گشت و از آن جمله، جدا نمودن و فاصله انداختن بین ایران اسلامی و متحد دیرنه اش یعنی سوریه بود. آمریکا سالها پیش از بحران فعلی سوریه نیز در این رابطه اقداماتی را شروع کرده بود و از هیچ تلاشی برای به سازش کشاندن سوریه و رژیم اشغالگر صهیونیستی فروگذار نکرده بود، اما در این زمینه موفق نشده بود. مذاکرات میان سوریه و رژیم صهیونیستی با میانجگری دولت ترکیه، یکی از آن اقدامات بود که از طرف آمریکا هدایت می شد و با حمله اسرائیل به غزه با شکست مواجه شد.

با آغاز موج بیداری اسلامی درکشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه، و به وجود آمدن این فرصت و بهانه، موضوع ایجاد تزلزل در جبهه مقاومت با طراحی جدیدی از سر گرفته شد، و با بهانه ایجاد دمکراسی و مطالبه‌ی آزادی‌های مدنی، مخالفین دولت سوریه تحریک و تشویق به شورش علیه دولت شدند. و البته با توجه به شرایط حساس منطقه و ضعف آمریکا در وضعیت کنونی، این مأموریت به متحدان منطقه ای آمریکا یعنی ترکیه، رژیم سعودی و قطر واگذار شد.

قدرت در ترکیه

بر خلاف اعتقاد شایع، دولت و حاکمیت ترکیه بر سر دوراهی قرار نگرفته است. ترکیه صف خود را در اردوگاه غرب نزدیک به یک قرن است که مشخص کرده است و انحراف از این سیاست هم مشاهده نمی شود. این ملت ترکیه است که حدود یک قرن است بر سر دوراهی قرار گرفته است و علیرغم سیاست رسمی رژیم لائیک و غربگرا، بین اعتقاد و زندگی دینی و باورها و زندگی غربی سرگردان است. نه دولت های قبلی و نه دولت فعلی، هیچ گاه قصد جدا شدن از اردوگاه غرب را نداشتند و ندارند. واقعیت این است که تا وقتی که عضویت ترکیه در ناتو ادامه داشته باشد، ترکیه ناگزیر از حضور در اردوگاه غرب است. آنچه در سال های اخیر در ترکیه رخ داده است، انتقال قدرت از گروههای لائیک به گروههای مذهبی و محافظه کاران است ولاغیر. وابستگی و پیروی از سیاست های غرب و بویژه آمریکا نه تنها کم نشده است، بلکه به اعتقاد برخی تحلیلگران داخلی این کشور، با سر کار آمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان بیشتر هم شده است. به اعتقاد این تحلیلگران، جابه جایی قدرت از متحدان قبلی غرب به اسلامگراهای سابق و متحدان جدید غرب بر اساس یک معامله پشت پرده صورت گرفته است. به عبارت دیگر، برای رسیدن به قدرت در این کشور گرفتن آرای اکثریت مردم لازم است، ولی کافی نیست . بدون موافقت غرب هیچ حزب و گروهی نمی تواند به قدرت برسد و بر نهادی دولتی و نظامی، اقتصادی، قضایی و رسانه ای تسلط پیدا کند. رسیدن به این جایگاه نیز، مستلزم دادن امتیاز به غربی ها و علی الخصوص آمریکا است. و لذا به نظر می‌رسد انتقال قدرت در سال های اخیر با موافقت و اجازه و حتی کمک آمریکا صورت گرفته است. علیرغم جابجایی قدرت، ساختارهای رژیم لائیک نه تنها تغییر نیافته است، بدون شک تقویت و تضمین هم شده است. چون مخالفین اصلی نظام لائیک معمولاً اقشار مذهبی بودند که توسط دولت به ظاهر اسلامگرا عملاً به حزب داخل حاکمیت بدل شده و در نظام لائیک استحاله شده اند.

علل دخالت ترکیه در امور داخلی سوریه

همان طور که اشاره شد، غرب برای این منطقه حساس جهان، طرح ها و نقشه های گوناگونی دارد و از آن جمله، طرح خاورمیانه بزرگ است که همان طور که کاندولیزا رایس -در دوران مسئولیتش به عنوان مشاور امنیت ملی آمریکا مطرح نموده بود-، طبق آن در نقشه سیاسی 22 کشور اسلامی منطقه می بایست تغییرات مرزی و اصلاحات دیگر (مانند تشکیل کردستان بزرگ) صورت گیرد. علیرغم اینکه این طرح، شامل ترکیه هم می شود، طبق توافقات پشت پرده، نخست وزیر ترکیه و رئیس جمهور آمریکا مشترکاً به عنوان مسئول اجرای این طرح انتخاب شده اند. آقای اردوغان این انتخاب را به دفعات و با افتخار به زبان آورده است، به گونه ای که وی در فضای رسانه ای ترکیه به لقب «رئیس مشترک» (Es Baskan) معروف شده است. هدف اصلی طرح خاورمیانه بزرگ در واقع ایجاد اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات است. ولی برای عوام فریبی، ایجاد دمکراسی و اعطای آزادی های مدنی به مردم منطقه به عنوان اهداف طرح مطرح می شود. در این طرح، قرار است نظام لائیک ترکیه به عنوان الگویی که از ترکیب اسلام معتدل و دموکراسی لیبرال غربی تشکیل شده، به عنوان جایگزین الگوی جمهوری اسلامی ایران به جهان اسلام ارائه گردد. به عبارت دیگر، در مقابل اسلام انقلابی و ضد استکبار جبهه مقاومت، مدل اسلام سازشکار آمریکایی باید حمایت شود تا سلطه استکبار غرب بر جهان اسلام، برای مدت های طولانی تداوم یابد.

در همین راستا دولت به ظاهر اسلامگرای حزب عدالت و توسعه ترکیه با دریافت امتیازهای واهی مانند حمایت غرب از ایده تشکیل دولت عثمانی جدید، توسعه قدرت ترکیه در منطقه، تثبیت قدرت حزب عدالت و توسعه در ترکیه با حمایت آمریکا، و... علناً شراکت در اجرای این طرح های آمریکایی-صهیونیستی را پذیرفته است.

مسئله خروج آمریکا از عراق، و تشکیل محور ایران-عراق-سوریه نیز موضوع دیگری است که منجر شده دولت ترکیه نسبت به از دست دادن نقش کلیدی قبلی اش در انتقال انرژی، و نیز کمرنگ شدن جایگاهش به عنوان شاهراه ارتباطی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی شرق و غرب، احساس خطر کرده، و شکستن این محور از طریق تغییر رژیم سوریه را به عنوان هدف خود در نظر گیرد.

موضوع دیگر این که دولتمردان ترکیه پس از اشغال لیبی توسط غرب و تسلط فرانسه بر لیبی، در این اندیشه افتاده اند که همین نقش را در سوریه‌ی بعد از اسد ایفا کنند، و به خاطر خدمات شان به محور غربی  در سرنگونی حکومت بشار اسد و نیز جایگاه جغرافیایی ترکیه به عنوان همسایه قدرتمند سوریه، و به واسطه متحدان اخوانی شان در سوریه، قدرت سیاسی را در این کشور به دست گرفته و بر آن مسلط شوند.

علل عقب نشینی ترکیه مقابل مسئله سوریه

حال سوال اینجاست که علیرغم موارد مذکور، و پذیرش نقش تعریف شده برای ترکیه در پازل منطقه ای آمریکا، چرا شاهد عقب نشینی دولت ترکیه در مسئله سوریه هستیم؟ در این باره می توان به چند نکته اشاره کرد:

1- دولتمردان ترکیه تصور نمی کردند که دولت سوریه تا این حد بتواند مقاومت کند. سقوط رژیم قذافی در لیبی در مدت کوتاه چند ماهه، ترکیه و دیگر متحدان منطقه ای آمریکا را در مورد دولت سوریه دچار اشتباه محاسباتی کرد و این توقع و تصور را برای آنها ایجاد کرد که با فشارهای بین المللی و منطقه ای و ایجاد درگیری های داخلی، نظام سوریه از هم می پاشد. ولی با مرور زمان، دولت سوریه در مقابل فشارهای داخلی و خارجی، مقاومت بیشتری از خود نشان داد و طرحها و توطئه های خارجی را خنثی نمود. لذا در حالی که دولتمردان ترکیه خود را برای یک پیروزی کوتاه مدت آماده کرده بودند، متوجه شدند که نظام سوریه مستحکم تر از تصوری است که آنها داشتند، و بیشتر از این نمی توانند در مقابل مخالفت های داخلی با پروژه خود بایستند و هزینه دهند.

2- دولتمردان ترکیه امیدوار بودند قدرت های غربی را علیرغم مخالفت روسیه و چین و بدون قطعنامه سازمان ملل در وارد شدن به جنگ با سوریه همراه خود کنند. غافل از اینکه غربی ها حتی اگر قطعنامه سازمان ملل را هم داشتند، از بلندپروازی های دولت ترکیه حمایت نمی کردند، بلکه فقط با توجه به منافع شان، طرح های خود را در سوریه پیش می بردند. سیاستمداران خام اندیش ترکیه مانند اردوغان و داوداغلو نشان دادند که هنوز استکبار غرب را نمی شناسند. در همین زمینه مناسب است به تمثیل جو بایدن - که چند هفته پیش آن را بیان کرده بود - اشاره کنیم که «ما با متحدان منطقه ای خود مانند ترکیه، عربستان و اردن، مثل دست و دستکش hand and glove)) هستیم». البته بایدن طرفین تمثیلش را مشخص نکرده بود، اما در قضیه سوریه به خوبی آشکار شد که آمریکا به ترکیه به عنوان دستکشی نگاه می کند که بعد از کهنه شدن باید به زباله دان انداخته شود. در هر حال، دولت ترکیه بالاخره متوجه شد که غربی ها تنها تا آنجایی متحد ترکیه هستند که منافع شان تأمین و حفظ شود و بیش از این نباید روی همکاری آنها حساب باز کند.

3- امنیت داخلی ترکیه بعد از بحران سوریه، بیش از قبل به خطر افتاده است. حملات کردهای جدایی طلب به رهبری حزب پ.ک.ک در ماه های اخیر شدت گرفت و تلفات نظامی های ترکیه نسبت به سال های قبل چند برابر شده است. برای اولین بار در سی سال گذشته، شورشیان کرد اقدام به ایجاد یک منطقه آزاد شده در جنوب شرقی ترکیه نمودند. از طرف دیگر، در نوار مرزی ترکیه در شمال سوریه نیز، احزاب مسلح کرد مناطقی از خاک سوریه را تحت کنترل خود درآورند، و برخلاف انتظارات ترکیه، با مخالفین دولت سوریه متحد نشدند و دنبال فرصتی هستند که موقعیت خود را تحکیم بخشند. این موضوع با توجه به نزدیکی عمده احزاب منطقه کرد نشین سوریه با پ.ک.ک. نگرانی های امنیتی ترکیه را بیشتر کرده است.

با توجه به مطالب فوق، تمام تلاش های دولت ترکیه برای سرنگون کردن نظام سوریه نتیجه نداده است و ایستادگی دولت و ارتش سوریه در مقابل فشارها و حملات خارجی و داخلی، با گذشت زمان دولت ترکیه را وادار به پذیرفتن این واقعیت کرده است که براندازی نظام سوریه قابل تحقق نیست و باید راه حلی پیدا کند تا خود را از بار سنگین بحران سوریه نجات دهد.

راه حل ایران

در این میان، راه حل ایران بهترین گزینه برای ترکیه است؛ زیرا:

اولاً- موضع ایران در مورد بحران سوریه از آغاز تاکنون تغییر نکرده است، و در ملاقات نخست وزیر ترکیه با مقامات عالی رتبه ایران در بهار گذشته، این مسئله به وی تأکید شده بود که قضیه سوریه باید با مشارکت و همکاری کشورهای منطقه حل و فصل گردد و دخالت غربی ها مسئله را پیچیده تر و مشکل تر می کند.

ظاهراً آقای اردوغان این تذکرات منطقی را پذیرفت، ولی توهمات توسعه طلبانه، تحریک های غربی ها و رژیم های مرتجع حاشیه خلیج فارس، و نیز بی بصیرتی داوداوغلو -وزیر امور خارجه ترکیه-، مانع ادامه همکاری های دولت ترکیه با ایران شد. ترک ها ضرب المثل معروفی دارند که می گوید «یک مصیبت، بهتر (موثرتر) از هزار نصیحت است»، و امروز دولتمردان ترکیه بعد از آزمایش راه های مختلف و عدم موفقیت در آنها، با مصیبتی مواجه شده اند که نصیحت های مقامات ایرانی را بهتر درک می کنند.

ثانیاً- مقامات ترکیه دریافته اند که مخالفین داخلی و دشمنان خارجی سوریه نخواهد توانست رژیم سوریه را سرنگون کنند، و باید فرصت پیش آمده به واسطه راه حل پیشنهادی امروز ایران را از دست ندهند، چراکه با توجه به روند تحولات سوریه به نفع محور مقاومت، ممکن است موضع ایران در قبال تحولات سوریه نیز تغییر یابد و در جایگاه بالاتری قرار گیرد.

ثالثاً- ترکیه دریافته است که راهبرد غرب در مسئله سوریه، فرسایشی کردن جنگ و درگیری ها در سوریه و روبرو قرار دادن ترکیه با کشورهای محور مقاومت و به ویژه ایران است. به عنوان نمونه، سفیر آمریکا در آنکارا، بعد از دیدار اخیر آقای احمدی نژاد و آقای اردوغان در باکو، برای خنثی نمودن توافقات بین دو کشور و بازداشتن ترکیه از همکاری با ایران، به یک باره پیشنهاد همکاری آمریکا و ترکیه برای حل مسئله کردها را مطرح کرد؛ در حالی که سالهاست که کردهای مخالف ترکیه، در منطقه کوهستانی قندیل شمال عراق مستقر هستند و تحت حمایت آمریکا به فعالیت های خود ادامه می دهند، و هرگاه ترکیه خواسته به آن منطقه حمله زمینی کند، با ممانعت آمریکا مواجه شده است. همزمانی اظهارات سفیر آمریکا در آنکارا با مذاکرات احمدی نژاد و اردوغان از نظر تحلیلگران سیاسی ترکیه دور نمانده است و در این رابطه به دولت هشدار داده اند.

رابعاً- دولت ترکیه علیرغم تبلیغات سنگین رسانه های وابسته و همراه دولت، با فشار افکار عمومی نسبت به موضعش درباره سوریه مواجه است، و در نظرسنجی هایی که اخیراً در ترکیه صورت گرفته است، اکثریت قاطع مردم ترکیه، مخالفت خود نسبت به دخالت نظامی ترکیه در سوریه را اعلام کرده اند.

در همین راستا، احزاب سیاسی، گروه های مدنی و -به ویژه- بسیاری از تحلیلگران سیاسی در این رابطه بر نقش ایران در منطقه تأکید کرده و دولت اردوغان را به همکاری با همسایگان و به ویژه ایران ترغیب می نمایند.

به عنوان مثال، و به عنوان خاتمه این یادداشت، بخش هایی از مقالات اخیر دو تحلیلگر معروف و کارکشته و معروف ترکیه ای را در ادامه ذکر می نماییم؛

متین منیر نویسنده روزنامه ملیت در تاریخ 18 مهر در مقاله اش تحت عنوان «فرصتی که ایران به اردوغان تقدیم کرده» در روزنامه ملیت چنین می نویسد: «در سوریه می توان رژیمی جدید تحت نظارت ترکیه و ایران تأسیس کرد که منافع هر دو کشور را تأمین کند و فقط بدین وسیله است که ترکیه می تواند از جنگی که گام به گام به آن نزدیک شده اجتناب کند و برگردد. راه حلی که ایران ارائه کرده، فرصتی بزرگی است. خاتمه دادن به خونریزی در سوریه به اردوغان اعتبار می بخشد. گزینه دیگر جنگ است، چیزی که تجسم آن، چیزی جز هلاکت و نابودی نیست».

محمد علی بیراند نیز در تاریخ 30 مهر در مقاله ای تحت عنوان «ایران را نباید دست کم بگیریم» در روزنامه حریت -پرتیراژترین روزنامه ترکیه- می نویسد: «نه تنها در ترکیه، بلکه در همه جا، به ویژه در سازمان ملل، بحث بر روی ایران است... روابط ایران و ترکیه الان شاید واقع بینانه تر از قبل است، آنکارا در جبهه واشنگتن قرار گرفته و تهران در مقام رهبری جبهه خود می جنگد، به هر حال در این فراز و نشیب ها (موضوع سوریه) روشن شد که نه دولتمردان ترکیه و نه ارباب رسانه، ایران را درست نمی شناسند... ایران 22 سال است که غرب را روی انگشتان شان بازی می دهند، خیلی دور نروید، به سیاست های هسته ای شان نگاه کنید که موضوع را چگونه اداره می کنند... برخوردشان با عراق و سوریه و لبنان را پیگیری کنید... واقعاً در منطقه کشور دیگری هست که سیاست خارجی خود را به این دقت تنظیم کند و با موفقیت ادامه دهد؟ مبادا ایران را دست کم بگیریم...».