بحران سوریه از ابتدای سال 2015 شاهد تحولاتی بوده که منجر به سقوط چند منطقه در سوریه شده است که به دلیل نزدیکی برخی مناطق آن به دمشق به عنوان پایتخت این کشور، نیازمند بازنگری نظام سوریه در استراتژی‌های جنگی خود می‌باشد تا گروه‌های مسلح و کشورهای حامی آن‌ها را از دستیابی به اهداف خود که همان ضربه زدن به محور مقاومت است، باز دارند.

از آغاز سال 2015، بحران سوریه در عرصه میدانی شاهد تحولاتی از جمله پیشروی و عقب‌نشینی بوده است که تحلیل این تحولات به خصوص عقب‌نشینی‌ها بسیار مهم است. سقوط بصری الشام در جنوب، ادلب و جسرالشغور در شمال، اردوگاه فلسطینی یرموک در نزدیکی دمشق و منطقه داریا در ریف دمشق ضرورت تحلیل و بررسی این تحولات را گوشزد می‌کند.

 

حال سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که دلایل اصلی تحولات میدانی اخیر سوریه به ویژه در استان دمشق و استان ریف دمشق چیست؟ و چه آثار و پیامد‌هایی در تحولات بحران سوریه و محورهای عملیاتی خواهد داشت؟

 

جهان عرب در پنج سال اخیر، شاهد تغییراتی در سطوح مختلف بوده است که یکی از این بحران‌ها که بسیار طولانی و خونبار شده و به بحرانی فراتر از مرزهای یک کشور تبدیل شده، بحران سوریه می‌باشد. این بحران بیش از این که ریشه در داخل این کشور داشته باشد، ریشه در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی و تعارضات دو جریان مقاومت و محافظه‌کار دارد.

 

در ابتدا برای تبیین تحولات میدانی در مورد دمشق و ریف دمشق ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد: در مورد شهر دمشق که در غرب کشور سوریه واقع شده و خود شهر در تقسیمات کشور به عنوان یک استان محسوب می‌شود و استان دمشق در واقع همان شهر قدیمی دمشق است و مناطق جدید چسبیده به این شهر همه خارج این استان محسوب می‌شوند.

 

استان دمشق به صورت منگنه‌ای[1] در وسط استان ریف دمشق قرار دارد. این استان از لحاظ تقسیمات اداری دارای مناطق پانزده‌گانه است که زیرمجموعه استان دمشق اداره می‌شود و شامل دمشق القديمة، ساروجة، القنوات، جوبر، الميدان، الشاغور، القدم، كفر سوسة، المزة، دمر، برزة، القابون، ركن الدين، الصالحية و حي المهاجرين می‌باشد و نیز اردوگاه فلسطینی یرموک که توسط گروه‌های فلسطینی اداره می‌شود.

 

 

استان ریف دمشق یکی از استانهای بزرگ سوریه که بعد از استان حلب با حدود چهار میلیون نفر پرجمعیت‌ترین استان‌های این کشور می‌باشد، شامل حومه دمشق و چندین شهر و شهرک سوریه است که با لبنان و جولان اشغالی در غرب، با اردن و عراق در جنوب غرب، با استان حمص در شمال و با استان‌های السويداء، درعا، القنيطرة در جنوب هم‌مرز می‌باشد.[2]

 

 

منطقه

نواحی

مركز ريف دمشق

ببيلا(سیدة زینب)- جرمانا- عربين- الكسوة- كفر بطنا- المليحة

دوما

دوما- حران العواميد- حرستا- السبع بيار- الضمير- الغزلانية- النشابية

القطيفة

القطيفة- جيرود- الرحيبة- معلولا

التل

التل- رنكوس- صيدنايا

يبرود

يبرود- عسال الورد

النبك

النبك- دير عطية- قارة

الزبداني

الزبداني- سرغايا- مضايا

قطنا

قطنا- بيت جن- سعسع

داريا

داريا- الحجر الأسود- صحنايا

قدسيا

قدسيا- الديماس- عين الفيجة

 

از ابتدای بحران سوریه نیروهای مسلح شامل ارتش آزاد و گروه‌های تکفیری توجه ویژه‌ای به گسترش عملیات خود در استان‌های دمشق و ریف دمشق داشته‌اند که دلایل آن عبارت است از:

 

1. مرکزیت دمشق: مهمترین شهر هر کشور پایتخت آن است که اهمیت پایتخت با توجه به اعتبار سیاسی و امنیتی آن، عمق استراتژیک هر کشوری محسوب و هرگونه تغییر و تحولات در آن، آینده سیاسی آن کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد و سقوط پایتخت عموماً موجب اسقاط یک نظام سیاسی می‌شود. دمشق به عنوان پایتخت سوریه میزبان نهادهای اصلی حکومتی همچون وزارتخانه‌ها و ادارات مرکزی است که دستیابی به آن برای تغییر نظام سیاسی از اهداف استراتژیک معرضان محسوب می‌شود.

 

2. تسلط ارتش سوریه بر خطوط مواصلاتی استراتژیک منتهی به دمشق: تسلط ارتش سوریه بر راه‌های استراتژیک منتهی به دمشق به ویژه جاده استراتژیک دمشق- بیروت، دمشق- طرطوس و لاذقیه  که از بنادر مهم شرق دریای مدیترانه محسوب می‌شوند و جاده دمشق- امان، موجب تبدیل شدن این شهر و اطراف آن به یک مرکز لجستیکی و پشتیبانی قوی برای محورهای عملیاتی ارتش و نیروهای مردمی سوریه شده است. گروه‌های مسلح همواره با هدف کاستن از فشارهای وارده در محورهای عملیاتی سعی در ایجاد ناامنی در راه‌های منتهی به دمشق که همه آن‌ها از استان ریف دمشق می‌گذرد اقدام می‌کنند.

 

3. وجود اماکن مقدس شیعه در ریف دمشق: برخی گروه‌ها، دولت‌ها و رسانه‌های وابسته به جریان محافظه‌کار برای ضربه زدن به جریان مقاومت، فتنه مذهبی شیعی- سنی را به راه انداختند و در این فتنه مردم عادی تحریک شده و زمینه مناسب برای فعالیت گروه‌های افراطی ایجاد شده است و این گروه‌ها هم قصد دارند با جریحه‌دار کردن شیعیان هم به تحقیر ایشان پرداخته تا به تصور خود به محور مقاومت ضربه وارد کنند و هم در میان طرفدارن خود پرستیژ خود را افزایش دهند؛ برای مثال تخریب مقدسات شیعه در دمشق و ریف دمشق از این جمله هستند.

 

پیشروی‌های اخیر گروه‌های مسلح در اردوگاه فلسطینی یرموک در جنوب دمشق و منطقه داریا در جنوب غربی دمشق، هر یک موجب ایجاد تحولات میدانی خاص خود شده است که هر یک را به شکل جداگانه بررسی می‌کنیم.

 

اردوگاه فلسطینی یرموک

آورگان فلسطینی به جز بخشی کوچکی از آنان، در کشورهای میزبان به دلیل این که دارای محدودیت‌هایی هستند از اقشار ضعیف جامعه محسوب می‌شوند و به دلیل زندگی در اردوگاه‌های پرازدحام و پایین بودن استانداردهای شهری در وضعیت مناسب معیشتی به سر نمی‌برند و از مشکلات بهداشتی، غذایی، اجتماعی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی مختلفی رنج می‌برند. لازم به ذکر است بر اساس تصمیمات کشورهای میزبان آورگان، اداره اردوگاه‌های فلسطینی با نظارت کشور میزبان با گروه‌های فلسطینی همچون فتح، حماس و الجبهة الشعبية -القيادة العامة است.[3]

 

برخی از قدرت‌های منطقه‌ای، به دلیل جمعیت زیاد فلسطینیان در کشورهای میزبان، سعی در استفاده از آن‌ها برای تاثیرگذاری در معادلات سیاسی این کشورها دارند و از پتانسیل ایشان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند که مثال تاریخی آن جنگ داخلی لبنان می‌باشد که در تحولات اخیر سوریه نیز شاهد این امر هستیم.[4] موضع‌گیری گروه‌های فلسطینی از یک سو و فعال بودن گروه‌های تکفیری فلسطینی در برابر نظام سوریه موجب کشیده شدن بحران به اردوگاه‌های فلسطینی شده است.

 

برخی گروه‌های فلسطینی هرچند به شکل اعلامی، بی‌طرفی خود را اعلام کرده‌اند، ولی در برخی مواقع موضع‌گیری‌هایی بر علیه نظام سوریه می‌کنند. اما مشکل اصلی، نفوذ زیاد گروه‌های تکفیری در میان فلسطینیان است که آن نیز دارای دلایل فراوانی است که ریشه در فعالیت نهادهای دینی و امنیتیِ برخی کشورهای منطقه دارد. این گروه‌ها همراه با دیگر گروه‌های تکفیری، اصلی‌ترین نقش را در مبارزه مسلحانه با نظام سوریه دارند که دارای روابط پیچیده با برخی کشورها و نهادهای حاشیه خلیج فارس هستند.

 

این گروه‌ها با کم شدن نظارت دولت سوریه بر اردوگاه‌های فلسطینی به دلیل اشتغال به بحران سوریه، فعالیت‌های خود را گسترش داده و اردوگاه را مرکز فعالیت تروریستی خود علیه نظام سوریه قرار داده‌اند و به دلیل نزدیکی به دمشق بسیاری از ناامنی‌ها در این شهر ریشه در این اردوگاه دارد و به این سبب سیطره کامل بر این اردوگاه خطر زیادی را از ناحیه جنوبی به دمشق وارد می‌کند.

 

به طور کلی حاکمیت درونی اردوگاه یرموک از ابتدای بحران سوریه به تدریج از دست گروه‌های فلسطینی خارج و در دست دو گروه "أكناف بيت المقدس على أرض الشام" (این گروه از برخی از اعضای جدا شده از حماس و اسلامگرایان فلسطینی تشکیل شده است که دارای وابستگی به جیش الاسلام مورد حمایت ترکیه و عربستان سعودی می‌باشد) و داعش و جبهه‌النصره افتاد و همواره بین آن‌ها بر سر رهبری این اردوگاه درگیری بوده است.[5]

 

در این بین با بیعت فرمانده جبهه النصره در این اردوگاه با داعش، موقعیت اکناف بیت المقدس به خطر افتاد و داعش توانست بر کل اردوگاه مسلط شود.[6] در این میان با تسلیم شدن بخشی از نیروهای وابسته به اکناف بیت المقدس به ارتش سوریه، با توجه به توصیه برخی از رهبران فلسطینی همچون احمد جبرئیل[7]، ارتش و نیروهای تسلیم شده توانستند ضربات سنگینی را به داعش در اردوگاه وارد کنند و همین امر منجر به تغییر معادلات در یک ماه اخیر به نفع ارتش در اردوگاه یرموک شده است.

 

منطقه داریا

منطقه دارایا از استان ریف دمشق در پنج کیلومتری جنوب غرب دمشق پایتخت سوریه از نیمه اول سال 2012 تا امروز همواره شاهد درگیری‌ها و عملیات نظامی گسترده بوده است و چندین بار گروه‌های مسلح بر آن مسلط شده و ارتش نیز توانسته بود آن‌ها را به عقب براند و چند بار نیز با تلاش رؤسای عشایر و بزرگان محلی در آن آتش‌بس برقرار شده بود. این منطقه به دلایل زیر از اهمیت زیادی برخورداراست که عبارتند از:

 

1. نزدیکی به منطقه المزه: منطقه داریا در جنوب منطقه المزه در جنوب غرب دمشق قرار دارد و این منطقه به دلیل وجود قصر ریاست جمهوری (فاصله‌ای کمتر از ده کیلومتر)، سفارتخانه‌های مهم از جمله سفارت جمهوری اسلامی ایران، اتوبان بین‌المللی دمشق- بیروت و فرودگاه المزه (دارای کاربری نظامی) در آن، از اهمیتی استراتژیک برخوردار است.

 

2. واقع شدن در خطوط مواصلاتی دمشق به جنوب: موقعیت منطقه داریا به صورتی است که دو جاده اصلی این کشور به جنوب یعنی اتوبان دمشق- درعا و دمشق- امان (پایتخت اردن) از این منطقه عبور می‌کند. بعد از آغاز بحران سوریه به دلیل اهمیت استراتژیک این جاده‌ها برای پشتیبانی از محور عملیاتی جنوب، اهمیت آن بیشتر شده است به ویژه که ارتش و نیروهای مردمی هم اکنون در عملیات سنگینی در محور عملیاتی درعا مشغول جنگ هستند و هرگونه خلل در این خطوط مواصلاتی موجب تغییر معادلات نظامی  در این محور خواهد شد.

 

3. اهمیت آن برای شیعیان: منطقه داریا و در شرق آن منطقه ببیلا به دلیل وجود مزار حضرت سکینه بنت علی (علیها السلام) و حضرت زینب (علیها السلام)، غیر از تقدس آن نزد شیعیان، محل اقامت شیعیان سوریه و برخی مهاجران لبنانی و افغانی نیز محسوب می‌شود که اکثریت آن‌ها از حامیان نظام سوریه می‌باشند. برای شیعیان، از ابتدای بحران سوریه، اماکن مقدس از خطوط قرمز محسوب می‌شوند و گروه‌های تکفیری سعی دارند با دستیابی به این مقبره‌ها و تخریب آن‌ها، این خط قرمز را بشکنند و ضربه احساسی سنگینی به آن‌ها وارد نمایند تا به این وسیله به تصور خود تمرکز محور مقاومت و شیعیان را بر هم زنند. برای همین منظور، تخریب اخیر مزار حضرت سکینه بنت علی (علیها السلام) در داریا در همین راستا بوده است و حرم  حضرت زینب (علیها السلام)  نیز در خطر اشغال و تخریب قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است که پیش از این نیز تروریست‌ها بر منطقه داریا تسلط داشتند اما چنین اقدامی انجام ندادند که نشان از یک برنامه جدید برای گسترش فتنه شیعه و سنی در منطقه دارند.

 

با توجه به مطالب فوق در اهمیت منطقه داریا باید گفت که سقوط این منطقه به دلیل فعالیت درازمدت گروه‌های مسلح در این منطقه سقوط آن امری قابل پیش‌بینی بوده است و در سال‌های اخیر این منطقه بارها سقوط کرده و ارتش توانسته بر آن تسلط یابد و از این منظر نباید سقوط این منطقه به منزله سقوط دمشق دانست زیرا با توجه به وجود خطوط دفاعی در اطراف دمشق امکان آن اندک است.

 

در مورد نزدیک شدن گروه‌های مسلح به ویژه تکفیری‌ها به حرم حضرت زینب (علیها السلام) ذکر این نکته ضروری است که با سقوط مناطق غربی و شمال غربی به‌رغم وجود نیروهای مدافع حرم و پشتیبانی ارتش و همینطور درک اهمیت استراتژیک سقوط این حرم در معادلات بحران سوریه توسط نظام سوریه و گروه‌های مردمی، احتمال سقوط آن بسیار اندک است ولی احتمال عملیات‌های ایذایی و انتحاری و موشک‌پرانی در این منطقه افزایش پیدا کرده است.

 

در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت بحران سوریه از ابتدای سال 2015 شاهد تحولاتی بوده که منجر به سقوط چند منطقه در سوریه شده است که به دلیل نزدیکی برخی مناطق آن به دمشق به عنوان پایتخت این کشور، نیازمند بازنگری نظام سوریه در استراتژی‌های جنگی خود می‌باشد تا گروه‌های مسلح و کشورهای حامی آن‌ها را از دستیابی به اهداف خود که همان ضربه زدن به محور مقاومت است، باز دارند.



[1] Proforated

[2] أنظر موقع الجمهورية العربية السورية - المكتب المركزي للإحصاء:

http://cbssyr.sy/

[3] انظر: جميل هلال، التنظيمات والأحزاب السياسية الفلسطينية: بين مهام الديمقراطية الداخلية والديمقراطية السياسية والتحرر الوطني، رام الله: مواطن المؤسسة الفلسطينية لدراسة الديمقراطية، 2006.

[4] انظر: مركز باحث للدراسات، توطين اللاجئين الفلسطينيين: مشروع تآمري جديد، بیروت: مركز باحث للدراسات، 2005.

[6] "من هي أكناف بيت المقدس التي تواجه اجتياح داعش لليرموك ومن يقودها؟"، وكالة نبأ الإخبارية المستقلة، 05/04/2015:

http://naba.ps/arabic/?Action=Details&ID=90736