تاریخچه روابط دو کشور روسیه و سوریه به دوران اتحاد جماهیر شوروی در سال 1944 بازمی­‌گردد. درواقع این رابطه قبل از آن بود که جامعه ملل، رسماً سوریه را به­‌عنوان یک کشور مستقل بشناسد. روابط دو کشور تاکنون دارای فرازوفرودهایی بوده است، اما اهمّ آنچه که محور کنونی روابط روسیه و سوریه را تشکیل می­‌دهد، عبارتست از پایگاه طرطوس به عنوان عامل نظامی، فروش تسلیحات و بحث انرژی به عنوان عامل اقتصادی و نهایتا فاصله جغرافیایی دو کشور به عنوان عامل امنیتی.

مقدمه:

طی ماه­های اخیر، نگرانی­‌های امنیتی راجع­‌به گروه افراط­گرای «داعش» در سطح بین­‌المللی افزایش یافت و بازیگران را بر آن داشت تا تحرکات جدی­‌تری از خود بروز دهند. روسیه به‌عنوان یکی از بازیگران فرامنطقه‌ای خاورمیانه که از ابتدا سعی داشت مسئله سوریه را از طریق سیاسی و دیپلماتیک حل نماید، امروز مبارزه با تروریسم و پدیده داعش در این کشور را نیز از همین مسیر مورد رایزنی قرار داده و طرح جدیدی متشکل از ایجاد ائتلاف چهار بازیگر منطقه­‌ای از جمله: عربستان، ترکیه، اردن و سوریه را مطرح نموده است. ازاین‌رو بر آنیم تا به واکاوی محورهای طرح و انگیزه مسکو از ارائه آن بپردازیم.

 

اهدافو منافع روسیه در سوریه:

تاریخچه روابط دو کشور روسیه و سوریه به دوران اتحاد جماهیر شوروی در سال 1944 بازمی­‌گردد درواقع این رابطه قبل از آن بود که جامعه ملل، رسماً سوریه را به­‌عنوان یک کشور مستقل شناسایی نماید.{این امر در آوریل 1946 محقق گردید}. روابط دو کشور متأثر از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی دارای فرازوفرودهایی بوده است، اما آنچه که محور کنونی روابط روسیه و سوریه را تشکیل می­‌دهد عوامل زیر هستند:

 

1. پایگاه طرطوس که می­‌توان از آن به‌عنوان عامل نظامی نام برد. این پایگاه واقع در دریای مدیترانه با توجه به اهمیت استراتژیک خود و اینکه تنها پایگاه لجستیک روسیه خارج از اتحاد شوروی سابق است تاکنون از سوی روسیه حفظ شده است.

 

2. عامل اقتصادی، فروش تسلیحات و بحث انرژی را با خود به همراه دارد. در طول چندین دهه روابط شوروی سابق و روسیه کنونی با سوریه، این کشور به بازاری استراتژیک جهت فروش و ارسال تسلیحات روسی بدل شده است و یکی از اهداف روسیه در منطقه خاورمیانه را که یافتن بازار­های استراتژیک جهت فروش تسلیحات است، محقق گردانیده است.

 

3. بعد امنیتی روابط دو کشور به فاصله کمتر از 1000 مایل دمشق تا ماخاچکالا واقع در جمهوری داغستان بازمی‌گردد. از آنجا که امنیت روسیه از منطقه خاورمیانه متأثر خواهد بود ازاین‌رو فاصله جغرافیایی مذکور اهمیت سوریه را به لحاظ امنیتی در نزد روسیه افزایش داده است.

 

روسیه و بحران سوریه:

بحران سوریه در ادامه موج تحولات دموکراسی­ خواهی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قلمداد شد، اما گذشت زمان اثبات کرد که ماهیت آن با سایر کشورهای انقلاب­ کرده متفاوت است و درواقع نوعی جنگ داخلی به حساب می­‌آید. البته ورود بازیگران فرامنطقه­‌ای، وجه شباهت این بحران با سایر انقلاب­‌ها بود. بسیاری از قدرت­‌ها به این حوزه ورود یافتند و بر اساس اهداف و منافع خود به موضع‌گیری پرداختند. روسیه نیز در کنار بازیگرانی چون ایران و چین قرار گرفت که همگی قائل به ابقای اسد و یافتن راه‌حلی سیاسی جهت پایان بخشیدن به بحران بودند. روسیه با توجه به تجربه خود در لیبی در مورد سوریه اراده جدی از خود نشان داد تا به غرب و در رأس آن ایالات‌متحده اجازه نقش­‌آفرینی بیشتر ندهد. درواقع می­‌توان گفت مقامات روسیه از طریق مواضع خود در سوریه اهدافی را در سطح نظام بین­‌الملل دنبال نمودند که حضور هرچه بیشتر در غرب آسیا و مقابله با یکجانبه­‌گرایی­‌های آمریکا در منطقه مذکور ازجمله آن­‌ها است.

 

طرح­‌های روسی:

ورود روسیه به بحران سوریه با هدف حفظ منافع خود بر پایه دیپلماسی و ارائه راه‌­حل سیاسی صورت گرفت. به همین دلیل روسیه در سال 2012 طرحی را با عنوان «الگوی روسی» ارائه داد که در آن بازیگران داخلی بحران یعنی دولت و مخالفین را به گفتگو و ایجاد ائتلاف تشویق و در این زمینه نشست­‌هایی را برگزار نمود اما با وجود تمام این تلاش­ها، طرح مذکور موفقیتی دربر نداشت. سپس در سال 2013 طرح پاک‌سازی سوریه از سلاح­های شیمیایی از طرف روسیه عنوان شد. به­‌کارگیری تسلیحات شیمیایی از سوی جبهه غربی مطرح شد تا بتوانند از این مسیر سوریه را هدف حمله نظامی قرار دهند درواقع آن‌ها مدعی بودند اسد در مبارزه با مخالفین خود از سلاح­‌های مذکور استفاده کرده است درحالی‌که اسد این ادعا را رد می­نمود و روسیه نیز به‌‎­عنوان متحد وی در رد این ادعا همراهی می­کرد. این مسئله از آنجایی حائز اهمیت است که ارائه هرگونه راه­‌حل سیاسی جهت برون­‌رفت از بحران، مشروط به اثبات عدم به­‌کارگیری سلاح شیمیایی از سوی دولت سوریه است. این طرح در نشست وزرای خارجه روسیه و آمریکا در کوالالامپور به موفقیت دست­یافته است و قرار شد تا گروهی به سرپرستی فرستاده ویژه سازمان ملل در مورد تعیین عاملان حملات شیمیایی در سوریه تحقیق به عمل آورند.[1] طرح سوم روسیه به ظهور جریان افراط­گرای داعش در عراق و پیشرفت هرچه بیشتر آن به سمت سوریه مربوط می­‌شود؛ چراکه گروه مذکور نگرانی­‌های امنیتی را در سطح بین‌­المللی ایجاد کرده که نه‌تنها روسیه، بلکه سایر بازیگران نیز خود را در معرض تهدیدهای امنیتی می­‌دانند، بنابراین به دنبال ارائه تحرکات جدی­تر در این زمینه هستند. رئیس‌جمهور روسیه- ولادیمیر پوتین- در ماه­‌های اخیر مجدداً طرحی را در این زمینه ارائه داده است که از مسیر پایان بخشیدن به بحران سوریه می­‌گذرد. در مدل مذکور ایجاد ائتلافی چهارجانبه متشکل از عربستان، سوریه، اردن و ترکیه در نظر گرفته شده که هدف اصلی آن مبارزه با تروریسم به­‌ویژه داعش است. آن­چه در این مدل حائز اهمیت است، تأکید بر اتحاد تمامی بازیگران منطقه­‌ای که در مسیر مبارزه با داعش فعالیت می‌­نمایند، است. البته قابل‌ذکر است که روسیه ابتکار طرح را منسوب به شاهزاده عربستان و وزیر دفاع این کشور- محمد بن سلمان- در جریان ملاقات وی در ماه ژوئن در سنت­ پترزبورگ می­‌داند.[2]

 

روسیه با توجه به تجربه خود در لیبی در مورد سوریه اراده جدی از خود نشان داد تا به غرب و در رأس آن ایالات‌متحده اجازه نقش­آفرینی بیشتر ندهد. درواقع می­توان گفت مقامات روسیه از طریق مواضع خود در سوریه اهدافی را در سطح نظام بین­الملل دنبال نمودند که حضور هرچه بیشتر در غرب آسیا و مقابله با یکجانبه­گرایی­های آمریکا در منطقه مذکور ازجمله آن­ها است.

 

قابل‌ذکر است که روسیه در راستای ارائه طرح خود حاضر به پذیرش نقش میانجی در جریان سفر علی مملوک- رئیس دفتر امنیت ملی سوریه- به عربستان شد که البته این سفر از سوی مقامات سوری مورد تکذیب قرار گرفت و اعلام شد طرح این مسئله از سوی مقامات سعودی تنها جهت برجسته نمودن نقش عربستان در تحولات داخلی سوریه و به‌طورکلی در سطح منطقه است. در رابطه با زمان طرح روسیه نکته قابل‌تأملی وجود دارد و آن این است که این طرح همزمان با مذاکرات هسته‌­ای ایران در ژنو مطرح شد که دلیل آن را می‌­توان نگرانی روسیه از احتمال چرخش سیاست جمهوری اسلامی ایران به سمت غرب پس از دست­یابی به توافق هسته­‌ای دانست. از این­رو همکاری با عربستان می‌­توانست حق انتخاب­‌های منطقه‌ای روسیه را افزایش دهد، ضمن آنکه همکاری در بحران سوریه نیز می­‌تواند کاهش فشار عربستان برای سرنگونی دولت اسد و یا تضمین منافع روسیه در صورت تغییر دولت در این کشور را در پی داشته باشد. شاید بتوان گفت بیان این طرح به‌منظور خروج روسیه از انزوا پس از بحران اوکراین و ایفای نقش فعال­تر در عرصه بین­‌الملل و همچنین کاهش نگرانی­های امنیتی عربستان پس از جمع‌بندی مذاکرات ایران و 1+5 بوده است. هرچند لحاظ نکردن جمهوری اسلامی ایران در این طرح ازجمله نقاط ضعف آن به حساب می­‌آید اما پوتین علی­‌رغم تأکید بر قدرت منطقه­‌ای ایران به‌­ویژه پس از توافقات، علت این امر را کاهش حساسیت سعودی­‌ها اعلام کرد.[3]

 

در رابطه با مواضع کشورهای مطرح­ شده در طرح جدید روسیه باید گفت که هر چهار کشور نسبت به اولویت آن در رابطه با مبارزه با تروریسم نظر مثبتی دارند اما در چگونگی اجرای آن با یکدیگر از اختلاف نظر اساسی برخوردارند. ترکیه مسئله اساسی را متوجه حضور اسد می­‌داند و هیچ تمایلی به حضور در طرح روسی نخواهد داشت ضمن آن­که قصد دارد مبارزه خود با تروریست را از مسیر همکاری با آمریکا در قالب پشتیبانی هوایی از مخالفان سوری و پاک‌سازی نیروهای داعش در امتداد مرز ترکیه و سوریه به پیش ببرد.[4] هرچند برنامه مذکور در راستای مبارزه با تروریست طراحی شده است اما حمایت از مخالفان سوری به معنای تضعیف اسد خواهد بود که بروز این مسئله حضور ترکیه در طرح روسیه را به‌کلی دور از واقعیت ارزیابی می‌کند. البته سناریوی پیشین عربستان به همراه سایر متحدین خود بر مبنای کناره­‌گیری اسد از قدرت بود، حتی جبهه عربی- غربی به این مورد اکتفا نکرد و به‌موازات حمایت از گروه‌های مخالف، از پدیده داعش نیز حمایت­‌هایی را به عمل ­آورد؛ اما امروزه شاهد هستیم جبهه مذکور دچار تهدیدات امنیتی از سوی گروه افراط­گرای داعش شده است و به مبارزه با آن می­‌پردازد. آنچه در این زمینه قابل‌تأمل است این است که بازیگران عربی و غربی، به‌­ویژه عربستان و ترکیه در رابطه با اکراد نیز دچار اختلاف‌نظر هستند، چراکه عربستان به حمایت از کردها می­‌پردازد و حتی آن­ها را در نزد خود متحد قلمداد می‌­کند تا آنجا که تصویب طرح خاور نزدیک آینده را منوط به ایجاد کردستان بزرگ می‌دانند.[5] این امر در حالی است که ترکیه به مبارزه نظامی با کردها پرداخته و معتقد است که مواضع این گروه به همراه داعش باید تضعیف شود. اردن هم علی­‌رغم موافقت با طرح روسی با نظرات عربستان همراه‌­تر خواهد بود؛ اما در این بین دمشق نظر کاملاً مثبتی دارد و موافق است که در سایه متحدین خود وارد ائتلاف مزبور شود، زیرا بشار اسد بر این امر آگاهی دارد که تحقق این طرح ابقای طولانی‌تر وی را به دنبال خواهد داشت. با این حال گفتنی است که اختلاف‌نظرها در مسیر اجرایی شدن این طرح، امکان­ تحقق آن را تضعیف می‌­نماید.

 

فرصت­‌ها و تهدیدهای طرح:

در رابطه با فرصت­‌های طرح پیشنهادی مسکو باید گفت که اگر روسیه بتواند به­طور موفقیت‌­آمیز این طرح را به پیش براند از یک‌سو سبب ابقای اسد و تحکیم مواضع وی خواهد شد و از سوی دیگر مخالفین و همچنین داعش را تضعیف می­‌نماید. تحقق این مسئله سبب می­‌شود تا منافع روسیه به­­‌عنوان متحد دولت اسد هم در حوزه سوریه و هم در عرصه بین­‌الملل حفظ شود؛ چراکه سیاست روسیه در قبال بحران اوکراین و به تبع آن تحریم­‌های بین­‌المللی بر این کشور از ارزش و اعتبار آن در صحنه بین­‌الملل کاست از این­‌رو روسیه با موفقیت در سوریه می­‌تواند از نقش انفعالی خود کاسته و به سوی نقش­‌آفرینی فعال­‌تر حرکت نماید. البته موفقیت این طرح جایگاه سوریه در عرصه بین­‌المللی را نیز تغییر خواهد داد؛ چراکه تضعیف مواضع داعش، تقویت جایگاه اسد را به دنبال دارد و اینکه حل معضل امنیتی داعش در عرصه بین­‌الملل از مسیر سوریه گذشته است؛ اما اجرایی شدن این طرح را تنها نمی­‌توان به­‌عنوان فرصت قلمداد کرد، چراکه در شرایط کنونی، شاهد افزایش مراودات روسیه با عربستان سعودی از یک­سو و نگرانی هر دو کشور از چرخش سیاست جمهوری اسلامی ایران به سمت غرب پس از توافق هسته­‌ای از سوی دیگر هستیم. همین امر ممکن است زمینه برخی توافقات میان مسکو و ریاض را در رابطه با سوریه ایجاد نماید. درواقع وضعیت مذکور سبب شود تا روسیه از برخی منافع خود در سوریه و حتی حمایت از اسد چشم­‌پوشی نماید و سوریه نیز به­‌عنوان هم­‌پیمان روسیه مجبور به اجرایی کردن تعهدات مسکو شود که از این منظر می­‌توان تحقق طرح روسیه را به­‌عنوان تهدیدی برای سوریه قلمداد کرد.

 

نتیجه­‌گیری:

با توجه به جزئیات طرح روسیه در رابطه با مبارزه با تروریسم و نقطه مقابل آن یعنی طرح عربستان و ترکیه مبنی بر کناره­‌گیری اسد از قدرت می­‌توان استنباط نمود که هرچند بازیگران طرح مذکور بر اولویت مبارزه با تروریسم اتفاق‌نظر دارند اما در انتخاب مسیر، جهت دست­‌یابی به هدف نمی­‌توانند در جبهه واحدی قرار بگیرند، زیرا هر یک از آن­ها تأمین منافع خود را دنبال می­‌نمایند: ترکیه مبارزه با چالش کردها را از مسیر نظامی پیگیری می­‌کند، عربستان خواهان کناره­‌گیری اسد از قدرت است و اردن در اتخاذ مواضع بر اساس منافع خود عمل‌گرایی را پیشه کرده است و همسو با آمریکا عمل می‌کند. بازیگران بین­‌المللی نیز در این راه هم­‌قدم نخواهند شد زیرا ایالات‌متحده حفظ هژمونی و رهبری خود بر جهان را هدف اصلی قرار داده است و اولویت روسیه نیز کاهش تفوق آمریکا بر مسائل منطقه و به­‌طور کلی ایجاد موازنه در قبال آن است. پس در نتیجه می­‌توان گفت تا زمانی که بازیگران منطقه­‌ای و بین­‌المللی جاه‌طلبی­‌های شخصی و نارضایتی­‌های سیاسی را بااهمیت‌تر از تهدیدات امنیتی جهانی برشمارند، عمل­‌گرایی در این عرصه محقق نخواهد شد.



[1] http://www.reuters.com/article/2015/08/06/us-mideast-crisis-syria-un-draft-idUSKCN0QB0D920150806

[2] Иван Ткачёв, Алёна Сухаревская (2015), “План Путина: какую роль играет Россия в борьбе с «Исламским государством”.

http://top.rbc.ru/politics/04/08/2015/55c0e90f9a7947e564ad13cc

[3] Тоже.

[4] http://www.reuters.com/article/2015/07/27/us-mideast-crisis-turkey-arrests-idUSKCN0Q10NH20150727

[5]http://ir.sputniknews.com/tags/person_nwr_shqy/