پیش از طرح دولت ائتلافی توسط محسن رضایی، طرح دولت وحدت ملی بود که رونمایی گردید. علی لاریجانی پس از کناره گیری از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی در سال 1386 بیان داشت که "پای‌بندی به وحدت ملی یک نیاز اساسی برای کشور است. اگر کشور بتواند تئوری دولت وحدت ملی را دنبال کند به نفع ماست..."

انتخابات ریاست جمهوری در ایران، یکی از تاثیرگذارترین رخدادهای سیاسی است که اثرات عمیقی بر عرصه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... ایران می گذارد از سوی دیگر تحولات داخلی ایران به خصوص انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نگاه ناظران خارجی از سیاستمداران گرفته تا رسانه ها از اهمیت به خصوصی برخوردار است چرا که تغییر روسای جمهور در ایران بازتاب گسترده ای در سیاست خارجی ایران داشته است.

در فضای داخلی کشور، انتخابات ریاست جمهوری ازآن باب اهمیت زیادی در حیات سیاسی ایران پس از انقلاب دارد که:

1-     قانون اساسی رئیس جمهور را عالی ترین مقام پس از رهبری معرفی می کند.

2-    سیاست های دولت که تا حد زیادی منشعب از افکار و تصمیم گیری های شخص رئیس جمهور است در زندگی مردم تاثیرمستقیم دارد و تغییرات سیاست ها به خصوص در عرصه های اقتصادی و سیاست خارجی این مسئله را آشکار نموده است.

3-    رئیس جمهور نماد هویت ملی تلقی می گردد. حضور رئیس جمهور در عرصه های بین المللی، ملاقات با مقامات کشورهای خارجی و هرآنچه که به شخصیت حقوقی رئیس جمهور رسمیت می دهد، مایه ی غرور ملی و هویت ملی است.

4-    انتخابات ریاست جمهوری نقطه ی عطفی در ارتقای بینش و بعضاً دانش سیاسی مردم شده است و از بابت خود انتخابات نیز موضوعیت می یابد.

5-    پس از حضور دکتر احمدی نژاد در جایگاه ریاست جمهوری، رقابت های انتخاباتی سال 88 و حوادث پس از آن، جایگاه رئیس جمهور از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است که دلیل آن را می توان در بسیج عظیم اجتماعی در رقابت های انتخاباتی سال 88 دانست چرا که از گروه های مختلف اجتماعی چون مراجع معزز تقلید، روحانیت، بازاریان، احزاب، سیاستمداران، گروه های دانشجویی، اساتید، هنرمندان، ورزشکاران و... به نوعی درگیر شده بودند و این مسئله به اهمیت جایگاه ریاست جمهوری افزود.

البته این دوره نیز از اهمیت دوچندانی برخورداراست که این اهمیت برآمده از  تحریم های تحمیلی علیه ایران (که هدفی جزء درهم شکستن مقاومت مردم و ایجاد انشقاق بین مردم و نظام را ندارد) است. این مسئله هم حضور مردم و میزان مشارکت آنها را بیش از پیش برجسته کرده است و هم برگزیده شدن فردی باتدبیرو با برنامه را.

همانطور که گفته شد در عرصه ی خارجی نیز انتخابات ریاست جمهوری در ایران از اهمیت برخوردار است. در عرصه ی منطقه ای و به خصوص شرایط ویژه ی پس از بیداری اسلامی، سیاست خارجی منطقه ای ایران را از اهمیت برخوردار نموده است. به خصوص روابط با کشورهای عربی که تغییر رئیس جمهور در ایران تاثیرات عمیقی بر این روابط گذاشت. به طور مثال برای کشوری چون عربستان سعودی روی کارآمدن رئیس جمهوری همچون هاشمی رفسنجانی و یا احمدی نژاد، بسیار متفاوت است. بررسی سیاست خارجی رئیس جمهور ایران در منطقه ابعاد گسترده ی دیگری نیز دارد که در این مطلب نمی گنجد.

ابعاد فرامنطقه ای انتخابات ریاست جمهوری در ایران نیز حائز اهمیت است. تغییر محسوس سیاست خارجی ایران دردوره های مختلف، این مسئله را برای بسیاری از کشورهای روشن کرده است که رئیس جمهور نقشی حائزاهمیت در سیاست خارجی بازی می کند. روابط متفاوت ایران و اروپا در دوره ی سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد بهترین مثالی است که می توان شاهد بر این مدعا گرفت. این مسئله را می توان به روابط ایران با سایر کشورها و مناطق جهان، نوع تعامل و فعالیت در سازمان های بین المللی و.. تعمیم داد. از سوی دیگر دو سال از سه سال ریاست ایران بر جنبش غیرمتعهدها در دولت یازدهم است. موقعیتی که فرصت های زیادی را در عرصه ی بین الملل برای ایران ایجاد کرده است. هفتمین رئیس جمهور ایران با پرونده ی هسته ای ایران درمواجه است و از سوی دیگر دولتی را تحویل می گیرد که در تحریم های ناعادلانه قرار گرفته است و سیاست های وی در عرصه ی هسته ای و همچنین برخورد و راهکار های او در مقابله با سیاست های خصمانه ی دشمنان بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. مسئله ی دیگر که به انتخابات ریاست جمهوری ایران اهمیت بخشیده است، حوادث پس از انتخابات 1388 در ایران است که برای کشورهای خارجی به خصوص دشمنان و مخالفین سیاست های ایران پیام های فراوانی را داشت و این برهه را برای دشمنان بیش از پیش پراهمیت کرد.

با توجه به اهمیت انتخابات ریاست جمهوری دوره ی یازدهم، گروه ها و احزاب سیاسی کم کم خود را آماده ی ورود به این کارزار می نمایند. شاید بتوان مطرح شدن طرح دولت وحدت ملی و دولت ائتلافی را به عنوان اولین برنامه های ارائه شده برای انتخابات یازدهم به حساب آورد. طرح هایی که چندان جدید نیست اما به عنوان گزینه برای انتخابات بعدی وجود دارد.

اما "دولت ائتلافی" چیست؟

طرح "دولت ائتلافی" یا " کابینه ی ائتلافی" طرحی است که در سال 1387 و قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم توسط دکترمحسن رضایی مطرح گردید. اگرچه مدعیان دیگری نیز پیدا کرد. حسین کنعانی مقدم عنوان نمود که ابن طرح را او مطرح کرده است.

محسن رضایی به نوعی برنامه ی انتخاباتی خود را نیز بر محور تشکیل کابینه ی ائتلافی گذاشت اما آنچه که به عنوان دولت ائتلافی عنوان کرد برنامه ای بود که قبل از ورود به عرصه ی انتخابات به عنوان یک راهکار ارائه داده بود طرحی که توسط احزاب و افراد نزدیک به وی مورد تایید قرار گرفت اما در عرصه ی سیاسی کشور چندان مورد استقبال قرار نگرفت. محسن رضایی در پیوست نامه خود به سران احزاب و قوا که در سال 1387 طرح خود را بدین شرح بیان می دارد:

"دولت ائتلافی، تفاهمی بین نامزدهای ریاست جمهوریِ اصولگرا و ارزشی صورت می‌گیرد به این ترتیب که سی نفر از افراد کارآمد و متعهد که موفقیت آنها در مدیریت بخش‌های مختلف کشور به اثبات رسیده باشد گردهم می‌آیند و کسانی هم که از نیروهای ارزشی قصد نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری دهم را دارند به آنها افزوده می‌ شوند. این مجموعه در انتخابات ریاست جمهوری در سه مرحله فعال می‌شوند"

وی پس از بیان مراحل و شرح کار به توافق جمعی ای اشاره می کند که نامزد منتخبِ جمع، متعهد به اجرای آن می شود. توافقی که تشکیل شده از بندهای زیر است:

1ـ فرد انتخاب شده بعنوان نامزد انتخابی گروه سی نفره با نامزد و یا نامزدهای دیگر رقابت می‌کند.

2ـ هر سی نفر، از فرد انتخاب شده در انتخابات حمایت می‌کنند.

3ـ فرد انتخاب شده از هر سی نفر و نامزدهای همراه دیگر در کابینه به هر شکلی که با آنها و با مجلس شورای اسلامی به توافق می‌رسد ( از مشاور گرفته تا معاون و یا وزیر ) استفاده می‌کند.

4ـ فرد انتخاب شده در تمامی امور با گروه سی‌نفره مشورت می‌کند.

5ـ فرد انتخاب شده و هر سی نفر در چارچوب برنامه انتخاب شده، عمل می‌کنند.

6ـ برنامه باید در چارچوب چشم‌انداز بیست ساله کشور باشد.

7ـ‌ کلیه اقدامات صورت گرفته شفاف به مردم گفته می‌شود و از هر نوع اقدام پشت صحنه و غیر شفاف پرهیز می‌گردد.

وی در این پیوست بیان می کند که دولت ائتلافی، حول این ایده محوری شکل گرفته است که دولت در کشور بزرگ و پهناوری همچون ایران با اهداف و آرمانهای بزرگ و فرصتهای تاریخی را نمی‌توان بطور فردی مدیریت کرد.

در جای دیگری محسن رضایی  هدف دولت ائتلافی را پایان بخشیدن به برتری طلبی فردی، نفی خود محوری، تکروی و انحصار طلبی در جهت ایجاد فرصت های جدید برای توسعه کشور عنوان می کند.[1]

دولت ائتلافی یا دولت وحدت ملی ؟

پیش از طرح دولت ائتلافی توسط محسن رضایی، طرح دولت وحدت ملی بود که رونمایی گردید. علی لاریجانی پس ازکناره گیری از سمت دبیرشورای عالی امنیت ملی در سال 1386 بیان داشت که "پای‌بندی به وحدت ملی یک نیاز اساسی برای کشور است. اگر کشور بتواند تئوری دولت وحدت ملی را دنبال کند به نفع ماست..." [2]

اما این مسئله چندان مورد توجه قرار نگرفت تا آنکه علی اکبرناطق نوری بحث دولت وحدت ملی را بیان کرد و مخالفت ها و موافقت های مختلفی را دربرداشت اما واکنش ها نسبت به این طرح وی را وا داشت تا بگویدطرح دولت وحدت ملی در نطفه خفه شد.

اگرچه ناطق به عنوان مبتکر این طرح به نوعی سوت پایان آن را به صدا درآورد اما همایش سی سال قانونگذاری در سال 1387(که با حضور همه ی اقشار سیاسی و با ابتکار علی لاریجانی برگزار شد) گام عملی این طرح محسوب گردید. طرحی که برخی در رابطه با آن گفتند: «دولت وحدت ملی» اسم مستعار پروژه حذف احمدی نژاد است.[3]

با نزدیک شدن به پایان سال 1387 و آغاز رقابت های انتخاباتی سال 1388 این طرح نیز به مرور به فراموشی سپرده شد تا آنکه اکبرهاشمی رفسنجانی در مهرماه 1391در دیدار با جمعی از رزمندگان وایثارگران هشت سال دفاع مقدس بار دیگر طرح دولت وحدت ملی را رونمایی کرد. مسئله ای که در دیدار وی با برخی از اصلاح طلبان نیز به نوعی تکرار گردید و از آن تعریفی نیز ارائه کرد. وی گفت: "وحدت ملی، یعنی در عین داشتن اختلافات سلیقه‌ای، در مورد منافع و مصالح نظام وحدت و هماهنگی ایجاد شود...راه ایجاد هماهنگی و وحدت در کشور و مقابله با خطرات گزنده دشمنان، جمع کردن سلایق مختلف زیر چتر منافع و مصالح نظام، حول محور اسلام و قانون اساسی است."

با توجه به این مسئله باید سوال کرد آیا دولت ائتلافی همان دولت وحدت ملی است؟

حسین کنعانی مقدم از اعضای جبهه ایستادگی (نزدیک به محسن رضایی)در باب تفاوت این دو می گوید:

"دولت وحدت ملی به این معنی هست که مجموعه ای از جریانهای سیاسی که نسبت به نظام موضع گیری می کنند و شاید خودشان را در خارج از نظام تعریف می کنند و در بعضی از کشور ها وقتی صحبت از وحدت ملی می شود نیروهایی که خارج از نظام تعریف می شوند و همراهی نمی کنند . به نظام بر گردند و یکپارچه شوند . خیلی از گروه ها ممکن است قهر سیاسی کرده باشند برخی از اصلاح طلبان ، برخی جریان های مختلف حتی اصولگرایی، برخی جریان هایی که نه به جناح چپ ربطی دارند و نه به جناح راست[و] مستقل هستند ممکن است بخاطر مسائل سیاسی قهر کرده باشند،در این مواقع است بحث آشتی ملی و دولت وحدت ملی مطرح می شود،اما آنچه که اکنون باید در نظر گرفته شود این است که جریان های درون نظام یک وحدت رویه ای برای حل مشکلات مردم داشته باشند."

و البته دکتررضایی نیز خود دولت ائتلاف را متفاوت با دولت وحدت ملی می داند و در مصاحبه ی خود با   روزنامه ی خراسان در مهرماه 1391 گفت: "من همان موقع هم گفتم که دولت وحدت ملي کارايي ندارد"  و در ادامه تفاوت را اینگونه بیان می دارد که:"دولت ائتلافي کارآمد و متعهد را در انتخابات قبل گفتيم که با دولت وحدت ملي متفاوت است. دولت ائتلافي و کارآمد يک دولت جمعي و ارزشي است. مفاهيمي از قبيل وحدت ملي براي حل مشکل گروهي از نخبگان که سياسي هستند مطرح مي شود و گر نه قادر به حل همه مشکلات جامعه نيست."

آنچه که به نظر می آید آن است که دولت وحدت ملی هاشمی-ناطق راه میانه ایست تا اصلاح طلبان و اصولگرایان را در یک کابینه گردآورد و دولت ائتلافی رضایی ، ائتلاف جریان های اصولگرایی را مدنظر دارد اگرچه این تمایز بستگی به تعریف دوطرف از جریان های سیاسی دارد. چرا که با وجود اعلام تمایز این دو طرح از سوی رضایی اما هنوز برخی این دو طرح را یکی می دانند. چرا که مفهومی که رضایی از وحدت ملی بیان می کند چندان روشن نیست و از سوی دیگر با شیوه نامه ی سه مرحله ای خودش که در سال 1387 منتشر نمود تفاوتی ندارد. وی آنجا نیز نخبه گرایی کرده بود و 30 نفر را محور ائتلاف برای تشکیل دولت قرار داده بود و برداشت احتمالی نگارنده را که در سطور بالا عنوان شد، به صراحت بیان نکرده بود.

علی عسگری رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام که در کسوت سخنگوی غیررسمی طرح دولت وحدت ملی ظاهر شده است می گوید:

" کارشناسی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی دولت کارآمد را دولت وحدت ملی می داند و فردی مانند محسن رضایی در قالب یک محافظه کاری از نوع خاص خودش دولت ائتلافی را عنوان می کند. به عبارتی اگر رضایی ترس دارد که اسم دولت وحدت ملی را بیاورد اما خود آن را برای برون رفت از وضع موجود فریاد می زند."

صحبت اصلی دولت ائتلاف چیست؟

آنچه که از مجموع اظهارنظرها پیرامون دولت ائتلاف و دولت وحدت ملی به چشم می خورد تاکید بر استفاده از همه ی نیروهای توانمندِ دلسوز و کارآمد نظام است. این هسته مرکزی هم در طرح محسن رضایی  و هم در طرح دولت وحدت ملی مورد تاکید و توافق است اما آنچه ظاهراً این دو طرح را از یک دیگر مجزا کرده است تعیین مصادیق برای نیروهای دلسوز است.

مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی و از چهره های نزدیک به هاشمی رفسنجانی در این رابطه عنوان می کند که در دولت وحدت ملی از همه سرمایه‌ها و نیروهای انقلاب بهره گرفته می‌شود و تمام تجربه‌ها به کار بسته می‌شود.[4]

راه چمنی دبیر کل حزب وحدت و همکاری ملی در قالب عنوان دولت ائتلافی همین محتوا را بیان می دارد و می گوید:

"در یک دولت ائتلافی افراد برجسته ، صاحبنظر و کاردان هر دو جناح اصلی کشور به شرط پذیرش یک مدیریت واحد می توانند مدیریت کشور را ارتقاء داده و از همه پتانسیل های کشور استفاده بهینه کنند.گروه هایی از اصلاح طلبان معتدل که چارچوب نظام و خط امام و رهبری برای آنان اولویت اول و آخر است می توانند با همکاری اصولگرایان معتدل یک دولت کارآمد و ملی برای چهار سال آینده کشور ایجاد و امور کشور را به سمتی مطلوب هدایت کنند."[5]

علی مطهری نماینده ی مجلس نیز از رئیس جمهوری فراجناحی برای پایان دادن به بازی اصلاح طلبی - اصولگرایی استقبال کرده است.

دکتر محمدرضا عارف نیز از دولت تفاهم ملی سخن گفته است که به نظرچندان متفاوت از دولت ائتلاف و وحدت ملی نیست هرچند وی آن را متفاوت از دولت وحدت ملی دانسته است.

صادق زیباکلام می گوید:

"اگر این تحلیل من درست باشد آن وقت مهم ترین و اساسی ترین کارویژه و رسالت دولت جدیدی که در سال آینده بر سر کار می آید این خواهد بود که جامعه را از این وضعیت نجات دهد و ما را به سمت وحدت، همدلی و آشتی ملی سوق دهد و از حجم این دشمنی ها بکاهد. این وضعیت که بعد از 22 خرداد 88 بوجود آمده حتی در یک جامعه معمولی مخرب است و به هیچ وجه از نظر سیاسی و اجتماعی مطلوب نیست؛ چه برسد در جمهوری اسلامی ایران که با تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل، تحریم های سنگین روبرو است."

آیا دولت ائتلافی راهکار امروز ایران است؟

مهمترین مسئله در رابطه با این طرح این است که طراحان چه برداشت و شناختی از وضعیت موجود دارند. اگر نگاه مثبت و روبه پیشرفت به وضعیت موجود باشد قاعدتاً ادامه ی سیاست های موجود سرلوحه قرار می گیرد اما در غیر اینصورت راهکار برای تغییر سیاست های موجود خواهد بود و طرحی همچون دولت ائتلافی خلایی و اشتباهی را می بیند که به دنبال پرکردن آن است. برداشت های که وجود دارد مبتنی بر نوعی انحصارگرایی، ناکارآمدی و... می باشد. از سوی دیگر وجود انشقاق میان نیروهای کشور نیز در عنوان این طرح به چشم می خورد.

اما واقعاً وضعیت کشور ما به این شکل است؟ آیا طراحان شناخت درستی نسبت به مسائل جامعه و مشکلات داشته اند؟

اما چه مشکلاتی پیش پای طرح دولت ائتلافی وجود دارد؟

مشکلات ساختاری

دولت ائتلافی برای دولت کشورهایی به کار برده می شود که نظامی پارلمانی دارند  هیچ حزبی نتوانسته است اکثریت کرسی ها رابرای تشکیل دولت بدست آورد و چند حزب با یک دیگر ائتلاف می کنند تا مقدار لازم کرسی را برای آنکه دولت را به دست بگیرند تامین شود و هر حزب به اندازه ی کرسی های خود در مجلس در دولت پست می گیرد و این مسائل در یک سازوکار حقوقی و قانونی صورت می گیرد.

البته محسن رضایی در پیوست خود 2 نوع دولت ائتلافی را برشمرده و طرح خود را از این دولت های ائتلافی جدا کرده بود اما به نظر شباهت هایی با یکدیگر دارند هرچند در ساختارهای حقوقی متفاوت است. دولت ائتلافی به معنی واقعی از یک سازوکار حقوقی درحکومت برخوردار است اما آنچه که رضایی پرچم دار آن می باشد یک مکانیسم برای همکاری است.

آنچه وی به عنوان راهکار خود ارائه کرده است چندان پخته به نظر نمی آید. 30 نفر هسته ی اصلی توسط چه کسانی انتخاب می شوند؟ وجه اشتراک آنها چیست؟

چه تضمین برای رعایت موارد مورد توافق وجود دارد؟

آیا جمع تعدادی از مدیران به معنی مشارکت تمام مردم و وحدت است؟

آیا شکست روند همگرایی که برای انتخاب یک نامزد واحد از سوی اصولگرایان در سال 1384 (که در حد بسیار محدود تر ازاین طرح بود) رخ داد نمونه ی بارز آرمانی بودن این طرح نیست؟

به هرحال این روند رقابت را از بین می برد چرا که هرکسی مطمئن است حتی اگر پیروز نشود اما در قدرت شریک است. این مسئله متفاوت است از استفاده از رای و نظر افراد گوناگون. به نوعی این طرح می تواند راهی باشد برای ورود به قدرت برای آنان که در حال طبیعی نمی توانند رای مردم را به دست آورند. انتقادی که برخی به طرح وحدت ملی وارد می کنند و وحدت ملی را راهی برای بازگشت به قدرت اصلاح طلبانی می دانند که در هفت انتخابات گذشته شکست خورده اند.

یکی از مشکلات اساسی این طرح، تصمیم گیری خواهد بود. رئیس جمهوری که برای هر تصمیم خود باید با 30 نفر که مطابق با موافقت نامه هم سطح وی هستند، مشورت کند. این روند به تصمیم گیری فوری در کشور آسیب خواهد زد.

بزرگترین مشکلی که در طرح دولت ائتلافی و وحدت ملی نادیده انگاشته شده است توجه به ریشه ی اختلافات است. به هرحال جریان های مختلف در این کشور نسبت به اداره ی کشور نظرهای خاص خود را دارند. برخی نیز نه تنها در روش ها بلکه در اصول و زیربناها نیز دچار اختلاف هستند. به هرحال مرزهای این طرح با وحدت ملی همچنان باقی است. طرحی همچون دولت وحدت ملی نقص های بغرنجی در خود دارد. به هرحال مرز بندی با عوامل فتنه ی 88 مسئله ای بنیادین است. اینکه باید نسبت افراد با شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و استقلال آزادی جمهوری ایرانی مشخص شود یک حق است. چرا که موافقین و مخالفین این شعار مشکلات فکری و اعتقادی عمیقی با یکدیگر دارند. به هرحال این حق مردم است که مثلاً بداند سیاست خارجی دولتی که می خواهند رئیس آن را انتخاب کنند چیست؟  موافقین و مخالفین شعار نه غزه نه لبنان سیاست خارجی متفاوتی خواهند داشت و البته این مسئله عمیق تر است چرا که معتقدین و منتقدین به این شعارها و این طرز تفکرها را خطی مشخص از یک دیگر جدا می کند که آن چارچوب های فکری و عقیدتی نظام است و اگر دولت ائتلافی نتواند مرز مشخص و هدف مشخصی متمایز با طرح دولت وحدت ملی بیابد، دولت برآمده از این ایده، بدین شکل نمی تواند کارآمد باشد. دکتر عماد افروغ نیز بیان می دارد که در دولت ائتلافی هیچ کس مسئولیت را برعهده نخواهد گرفت.

مشکل دیگری که این طرح دارد مشکل جامعه شناختی است. این طرح در سال 1387 مطرح گردید و دوباره پس از 4 سال تکرار شده است. شباهت سال 87 و 91 در چیست؟ آیا این طرح در سال 88 شکست نخورد؟

به نظر نوعی تناقض در ارائه ی این طرح وجود دارد. این طرح در سال 87 مطرح گردید و رضایی به عنوان مبتکر دولت ائتلافی و با شعار دولت ائتلافی وارد کارزار انتخابات شد و شکست خورد یعنی مردم شرایطی را که وی در قالب ناکارآمدی، انحصارگرایی و... عنوان می کرد، تمدید کردند.

اگر جواب مبنی بر تغییر اوضاع و احوال باشد(که از نگاه نگارنده قطعاً تغییرات اساسی رخ داده است)چرا این طرح در سال 87 هم مطرح گردید؟

نقص اصلی در تفکر دولت ائتلافی عدم تعریف دقیق از مفاهیم است. یعنی اصولگرایی، ارزشی بودن یعنی چه؟ محور ائتلاف چیست؟ خط قرمزها کجاست؟ و...

استفاده از نیروهای دلسوز و متخصص که محوروحدت آن ها اسلام و انقلاب و نظام و امام ورهبری باشد مطلوب همه است اما به نظر طرح دولت وحدت ملی دچار تناقض هایی است که آسیب های فراوانی برای اصل تفکر انقلاب دارد و طرح دولت ائتلافی نیز (اگر به عنوان دولت یکپارچه ی اصولگرا تفسیر شود) هرچند مشکل دولت وحدت ملی را حل می کند اما برخوردار از یک سازوکار منسجم نیست و مبتکر آن نیز از پایگاه اجتماعی مقبولی برخوردار نمی باشد و خود طرح نیز نتوانسته است گروه ها را با خود همراه کند.