هر چند اقدامات داعش در شهر سنجار کاملا محکوم است، ولی این اقدامات در مقایسه با شهادت قریب به دو هزار غیر نظامی فلسطینی از جمله زنان و کودکان و موشک باران پی در پی باریکه غزه طبیعتا قابل مقایسه نمی باشد، ولی به یکباره به اولویت رسانه ای برخی شبکه های ماهواره ای و مطبوعات و رسانه های مجازی تبدیل شد. به همراه آن موضع گیری های پشت سر هم مسئولین دیپلماتیک کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس و فرانسه آغاز شد.

با آغاز فرآیند بی‌ثبات‌سازی عراق در ماه های اخیر، در همان ابتدای این طراحی جدید دستگاه فاسد استکبار جهانی، رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان قضایی، هدف نهائی آمریکا را از دامن زدن به ناآرامی در عراق، تلاش این کشور برای تحت سلطه قرار دادن عراق عنوان کردند و این نا آرامی ها را که پشت پرده آن نظام سلطه و مهره ی اصلی آن پس مانده های رژیم صدام و پیاده نظام آن عناصر تکفیری متعصب بودند را دعوای گروه خواهان الحاق به اردوگاه آمریکا و کسانی که خواهان استقلال کشور هستند خواندند و ضمن  اعلام مخالفت قاطع خود را با دخالت آمریکایی ها و دیگران در عراق، راه حل این بحران را معادله سه گانه دولت، ملت و مرجعیت دینی اعلام کردند.

 

در همان ابتدای این بحران پیش بینی می شد که آمریکایی ها به دنبال فراهم آمدن موقعیتی برای حضور دوباره در عراق و جبران خروج مفتضحانه خود در عراق هستند،که در گام اول تعداد قابل توجهی از تفنگداران آمریکایی را به بهانه محافظت از اماکن دیپلماتیک آمریکا به عراق گسیل داشتند. اما پس از گذشت چیزی قریب به دو ماه از بحران عراق چه اتفاقاتی رخ داد که باراک اوباما در این برهه زمانی فرمان حمله هوایی به مواضع داعش در عراق را صادر کرد و با فاصله چند ساعت پنتاگون از آغاز این حمله هوایی خبر داد.

 

پس از هجوم وحشیانه ی هوایی و زمینی رژیم صهیونیستی به نوار عزه که با پاسخ قاطع مقاومت اسلامی همراه شد و رسوایی جدیدی برای این رژیم اشغالگر پدید آورد، گمانه ای در برخی رسانه های منطقه ای مطرح شد، مبنی بر اینکه نبرد غزه محصول قدرت بازیگری فوق العاده ی جمهوری اسلامی ایران در منطقه است؛ درست زمانی که با توجه به جنگ داخلی و بحران در سوریه و عراق و ناآرامی و ناامنی در دیگر کشورهای محیط پیرامونی رژیم صهیونیستی، این رژیم در حاشیه امنیتی ایجاد شده از این بحران های مصنوعی و ساختگی به سر می برد، و با مشغول سازی داخلی کشورهای اسلامی و بالکانیزه شدن منطقه، دشمن مشترک همه مسلمانان یعنی رژیم غاصب صهیونیستی فراموش شده بود، با شکل گیری جنگ جدیدی در فلسطین اشغالی، بار دیگر مسئله فلسطین به مسئله ی اصلی جهان اسلام تبدیل شد، و بحران های ساختگی و اقدامات گروه هایی مانند داعش به مسائل فرعی و حاشیه ای تبدیل شد.

 

فارغ از درست و یا غلط بودن چنین گمانه ای، نتیجه ی آن قابل تردید نمی باشد، که نبرد فلسطین در ماه مبارک رمضان به مسئله ی اول جهان اسلام بدل شد. با دفاع شجاعانه و غرور آفرین مقاومت اسلامی، دستاورد جدیدی برای محور مقاومت در حال رقم خوردن است و رسوایی دیگری برای رژیم جلاد و کودک کش صهیونیستی به بار آمده است. با توجه به دست برتر مقاومت در جنگ و به تبع آن در مذاکرات قاهره، و تعیین پیش شرط برای آتش بس از سوی مقاومت، رژیم صهیونیستی که ابتدا مذاکرات قاهره را تحریم و حضور خود را منوط به خلع سلاح مقاومت کرده بود، در نهایت مجبور شد به این مذاکرات بپیوندد و پیرامون شروط مقاومت به مذاکره و چانه زنی بپردازد.

 

با توجه به حقارت جدیدی که برای صهیونیست ها رقم خورد که احتمال تشکیل وینوگراد جدیدی هم پیش بینی می شود، دستگاه فاسد استکبار جهانی با محوریت ایالات متحده آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی که در پشت پرده نا آرامی های منطقه قرار دارد و به نوعی می توان ادعا کرد که اقدامات دشمنان فرعی یعنی داعش و النصره در عراق و سوریه و لبنان امتداد اقدامات و طرح ریزی های دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی در باریکه غزه است، طراحی جدیدی برای به حاشیه راندن مسئله فلسطین و به تبع آن سرپوش گذاشتن بر شکست و حقارت جدید رژیم صهیونیستی صورت گرفت که دارای دو فاز اصلی بود؛ یکی نبرد عرسال در لبنان و دیگری تصرف سنجار در عراق.

 

نبرد عرسال که به طور مشترک توسط داعش و جبهة النصره از سمت منطقه عمومی قلمون سوریه به سمت عرسال اجرا شد، تلاشی از سوی گروه های تکفیری و حامیان آنها برای انتقال و سرریز ناامنی و بی ثباتی در عرسال لبنان بود که با واکنش و مقاومت هوشمندانه ارتش لبنان بدون دخالت حزب الله پایان یافت. هر چند مدت کوتاهی برخی رسانه ها را به خود مشغول کرد ولی به اولویت رسانه ای و افکار عمومی منطقه تبدیل نشد. علیرغم اینکه تلاش زیادی از سوی گروه های تکفیری برای آواره کردن شهروندان عرسالی صورت گرفت، تا بدینوسیله جنجال فراوانی به پا شود و شبکه هایی نظیر العربیه نیز به پخش تصاویری از خروج شهروندانان این شهر به مناطق مجاور پرداختند ولی اقدام هوشمندانه ارتش لبنان مانع از این توطئه شد و گروه های تکفیری مجبور به خروج از این منطقه شدند.

 

اقدام طراحی شده ی دیگر، تصرف شهر سنجار عراق توسط داعش بود. انتخاب شهر سنجار انتخاب هوشمندانه ای بود، شهری که در خود اقلیت مذهبی کردی به نام طائفه ایزدی ها را جای داده است. طائفه ای که اقدام علیه آن دارای برد رسانه ای است، این طائفه علاوه بر داشتن نماینده در پارلمان عراق، در ایالات متحده نیز مرکزی به همین نام دارد. شهری که تصرف آن هم به نوعی ارتش عراق و دولت مرکزی را با خود درگیر می کرد و هم اقلیم کردستان را. تصرف این شهر، کشتار وحشیانه و سبعانه ی مردم، آواره کردن اهالی آن و پناه بردن برخی از آن ها حتی به کوه ها قطعاتی از این پازل بزرگ را تشکیل می داد.

 

هر چند اقدامات داعش در شهر سنجار کاملا محکوم است، ولی این اقدامات در مقایسه با شهادت قریب به دو هزار غیر نظامی فلسطینی از جمله زنان و کودکان و موشک باران پی در پی باریکه غزه طبیعتا قابل مقایسه نمی باشد، ولی به یکباره به اولویت رسانه ای برخی شبکه های ماهواره ای و مطبوعات و رسانه های مجازی تبدیل شد. به همراه آن موضع گیری های پشت سر هم مسئولین دیپلماتیک کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس و فرانسه آغاز شد. در نهایت شورای امنیت با درخواست کشور فرانسه تشکیل جلسه داد و موضوع اقدامات داعش در شمال عراق به دستور کار این شورا تبدیل شد.

 

هر چند موضوع تصرف شهر سنجار و جنایاتی که در این شهر صورت گرفت، موضوعی بسیار مهم است و اقدام قاطع مجامع بین المللی را می طلبد، ولی مسئله این جاست که چرا شورای امنیت اولا در موضوع فلسطین هیچ اقدام موثری صورت نداد و ثانیا چرا آمریکا پس از گذشت دو ماه از بحران عراق و سقوط شهرهای مهمی چون موصل در این برهه زمانی به فکر حمله هوایی به مواضع داعش در شمال عراق افتاد. نوع اقداماتی که داعش در سنجار مرتکب شد اقدامات تازه ای در عراق به شمار نمی آید و جنایت های سنگین تری در دیگر شهرهای عراق رخ داده است. شهر موصل به عنوان دومین شهر مهم عراق و سومین شهر پر جمعیت عراق بیش از دو ماه است که در اشغال داعش به سر می برد، و داعش در همان ابتدا برای اقلیت های مذهبی آن ضرب الاجل پرداخت جزیه و یا خروج را تعیین کرد، ولی در آن برهه نه شورای امنیت با جدیت موضوع را پیگیری کرد و نه آمریکا فرمان حمله هوایی به مواضع داعش را صادر کرد. اقداماتی دیگری شبیه به آن نیز بارها در این دو ماه در عراق رخ داد.

 

در مجموع اهداف آمریکا از اجرای چنین حمله هوایی را می توان در چهار مورد خلاصه کرد:

 

- به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و فراموشی دوباره آن، برجسته سازی دشمن فرعی و ساختگی داعش و تبدیل شدن بحران های ساختگی به مسئله اول مسلمانان و رسانه ها

 

- سرپوش گذاشتن بر پیروزی جدید مقاومت اسلامی و رسوایی و حقارت جدید رژیم صهیونیستی

 

- بالا بردن قدرت چانه زنی مذاکره کنندگان رژیم صهیونیستی و تن ندادن به شروط مقاومت در مذاکرات آتش بس با کمرنگ شدن مسئله فلسطین در افکار عمومی، رسانه ها و مجامع بین المللی

 

- دست یابی به هدف نهائی خود در عراق مبنی بر بازگشت به این کشور و تحت سلطه قرار دادن آن

 

در چنین وضعیتی، مقاومت اسلامی که شاهد کارشکنی و تن ندادن رژیم صهیونیستی به شروط مقاومت در مذاکرات آتش بس از جمله لغو محاصره غزه بود، با پایان یافتن مهلت 72 ساعته آتش بس موقت در ساعت 5 صبح روز جمعه، ضمن مخالفت با درخواست تمدید آتش بس موقت برای 72 ساعت دیگر علیرغم موافقت رژیم صهیونیستی، با ارسال سه موشک به شهر عسقلان در اراضی اشغالی، بار دیگر آژیر خطر را در شهرک های صهیونیستی به صدا در آورد، و با اقدام مقتدرانه ی خود به طرح ریزی رژیم صهیونیستی و متحدان آن بدل زد و بحران های ساختگی را به حاشیه برد.