وقایع و اتفاقات رخ داده در سوریه را می توان یکی از محورهای طرح مقابله ی آمریکا دانست. طرحی که در آن بازیگران مستقیم و یا بهتر بگوییم ابزارهای در اختیار آمریکا و اسرائیل در منطقه به سه طیف تقسیم می شوند: یک طیف کشورهای همچون عربستان، قطر، امارات، طیف دوم کشوری به نام ترکیه و گروه سوم کشور های اروپایی و اعضای ناتو.

مناسبات سیاسی و دیپلماتیک فی مابین تلاویو - آنکارا همانطور که در قسمت قبلی نیز به آن اشاره شد بازیگر سومی به نام آمریکا دارد.

استکبار در تجربه چندین دهه ای خود به طور قطع به این نکته رسیده است که دخالت مستقیم در کشور های دیگر(به خصوص کشور های مسلمان) او را وادار به تحمل هزینه های فراوانی چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ اعتباری  خواهد کرد.

لذا برای هرچه بیشتر کاهش دادن این هزینه ها و افزایش پیشرفت  سیاست های  بین المللی خود به دنبال ایجاد یک رابطه غیر مستقیم در مناسبات بین المللی فی مابین خود و کشور های هدف بوده است. شرایط حادث شده بعد از به وقوع بستن جنش های بیداری اسلامی، آمریکا را وادار به طراحی آنتی تزی برای کنترل رشد روز افزون این جریان با محوریت گفتمان اسلام خواهی آن هم با پیروی از الگوی انقلاب اسلامی ایران کرد.

وقایع و اتفاقات رخ داده در سوریه را می توان یکی از محورهای این طرح مقابله دانست طرحی که در آن بازیگران مستقیم و یا بهتر بگوییم ابزارهای در اختیار آمریکا و اسرائیل در منطقه به سه طیف تقسیم می شوند، یک طیف کشورهای همچون عربستان، قطر، امارات، طیف دوم کشوری به نام ترکیه و گروه سوم کشور های اروپایی و اعضای ناتو.

در لایه بندی مخالفان خارجی سوریه میتوان در ابتدا ترکیه را در نوک پیکان حمله، عربستان و قطر را در لایه دوم (به عنوان تامین کنندگان لجستیکی) و در لایه سوم کشور های عضو ناتو را در نظر گرفت.

مواضع ترکیه در یک سال گذشته و از همان ابتدای شروع درگیری ها در سویه روشن و واضح بود اما آنچه جای تعجب دارد عدم موضع گیری ها سریع و دخالت های مستقیم اسرائیل در  قضیه سوریه بود. سوریه‌ای که تنها کشور عربی می باشد که هیمنه جنگ با اسرائیل را در تفکرات عرب ها در طول تاریخ شکسته است

جنس حرکت های رخ داده در بحث جنبش های بیداری اسلامی می توان استکبار ستیزانه دانست. پس برای همسو معرفی کردن شورش های رخ داده در سوریه با این حرکت عظیم مردمی نیاز بود برخی فاکتورها را حتی به ظاهر نیز که شده رعایت کرد، اول اینکه شورشیان باید مسلمان و فریاد آنها الله اکبر باشد و دوم کشور های حامی آنها نیز از خود مسلمانان و در طیفی گسترده یعنی از عربستان با تفکرات سلفی تا ترکیه دارای تفکرات سکولاری را شامل شوند.

دراین طراحی به نظر عاقلانه می رسد که جایی برای حضور آشکار دست های رژیم اشغالگر صهیو نیستی وجود نداشته باشد. اما نباید از کمک های پنهان رژیم صهیو نیستی در زمینه مسائل جاسوسی و اطلاعاتی به این گروها غافل بود.

اما آن کشوری که با دم زدن از برپایی اسلام و دمکراسی در سوریه  به دنبال پیش برد اهداف اسرائیل در منطقه می باشد کشوری نیست به جز ترکیه.

ترکیه از همان آغاز جنبش های بیداری اسلامی به دنبال تصاحب آنها به نفع خود بود و اقداماتی را نیز چه در سطح بین المللی و چه در سطح منطقه ای صورت داد اما در قضیه سوریه با  متحمل کردن خود به هزینه های بسیار سنگین نشان داد که هدفی جز  تبدیل شدن به قدرت اول در میان کشور های مسلمان را ندارد و راه رسیدن به این هدف را در هم شکستن محورهای مقاومت اسلامی می داند و در گام اول و بر اساس پتانسیل های بالقوه موجود، سوریه بهترین گزینه می تواند باشد.

از طرفی اسرائیل که سوریه برایش مترادف است با خطری بزرگ به نام ایران در همجواری مرزهایش،  حتما از تغییر شرایط ژئوپولیتیکی منطقه به نفع ترکیه و حتی کشور های دارای تفکرات تند اسلامی مانند سلفی ها حمایت خواهد کرد.

پس می بینیم که در شرایط حال حاضر منطقه منافع ترکیه و اسرائیل به یک همپوشانی  رسیده اند که هیچ کدام بر حسب برنامه ریزی های آینده خود حاضر به زاویه دادن به آنها نخواهند بود اما رویکرد های پیشبرد و دستیابی به این منافع مشترک متفاوت می باشد . این تفاوتها ریشه در دیدگاههای جایگاهی و بازیگری بالاتر بنام آمریکا دارد .

ترکیه، ایران و اسرائیل

مناسبات ایران و ترکیه در طول تاریخ دست خوش فراز و فرود های فراوانی بوده است فراز و فرودهایی که متاثر از عوامل مختلفی می باشد اما در دوران بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، عاملی که بیشترین تاثیر را در این روابط دارد مساله کردها می باشد. مساله‌ای که چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه را درگیر خود کرده است اما این اختلافات هیچ گاه به عاملی برای قطع کامل روابط تبدیل نشده اند.

به عبارت دیگر می توان ایران و ترکیه را دو رقیب در منطقه در نظر گرفت تا دو دوشمن، رقابتی که محور اصلی آن ارائه مدلی از اسلام می باشد.

بهترین حالت برای غرب و اسرائیل تبدیل شدن این رقابت به تقابل و تضاد می باشد. ترکیه در حال حاضر به دنبال دست یابی به آینده‌ای می باشد که از سوی آمریکا ترسیم شده است. آینده ای که در آن حکومت عثمانی بزرگ در مدلی جدید قابل دست یابی می باشد.

ترکیه در طول تاریخ چند دهه گذشته خود نشان داده است که برای رسیدن به اقتدار سابق خود حاضر به دست زدن و زیر پاگذاشتن خیلی از موارد می‌باشد. حال این موارد اسلام باشد و یا روابط بین المللی.

این موضوع از کسی پوشیده نمی باشد که در صورت تحکیم روابط میان ایران و ترکیه افق های تازه و جدیدی بر روی هر دو کشور گشوده می شود و می توانند با هم‌افزایی قدرت های خود در سطح بین المللی و منطقه‌ای به بلوکی جدید و قدرتمند در جهان تبدیل شوند اما نباید از این موضوع نیز چشم پوشی کرد که کسی که حال خود را بر اساس توهمات آینده روشن ترسیم شده توسط غیر، تنظیم می کند نمی تواند در طولانی مدت به همراهی مورد اطمینان در نظر گرفته شود.

با همه مواردی که اشاره شد لازم به نظر می رسد که در نحوه تعاملات و سیاست های دستگاه خارجه ما تجدید نظر های اساسی صورت گیرد و با بر قرار کردن شرایط مناسب طرف ترک را وادار به قرار گرفتن در پازل خود کنیم نه اینکه به صورت ملتمسانه خواهان چشم پوشی کردن از اختلافات جدی پیش آمده باشیم. از سوی دیگر چند صدایی موجود در سیاست خارجه خود می تواند به عاملی برای تضعیف قدرت ما در مذاکرات و چانه زنی های بین المللی تبدیل شود. این چند صدایی ها در موارد متعددی مانند داستان سوریه و یا استقرار موشک‌های پاتروت در ترکیه  به خوبی دیده می شود.