چرا غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا از ارسال سلاح‌های پیشرفته‌تر و موشک‌های مدرن به سوریه خودداری می‌کند؟ البته آمریکا، خود جواب این سوال را این طور داده است که ترس از اینکه این سلاح‌ها به دست گروه‌های تندرو نظیر داعش بیفتد، مانع این امر شده است. حال در صورت صحت این ادعا باید پرسید چرا آمریکا برای مبارزه با تروریسم، به این گروه‌ها در سوریه کمک نمی‌کند؟

بعد از برگزاری ژنو 2 همگان پی به این نکته بردند که جبهه‌ی مخالفان دست خالی در این نشست حضور یافته بود. این دست خالی، ناشی از شکست‌های پیاپی در حوزه‌ی میدانی و سیاسی بود چرا که در حوزه‌ی سیاسی، از جبهه‌ی مخالفان صدای واحدی بر نمی‌آمد. این تکثر آراء، بعدها به درگیری فیزیکی نیز انجامید.

این قضیه تا به پیشروی ارتش در مناطق مختلف در حلب و حومه‌ی دمشق ادامه یافت تا این که شبکه‌ی خبری راشا تودی، تصاویری از تجهیز شورشیان سوری به تسلیحات سنگین در چند روز اخیر منتشر کرده و دست‌کم یک وب‌سایت خبری مدعی شده است که آمریکا مسئول تأمین این تسلیحات برای این شورشیان است.

روز دوشنبه، یک وب‌سایت اسرائیلی موسوم به دبکا فایل گزارش داد دو گروه شبه نظامی میانه‌روی سوری- ارتش آزاد سوریه و جبهه‌ی انقلابی سوریه- با تسلیحات پیشرفته‌ی آمریکایی نظیر ضد زره و موشک‌های رهگیر.BGM-71 TOW  که از سوی آمریکا تأمین شده، مجهز شده‌اند.

بنا بر گزارش این وب‌سایت، ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، از مقام‌های اسرائیلی خواسته تا به جت‌های عربستان برای استقرار در پایگاه هوایی فیصل در تابوک- نزدیک مرز اردن- کمک کرده تا پوشش هوایی را حین انتقال تسلیحات ‌آمریکایی توسط نیروهای این کشور به جنوب سوریه تأمین کنند.

ماه گذشته‌ی میلادی، روزنامه‌ی وال استریت ژورنال گزارش داد، باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا و عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، اختلافات بر سر کمک کردن به مخالفان سوری را کمتر کرده‌اند. همچنین مقام‌های دولت واشنگتن گفتند گفت‌وگو میان عبدالله و اوباما با توافق افزایش سطح کمک‌ها به مخالفان سوری پایان یافته است.[1] این در حالی است که ایالات متحده قبلاً اعلام کرده بود که ارسال سلاح به سوریه با هدف توازن قوا انجام می‌شود.[2]

از جنبه‌ی سیاسی نیز انتخابات 2014 سوریه حدود چهار ماه آینده برگزار می‌شود. در آستانه‌ی برگزاری انتخابات، حامیان جبهه‌ی مخالفان به فشار سیاسی خود بر نظام سوریه افزودند و در بیانیه‌ای اعلام کردند که انتخابات سوریه را به رسمیت نمی‌شناسند.[3]

در این بین چند سوال مطرح می‌شود که اذهان را به نتیجه‌گیری نزدیکتر می‌کند:

1- چرا غرب و در رأس آن ایالات متحده از ارسال سلاح‌های پیشرفته‌تر و موشک‌های مدرن به سوریه خودداری می‌کند؟ البته آمریکا جواب این سوال را این طور داده که ترس از اینکه این سلاح‌ها به دست گروه‌های تندرو نظیر داعش بیفتد، مانع این امر شده. در صورت صحت این ادعا باید پرسید چرا آمریکا برای مبارزه با تروریسم، به این گروه‌ها در سوریه کمک نمی‌کند؟

2- چرا در تابستان گذشته آمریکا به بهانه‌‎ی داشتن سلاح شیمیایی به سوریه حمله نکرد؟ بهانه‌ای که کافی بود که غرب به عراق حمله کند و باعث کشته و زخمی شدن هزاران نفر شود.

3- چرا ایالات متحده برای رفع اختلافات در لایه‌های مختلف معارضه اقدامی انجام نمی‌دهد؟ مگر نه اینکه ائتلاف مخالفان مورد حمایت بی چون و چرای آمریکا هستند؟

4- جابه‌جایی‌های اخیر در سطح منطقه در مصر و قطر و ترکیه و اخیراً در عربستان به چه معناست؟ گروهی معتقدند که این به معنای عوض کردن تاکتیک و شاید راهبرد از جانب آمریکا باشد. اگر این طور باشد، خشونت‌های اخیر در مصر و لبنان و عراق و... چه جایگاهی در تحلیل این تحلیل‌گران دارد؟

جواب تمامی این سوالات در مصاحبه‎ی اخیر سید حسن نصرالله با روزنامه‎ی السفیر وجود دارد: «من فکر نمی‌کنم اسرائیل این همه قدرت داشته باشد. برخی اوقات نوعی مبالغه درباره‎ی قدرت امنیتی اسرائیل انجام می‌شود. اینکه می‌تواند جهان عربی و اسلامی را تجزیه کند. اما از حیث مصلحت، قطعاً این مصلحت اسرائیل است. امروز این امر نیاز به داوری، داده‌ها و اطلاعات دارد. اگر نزد آمریکائی‌ها بروی، آن‌ها نیز مصلحتشان این است. مصلحتشان این است که منطقه برای یک یا دو یا سه یا چهار یا پنج سال شعله‌ور باشد و در نهایت تجزیه شود و چند کشور ضعیف، شکست خورده و کوچک شکل بگیرد. این به نفع سلطه‎ی آمریکا بر منطقه است. به نفع آمریکا برای مصادره‎ی همه‎ی امکانات و سرنوشت آن‌ها است و از پایگاه نظامی پیشرفته‌اش در منطقه یعنی اسرائیل حفاظت می‌کند. این به معنی مصلحت آمریکا است. ما به این فکر گرایش داریم که معتقد است این وضع ناشی از تحرک مردمی است. این انقلاب‌ها عجز واقعی داشتند. اگر بخواهند خود را نقد کنند باید این سخن را بپذیرند. مشکل رهبری، مشکل برنامه‌ریزی، مشکل طرح و مشکل عقل راهبردی وجود دارد. یعنی مجموعه‌ای از مشکلات وجود دارد. نقاط ضعف بزرگ بنیادی و غیر بنیادی وجود دارد. کسی را آوردند که فرض می‌کردند کمک خواهد کرد اما مشخص شد نفعش در این بود که تجزیه و پراکنده کند... . پس رفتیم به سوی پراکندگی و تکه‌تکه شدن. من می‌دانم برخی کشورها در منطقه هستند. کشورهای منطقه و دولت‌های عربی حداقل مشارکت را در این سطح از بحث دارند بحثی که نامش تجزیه‎ی کشورهای بزرگ عربی است. من این بحث را شنیدم. حتی سه سال قبل و قبل از آنچه که بهار عربی نامیده شده است. یک بحث جدی در میان آمریکائی‌ها وجود داشت. فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها به این بحث نزدیکند. اما اکنون تصمیم آمریکا است. این اطلاعات من است. منبع این اطلاعات از خلیج فارس است. بحث به صحبت درباره‎ی آینده‎ی عربستان سعودی رسیده است. از بحث ضرورت تجزیه‎ی عربستان سعودی به چند کشور با خبر شدم.»[4]

منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا، بر تجزیه‌ی کشورهای غرب آسیا و خصوصاً سوریه استوار است زیرا که:

1- هر چه کشورهای منطقه بیشتر تجزیه شوند، این کشورها تبدیل به کشورهای ضعیف‌تری خواهند شد که تحقق آرمان «از نیل تا فرات»- که نماد (پرچم) رژیم صهیونیستی است- راحت‌تر خواهد بود. نمونه‌ی این مسأله درباره‌ی یمن و عراق و سوریه و سودان قابل لمس است.

2- با انداختن شعله در منطقه، آمریکا و رژیم صهیونیستی اصل «همه‌ی مسلمانان علیه رژیم صهیونیستی» را تبدیل به «بازی شیعه و سنی» می‌کنند و بدین ترتیب اصل «تأمین امنیت اسراییل» که جزو خطوط قرمز آمریکاست، برآورده می‌شود.

3- مغفول ماندن بحث گفت‌وگوهای به اصطلاح سازش، از دیگر دست‌آوردهای این امر است. این گفتگوها در سکوت خبری انجام شده و افکار عمومی مردم منطقه اصلاً متوجه آثار و پیامدهای این گفت‌وگوها نیست. خودداری رژیم صهیونیستی از مرحله‌ی چهارم آزادسازی اسرا نشان از روحیه‌ی خودبرتربینی این رژیم دارد زیرا که رژیم صهیونیستی در موقعیت فعلی موضع خود را برتر می‌بیند و هیچ‌گونه فشاری از طرف جامعه‌ی جهانی بر خود احساس نمی‌کند.

4- یقیناً اگر آمریکا تابستان گذشته به سوریه حمله می‌کرد، با پاسخ قاطع هم‌پیمانان سوریه نظیر حزب الله و جمهوری اسلامی و روسیه مواجه می‌گشت. از طرفی این حمله، نتیجه‌ی عکس می‌داد و باعث هم‌گرایی داخلی و گرد آمدن ملی حول نظام بشار اسد می‌گشت. از سوی دیگر، این حمله، باعث قدرتمندتر شدن گروه‌های رادیکال نظیر داعش و النصره می‌شد که یقیناً کنترل این گروه‌ها در برابر مرزهای فلسطین اشغالی کاری بس دشوار می‌نماید.

5- ماندن بشارِ ضعیف در سوریه، برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار بهتر است.

 

از تمامی این مباحث نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که نسخه‌ی آمریکایی سوریه پیچیده شده و آن تجزیه‌ی سوریه به سه یا چهار کشور کوچکتر است. نسخه‌ای که دیر یا زود برای بسیاری دیگر از کشورهای منطقه حتی خود عربستان سعودی پیچیده خواهد شد.



[1] آمریکا به شورشیان سوری سلاح ضدتانک داد/ ایسنا، 93/1/19.

[2] آمریکا: باید با ارسال سلاح، موازنه قوا را در سوریه تغییر دهیم./ واحد مرکزی خبر، 92/4/1.

[3] ادعاي جديد گروه به اصطلاح دوستان سوريه/ خبرگزاری آریا، کد خبر:   20140405125509297.

[4] نصر‌الله: اسرائیل توان جنگ با ایران را ندارد/ گنجاندن برنامه موشکی ایران در مذاکرات خواسته اسرائیل است./ فارس، 93/01/18.