عملکرد داعش در منطقه و تبلیغات مختلف صورت گرفته پیرامون داعش این فرصت را برای دولت سوریه فراهم نموده تا ضمن فشار به این گروه در عرصه‌ی مبارزه‌ی میدانی به بازسازی وجهه‌ی خود در افکار عمومی جهانی بپردازد و نشان دهد که آنچه را که غربی‌ها، «مردم» می‌نامیدند و در جبهه‌ی حمایت از آن قرار گرفته بودند همین تروریست‌ها و در راس آن داعش می‌باشند که در سوریه علیه دولت سوریه و در عراق علیه دولت عراق می‌جنگند.

پس از حملات یازده سپتامبر سال 2001م، مبارزه با تروریسم اولویت و جلوه‌ای خاص در سیاست خارجی و دکترین امنیت ملی ایالات متحده آمریکا پیدا کرد؛ به نحوی که این اولویت، از مرزهای آمریکا خارج و سیاست سایر دولت‌ها به‌ویژه دولت‌های غربی و ناتو را نیز تحت تاثیر خود قرارداد. بحث در دستور کار قرار گرفتن مبارزه با تروریسم، آمریکا و دیگر نیروهای خارجیِ هم پیمان با آمریکا را به افغانستان کشاند تا گروه القاعده را نابود کنند و طالبان را به‌خاطر میزبانی و حمایت از القاعده‌، مفتضح و تنبیه نمایند. البته مرزهای مبارزه با تروریسم به افغانستان محدود نماند و به عراق، یمن، سومالی و پاکستان نیز کشیده شد.

 

تحرک جهانی گروه‌های تروریستی، آن‌ها را در ظاهر به دشمن شماره‌ی یک آمریکا تبدیل نموده‌است. اگرچه خبر کشته‌شدن «بن لادن» منتشر شد، اما آمریکا در افغانستان به جایی رسید که به مذاکره با طالبان تن داد و در سوریه از گروه‌های تروریستی علیه حکومت بشار اسد حمایت نمود. قدرت گرفتن گروه تروریستی و سفاک «داعش» در سوریه و ورود به خاک عراق و اشغال بخش‌هایی از سرزمین این کشور، به ناگهان چشم جهانیان را به عراق متوجه ساخت؛ توجهی که برآمده از احساس خطر از قدرت‌یابی گروهی است که برای فعالیت‌های خود مرز جغرافیایی، عقیدتی و انسانی نمی‌شناسد.

 

رشد سریع داعش در منطقه، برای کشورهای غربی یادآور افغانستانِ تحت سلطه‌ی طالبانی است که زمینه را برای رشد و عملیات القاعده فراهم نموده بود. این بار داعش شامل رنگین کمانی از اتباع ملیت‌های مختلف از جمله اروپایی و آمریکایی می‌باشد که بازگشت هر کدام از آن‌ها به وطن خویش، به معنی یک بمب ساعتی است که هرلحظه ممکن است برجی مانند برج‌های دوقلوی تجارت جهانی نیویورک را متلاشی کند. از سوی دیگر تاخت و تاز این گروه‌ها در عراق و سپس اردن، کویت و عربستان به‌معنای خداحافظی آمریکا با غرب آسیا و شمال آفریقایی باثبات برای تضمین بازار انرژی و همچنین حفظ امنیت رژیم صهیونیستی در منطقه است. البته این گروه تا امروز کمک‌های فراوانی به اسرائیل کرده است، اما حمله‌ی داعش به اربیل؛ مرکز اقلیم کردهای عراق (که به نظر خط قرمز آمریکایی‌ها محسوب می‌شود)  ثابت کرده است که اقدامات این گروه برای همیشه در کنترل صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها باقی نخواهد ماند. از این رو آمریکا به مواضع داعش در عراق حمله برد تا هم خطوط قرمز خود را به آن‌ها نشان دهد و هم رسماً سیاست خود را در قبال داعش به منصه‌ی ظهور برساند. داعش نیز که تا دیروز دشمن خود را حامیان دولت عراق و سوریه می‌دانست، با انتشار فیلمی از سر بریدن یک خبرنگارآمریکایی، عملاً رودروی آمریکا ایستاد.

 

این وضعیت برای آمریکا و دیگر کشورهای غربی که داعیه‌ی مبارزه با تروریسم دارند، وضعیت بغرنجی است، چرا که مبارزه با این گروه را بر دولتمردان این کشور واجب می‌کند.  این الزام را در صحبت‌های مختلف کارشناسان شاهد هستیم. اما لزوم ورود آمریکا برای مقابله با داعش بعد دیگر نیز دارد و آن الزام همکاری با ایران در عراق است که حتی به سطح اظهار نظر رؤسای جمهور نیز کشیده شد.

 

عملیات داعش در عراق و همچنین اقدام داعش در انتشار فیلم مشکوک سربریدن خبرنگار آمریکایی به خراب‌تر شدن وجهه‌‌ی بین‌المللی این گروه تروریستی و زمینه‌سازی برای اقدام نظامی از سوی کشورهای غربی علیه این گروه منجر گردیده است. از سوی دیگر مطرح شدن نام ایران در کنار آمریکا برای مبارزه با این گروه، به نوعی برای افکار عمومی جهان بیانگر این مطلب خواهد بود که از ایرانی که تا دیروز به عنوان تهدید صلح و امنیت بین‌المللی در تبلیغات رسانه‌های وابسته مطرح می‌گردید، امروز برای مبارزه با داعش در کنار آمریکا  نام برده می‌شود و بنابراین، این مسئله را تداعی می‌کند که خطر تروریسم اولویت و دشمن اول برای آمریکا و دیگر کشورهای غربی محسوب می‌گردد.

 

از سوی دیگر داعش در مقابله با دولت سوریه وارد عمل شد و امروز به نوعی دست بالا را در بین گروه‌های مسلح مختلف در این کشور دارد. این مسئله باعث خواهد شد که تبلیغاتی که دولت بشار اسد را در چهار سال گذشته، همواره به‌عنوان یک رژیم نامشروع نشان می‌داد و مخالفین مسلح آن را به‌عنوان مردم سوریه می‌نامید، بی‌اثر شود. تشدید عملیات‌های دولت سوریه علیه مواضع داعش در سوریه، هم از لحاظ عقلی (که حکم می‌کند که دشمنی که برای خود چند جبهه‌ی جنگ گشوده را تحت فشار قرار دهد) و هم از لحاظ سیاسی و تبلیغاتی می‌تواند فرصتی برای دولت بشار اسد ایجاد نماید. رای بالای بشار اسد در انتخابات ریاست جمهوری در کنار وجهه‌ی دولت سوریه به‌عنوان دشمن تروریسم می‌تواند باعث شود که هرآنچه را که رسانه‌ها و دولت‌های غربی علیه سوریه بافته‌اند رشته شود.

 

از سوی دیگر رسانه‌ها از احتمال حمله به مواضع داعش در سوریه خبر می‌دهند و حتییک مقام سابق غربی از لزوم همکاری با بشار اسد برای مبارزه با داعش سخن گفته است. فرمانده‌ی سابق ارتش انگلیس طی سخنانی اظهار داشت که ضرورت دارد تا انگلیس با بشار اسد؛ رییس جمهور سوریه برای مقابله با تهدیدات جاری از جانب نیروهای داعش همکاری کند.

 

عملکرد داعش در منطقه و تبلیغات مختلف صورت گرفته پیرامون داعش این فرصت را برای دولت سوریه فراهم نموده تا ضمن فشار به این گروه در عرصه‌ی مبارزه‌ی میدانی به بازسازی وجهه‌ی خود در افکار عمومی جهانی بپردازد و نشان دهد که آنچه را که غربی‌ها، «مردم» می‌نامیدند و در جبهه‌ی حمایت از آن قرار گرفته بودند همین تروریست‌ها و در رأس آن داعش می‌باشند که در سوریه علیه دولت سوریه و در عراق علیه دولت عراق می‌جنگند.