نادیده نباید انگاشت که اسکار، گلدن گلوب،آرمی و.... از زاییده های فرهنگ و تمدن اومانیستی غرب است و از این طریق سعی در عالم گیر کردن اندیشه های خویش دارند که این خود اقتضای هر فرهنگ و تمدنی است. اما آن چه که متاسفانه در حوزه فرهنگ ایرانی - اسلامی ما مغفول مانده، نادیده ماندن چنین نگاهی است؛

چندی پیش در دیداری که دست اندرکاران جشنواره عمار با رهبر معظم انقلاب داشتند، ایشان به بیان نکاتی در مورد سینما و رسانه پرداختند که شاید چندان در سطح رسانه های عمومی مطرح نشد و به نوعی از آن غفلت شد؛ لیکن هم اکنون در رسانه های عمومی و مجامع سینمایی صحبت از فیلمی است که توانسته است جایزه اسکاری را به دست آورد که در واقع، چنین جشنواره ای از زاییده‌های صنعت هالیوود است. به عبارتی بار دیگر ؛ هالیوود به یکی از فیلم های خود جایزه داده است.

این که در دوره‌ای از جشنواره فیلم اسکار یک فیلم ایرانی موفق به دریافت جایزه شود و در سالی دیگر یک فیلم ضد ایرانی،  البته که محل تامل و بحث دارد . لیکن نکته اساسی در آن است که در عالم واقعیت،  نمی توان سیاست را از هنر جدا انگاشت؛ در واقع یکی از اساسی ترین عناصر ترویج سیاست‌های یک نظام فکری، رسانه است و رسانه‌ای که چنین نقشی را به عهده دارد مجری سیاست های آن نظام فکری است . لذا نگاه جریان شناختی نسبت به پدیده هنر و صنعت وابسته به آن نیز امری ضروری به نظر می‌رسد.

نادیده نباید انگاشت که اسکار، گلدن گلوب،آرمی و.... از زاییده های فرهنگ و تمدن اومانیستی غرب است و از این طریق سعی در عالم گیر کردن اندیشه های خویش دارند که این خود اقتضای هر فرهنگ و تمدنی است. اما آن چه که متاسفانه در حوزه فرهنگ ایرانی اسلامی ما مغفول مانده است نادیده ماندن چنان نگاهی است ؛ نگاهی که رسانه و سینمای خویش را در پی تقلید از انگاره های تمدن غربی به خدمت گرفته ایم و به رغم داشته های محتوایی فراوان هویتی ایرانی اسلامی،  نسبت به آن بی توجهی کرده ایم.

آن چه که در دیدار رهبر معظم انقلاب با دست اندرکاران جشنواره عمار گذشت حاکی از همین مطلب است؛ خودباوری به داشته های هویتی خویش. ایشان به تصریح بیان نمودند که رسانه قالب است و آن چه که متاسفانه مغفول مانده است نبود بازتولید از معارف اسلامی است که ریشه در اصلاح علوم انسانی و عدم ارتباط با علمای دین دارد و همچنین عدم ارتباط تکنیک با حوزه علوم انسانی. این که در تحلیل ها و گزارش های خویش اثبات کنیم ماهیت اسکار جشنواره ی است سیاسی در جای خود خوب است . اما اساس در این است که تا به حال نسبت به داشته های هویتی این مرز و بوم، آیا دین خویش را ادا داشته ایم و یا خیر؟ و متاسفانه آن چه که در این بین مورد غفلت واقع شده است همین است : نبود سیاست کلان و قابل رهگیری در حوزه رسانه و سینما، جدایی قالب از محتوا و بیگانگی این دو نسبت به همدیگر، عدم تربیت نیروی فکری مناسب در راستای سیاست های انقلاب اسلامی ایران.

لذا، نبود نگاه جامع در تربیت نسل آتی وغفلت به نهادینه نمودن هرچه بیشتر مولفه های هویتی حتی در نسل کنونی ،با توجه به ظرفیت های فراوان موجود، جامعه را از لحاظ فرهنگی و اجتماعی دچار پریشانی خواهد ساخت.

پس جادارد به جای آن که بیشتر به نقد سیاست و هنر بیگانه بپردازیم به سوی نقد منصفانه سیاست های رسانه ای خویش بپردازیم که با گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی و علی رغم دارا بودن جشنواره بین  المللی فجر، متاسفانه هنوز در این حوزه تکلیفمان با خودمان مشخص نیست و  تعیین سیاست راهبردی این حوزه توسط مدیران صورت می گیرد و نه از سوی اندیشمندان متعهد و متخصص در حوزه علوم انسانی.

بنابراین دوباره باز می گردیم به سخنان رهبر انقلاب که فرمودند: اصلاح در علوم انسانی و تحول در سینما و تلویزیون بدون اصلاح پایه های معرفتی علوم انسانی غربی امکان پذیر نیست و اصلاح این پایه ها نیز در گرو ارتباط موثر با حوزه های علمیه و علمای دین است.