آمریکای لاتین همواره در سیاست خارجی آمریکا جایگاه ویژه‌ای داشته است به طوری که حتی طبق دکترین مونروئه - که در اصل بیانیه‌ای برای انزوای ایالات متحده بود - قاره‌ی آمریکا جزء منافع این کشور تلقی گردید. حال حضور ایران در حیاط خلوت ایالات متحده، این کشور را نگران کرده و خود را در استراتژی نعل وارونه‌ای می‌بیند که ایران در قبال حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه در پیش گرفته و در مناطق نزدیک به این کشور حضور یافته است.

با مهر تایید باراک اوباما بر مصوبه کنگره ایالات متحده امریکا، تدوین استراتژی سیاسی و دیپلماتیک آمریکا برای "مقابله با نفوذ ایران در آمریکای لاتین" اجرایی شد. این قانون، وزارت خارجه آمریکا را موظف می کند، ظرف ۱۸۰ روز برنامه خود را برای مقابله با آنچه "حضور و فعالیت خصمانه ایران" در آمریکای لاتین خوانده شده، مشخص کند. وزارت امنیت ملی آمریکا نیز از این پس موظف است نظارت و وارسی های خود در مناطق مرزی کانادا و مکزیک را افزایش دهد تا "از ورود عوامل حکومت ایران، سپاه پاسداران، سپاه قدس و حزب الله " به این منطقه جلوگیری کند. در عین حال نهادهای چندگانه امنیتی آمریکا نیز موظف می شوند برای "مقابله با تروریسم و افراطی گرایی" در آمریکای لاتین با هدف "منزوی کردن ایران" فعالیت کنند.

کارشناسان بر این باورند که این مصوبه نشان از نفوذ عمیق تفکر انقلاب اسلامی در بین کشورهای جهان بالاخص آمریکای لاتین دارد.

باید گفت امریکای لاتین همواره بعنوان حیاط خلوت ایالات متحده مطرح بوده است. بر این اساس کودتاهایی که در امریکای لاتین در طی سالیان گذشته رخ داده است یا توسط ایالات متحده شکل گرفته و یا سیاست های امریکا در این کودتاها نقش مهمی داشته است.

اما با قدرت گرفتن تفکرات انقلاب اسلامی و شکل گرفتن موج بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و اهمیت یافتن خاورمیانه به دلایل دیگر همچون انرژی و وجود رژیم صهیونیستی، ایالات متحده تمام توان خود را در منطقه ی خاورمیانه بکار گرفت تا از موج بیداری اسلامی و تحولات اسلامی منطقه عقب نماند و با ترفندهای مختلف انقلاب های مردمی را مصادره کند که البته در این امر نیز موفق نبوده است، از اینرو به نظر می رسد دولت اوباما با بکارگیری تمام توان خود در مسئله بیداری اسلامی از تغییرات امریکای لاتین و نفوذ تفکر انقلاب اسلامی در کشورهای امریکای لاتین غفلت ورزیده و اکنون با گذشت زمان احساس خطر نموده که مصوبه اخیر کنگره گویای این مدعاست.

آمریکای لاتین همیشه در سیاست خارجی آمریکا جایگاه ویژه ای داشته است به طوری که حتی دکترین مونروئه که در اصل بیانیه ای برای انزوای ایالات متحده بود، قاره آمریکا جز منافع این کشور تلقی گردید. حال حضور ایران در حیاط خلوت ایالات متحده، این کشور را نگران کرده و خود را در استراتژی نعل وارونه می بیند که ایران در قبال حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه در پیش گرفته و در مناطق نزدیک به این کشور حضور یافته است.

بنابر این پیش بینی می شود ایالات متحده با هزینه های هنگفت در امریکای لاتین نه تنها به اهداف خود در این منطقه نخواهد رسید بلکه در شرایط سخت اقتصادی کنونی به پرتگاه مالی نزدیکتر می شود.