دو نگاه اصلی در پرونده هسته ای ایران وجود دارد. نگاه اول عمدتا ناظر به اهداف کوتاه مدت، به خصوص منافع اقتصادی- در ایران- و تضمین‌های امنیتی- در آمریکا- است. نگاه دوم حکایتی متفاوت اما حساب شده از اهداف بلندمدت توافق دارد. در نگاه دوم حل بحران ساختگی هسته‌ای به منزله قطعه‌ای از پازل یا شروع یک دومینو قلمداد می‌شود. به نظر می‌رسد دولت اوباما به عنوان طرف اصلی این توافق بیشتر از دریچه نگاه دوم به موضوع می‌نگرد. برای بررسی صحت این ادعا، سیاست خارجی آمریکا در دوره اوباما را- با محوریت ایران- مورد بازخوانی قرار می دهیم.

دو نگاه اصلی در پرونده هسته ای ایران وجود دارد. نگاه اول عمدتا ناظر به اهداف کوتاه مدت، به خصوص منافع اقتصادی- در ایران- و تضمین‌های امنیتی- در آمریکا- است. نگاه دوم حکایتی متفاوت اما حساب شده از اهداف بلندمدت توافق دارد. در نگاه دوم حل بحران ساختگی هسته‌ای به منزله قطعه‌ای از پازل یا شروع یک دومینو قلمداد می‌شود. به نظر می‌رسد دولت اوباما به عنوان طرف اصلی این توافق بیشتر از دریچه نگاه دوم به موضوع می‌نگرد. برای بررسی صحت این ادعا، سیاست خارجی آمریکا در دوره اوباما را- با محوریت ایران- مورد بازخوانی قرار می دهیم.

 

زمینه‌های شکل‌گیری دکترین اوباما

زمانی که باراک اوباما وارد کاخ سفید شد «نفوذ ایران در منطقه گسترش یافته بود و رهبری آمریکا زیر سوال رفته بود.» [1] جو بایدن، معاون اوباما در تشریح این وضعیت می گوید: «نه دشمنانمان از ما می‌ترسیدند نه دوستانمان به ما احترام می‌گذاشتند.»[2]

 

پس از فروپاشی شوروی آمریکا خود را ابر قدرت جهان می دانست. رشد اقتصادی آمریکا در دوره کلینتون و اوضاع مساعد داخلی پایه های هژمونی آمریکا را تثبیت کرده بود. اما در دوره بوش و پس از ۱۱ سپتامبر اوضاع دگرگون شد. دکترین بوش به دلیل توان اقتصادی و نظامی ایالات متحده و نگرش خاص تیم سیاست خارجی او بر اساس حمله پیش دستانه و یکجانبه گرایی استوار شد. دو جنگ افغانستان و عراق به دلیل همراهی نکردن قدرتهای بزرگ و برآورد اشتباه از اوضاع اجتماعی این دو کشور با هزینه های سنگین مالی و نظامی مواجه شد. افکار عمومی نسبت به بحران اقتصادی داخل آمریکا معترض بودند و نادیده گرفتن کشورهای اروپایی نیز وجهه بین المللی آمریکا را تخریب کرده بود. از طرفی «تنها نافع این جنگ در منطقه، جمهوری اسلامی ایران بود که با حذف دشمن طولانی مدتش یعنی صدام حسین موضع راهبردی خود را تقویت کرد.»[3]

 

مشکلات و چالش های جدید آمریکا نیازمند دکترین تازه ای بود. چرا که ادامه مسیر قبلی روند افول آمریکا را تسریع می کرد. از همین روی اوباما با شعار «تغییر» در انتخابات شرکت کرد. گزینش این رویکرد علاوه بر برد انتخاباتی برای او، ناشی از یک الزام راهبردی برای آمریکا نیز بود. به عبارت دیگر، با توجه به زمینه ها و شرایط جدید ایالات متحده چاره ای جز تغییر شیوه ها و ابزارها وجود نداشت. لذا اوباما تصمیم گرفت ضعف راهبردی آمریکا را با هوشمندی تاکتیکی جبران کند. ابزارها و شیوه های «سخت» دوران بوش کنار گذاشته شد و به راهکارهای «نرم» و تلفیق آن دو در قالب «قدرت هوشمند» روی آورده شد. قدرت هوشمند رویکردی است که از ضرورت بر لزوم وجود قدرت نظامی قوی تاکید می‌کند و در عین حال، بر سرمایه گذاری در زمینه‌ی ایجاد ائتلاف‌ها، مشارکت‌‌ها و نهادها در همه‌ی سطوح برای بسط یافتن نفوذ و ایجاد مشروعیت برای اقدامات دولت‌ها تاکید دارد.

 

قدرت هوشمند در اختیار دو اولویت اصلی اوباما در سیاست خارجی یعنی «احیای رهبری آمریکا»[4] و «جلوگیری از نفوذ ایران»[5] قرار گرفت. هر چند شرق آسیا و اروپا به عنوان کشورهای رقیب آمریکا محسوب می‌شوند؛ آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی نیز حیات خلوت آمریکا هستند، ولی سنت رهبری آمریکا به دلیل مداخله در غرب آسیا دچار خدشه شد. آمریکا نمی توانست بدون حل این بحران بر دیگر نقاط جهان متمرکز باشد. کانون این بحران نیز ایران بود. زیرا همانطور که اوباما می گوید «ایران منافع و ارزشهای آنها را نه تنها در منطقه بلکه درجهان به چالش می کشد.»[6] با پیروزی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه و با شروع بیداری اسلامی خطر نفوذ ایران بیش از گذشته احساس می شد. ستیز با ایران و استفاده از گزینه نظامی با توجه به تجربه عراق غیر ممکن می نمود. زیرا اولا شرایط اقتصادی آمریکا اجازه نمی داد ثانیا اقتدار دفاعی ایران و پیش بینی ناپذیری پاسخ های ایران، بازدارندگی لازم را ایجاد کرده بود. از طرف دیگر به اذعان اوباما «اگر ما مطلبی از دهه قبل آموخته باشیم این است که به طور کلی جنگ ها و به خصوص جنگ در خاورمیانه هرچه باشد ساده نیست.»[7] لذا تنها گزینه ممکن مهار ایران از طریق «تضعیف»[8] و «منزوی کردن»[9] ایران در دو بعد گفتمانی و اقتصادی بود. تشدید «ایران هراسی» برای تخریب چهره ایران در منطقه و جلوگیری از نفوذ در میان ملتهای مسلمان و «افزایش فشارهای اقتصادی» از طریق تحریم ها می توانست اهداف آمریکا را برآورده سازد. در واقع نقاط قوت( ابعاد ارزشی نظام اسلامی) و ضعف (اقتصاد) ایران هدف گرفته شد. اما سیاستمداران آمریکا برای عملیاتی ساختن این طرح نیازمند راهکاری بودند تا علاوه بر مشروعیت بین المللی، هزینه کمتری داشته باشد.

 

اوباما در مصاحبه با سایت MIC دکترین[10] خود را اینگونه مطرح می سازد:

 

«استدلال اصلی من از زمانی که رییس جمهور شده ام این است که به جای آنکه از نیروی نظامی خود به عنوان نخستین گزینه استفاده کنیم باید از آن به عنوان آخرین گزینه استفاده کنیم. اگر بتوانیم از طریق دیپلماسی به اهداف خود دست پیدا کنیم، احتمال اینکه با هزینه مالی و جانی بسیار کمتری به آن برسیم خیلی بیشتر است. و باید این درس را پس از بیش از یک دهه جنگ گرفته باشیم.»[11] البته وی در دانشگاه امریکن گفت: «انتخاب چنین دکترینی فقط به خاطر هزینه های جنگ نیست بلکه علتش این است که راه حل مبتنی بر مذاکره کارآمدتر، قابل راستی آزمایی و پایدار است.»[12] اوباما برخلاف تصورات برخی هیچ گاه گزینه نظامی را کنار نگذاشت. وی تا کنون ۷ بار دستور اقدام نظامی در کشورهایی نظیر افغانستان، لیبی، پاکستان، سومالی، یمن و... را صادر کرده است.[13] به عبارت دیگر اوباما با تغییر روش از لشگرکشی و جنگ پرهزینه به کشتارهای هدفمند، بکارگیری پهپاد، جنگ نیابتی و استفاده از ظرفیت نظامی همپیمانان خود روی آورده است. اوباما می گوید: «ما بايد راهبرد ضد تروريستي خود را تغيير دهيم و به موفقيت ها و کاستي هاي راهبرد خود در عراق نگاهي عبرت آموز داشته باشيم. ما بايد يک راهبرد ضد تروريستي داشته باشيم که دسترسی ما به تهدیدات پراکنده را افزایش دهد بدون آنکه توان نظامي ما را از طريق گسترش حضور نظاميان کاهش دهد و در عين حال عليه ما نفرت ايجاد نکند. ... ما نبايد به تنهايي اقدام کنيم بلکه بايد همپيمانان و شرکاي خود را براي اقدام جمعي بسيج کنيم. ما بايد ابزارهاي خود را گسترده کنيم تا شامل ديپلماسي و تحريم و انزوا بشود. بايد به قانون بين الملل متوسل شويم و اگر منصفانه و کارآمد و ضروري بود اقدام نظامي چند جانبه بکنيم. در چنين شرايطي ما بايد با ديگران کار کنيم چون اقدام جمعي در چنين شرايطي احتمال موفقيت بيشتري دارد و پايداري اثر آن بيشتر خواهد بود.»[14]

 

حربه دیپلماسی برای احیای جایگاه رهبری آمریکا

اوباما در مناظرات انتخاباتی دور اول خود وعده جلوگیری از واردات بنزین ایران را داده بود. او تصور می کرد که «این شروعی است برای وارد کردن فشار و تغییر محاسبه هزینه-فایده در ایران.»[15] اما در کنار هوشمندی داخلی ایران و تولید بنزین داخلی و همراهی نکردن قدرت های بزرگ، آمریکایی مجبور شدند در مقابل ایران عقب نشینی بکنند. این عقب نشینی، در ایران به منزله یک تغییر استراتژيک در روابط آمریکا و ایران قلمداد شد. ولی در عمل اوباما و تیم او در حال تدارک برای یک حمله موثر و فراگیر بین المللی علیه ایران بودند. خیلی زود و پس از گذشت حدود ۷ ماه و با بروز جریان فتنه بعد از انتخابات ۸۸ ماهیت اصلی سیاست خارجی خود را نمایان کردند. در اقدامی ناباورانه، تنها در طی ده روز اول آغاز فتنه، شش قطعنامه در کنگره‌ی آمریکا علیه ایران ارائه شد و به تصویب رسید.[16] اوباما نیز در یک اقدام مداخله جویانه از میر حسین موسوی به عنوان «نماینده تعداد زیادی از مردمی که در خیابان ها شجاعت فوق العاده ای از خود نشان داده بودند»[17] یاد کرد. به زعم آمریکا توان اپوزسیون ایران برای تغییر رفتار ایران کافی نبود و باید تحریم های سنگین به یاری آنها می آمد. اما برای اعمال تحریم ها نیازمند حمایت قدرتهای بزرگ بودند.

 

شعار «همکاری» و «مشارکت» اوباما در کنار سفرهای بین المللی بی سابقه کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا[18] توانست اعتماد کشورهای مختلف را برای اعمال فشار بر ایران جلب کند. جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا بعد از بیانیه لوزان در موسسه واشنگتن توضیح می دهد که با چه انگیزه ای و چگونه با یک تغییر تاکتیکی و استفاده از ابزار دیپلماسی توانستند ایران را به عنوان مقصر جلوه داده و دیدگاه قدرت های بزرگ را به خود نزدیک کنند.

 

«در واقع زمانی که ما کارمان را شروع کردیم، آمریکا از حمایت بین المللی لازم برای برخورد با ایران بهره مند نبود. اگر فرصت بود به نقل قول هایی درباره آمریکا اشاره می کردم که در سراسر دنیا -به درست یا غلط- وجود داشت؛ اینکه مشکل آمریکا بود نه ایران. این شرایط گزینه های ما و توانایی ما را برای شکل دادن به فشار بین المللی به میزان قابل توجهی محدود می کرد. آمریکا در خاورمیانه به عنوان یک بازیگر منزوی تلقی می شد.در یک جمله، تقریبا همه جنبه های برنامه ایران، با شتاب به جلو پیش می رفت.
از این رو ما به راهبردی جدید روی آوردیم که دو هدف داشت. یک هدف این بود که جهان را در حامی رویکرد خود متحد کنیم و این موضوع را روشن سازیم که یک مسیر دیپلماتیک واقعی برای ایران وجود دارد؛ و دوم، کاری را انجام دهیم که افراد کمی به نتیجه بخش بودن آن باور داشتند، یعنی تحریم ها، تحریم هایی که می توانست آنها را پای میز مذاکره بیاورد.»[19]

 

جو بایدن می گوید: «ما برای این دو کار فضای لازم را ایجاد کردیم. دیپلماسی در وهله اول به ما امکان داد نوع نگاه جهان را به این مشکل تغییر دهیم... ما با نشان دادن این مسئله به دنیا که اگر آنها بخواهند مذاکره کنند، دست خود را به سوی شان دراز می کنیم، فضای متفاوتی را ایجاد کردیم که در آن توانستیم اقدام کنیم. ابراز تمایل ما برای دنبال کردن دیپلماسی با حسن نیت، به این معنا بود که ما قادر خواهیم بود با حمایت بین المللی از تمامی گزینه های لازم برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته ای استفاده کنیم... ما فکر کردیم یک فرصت وجود دارد، که فقط با استفاده از تحریم های شدید فراهم می شود، تحریم هایی که ایران را وادار می کرد تا اقداماتی معنادار برای رسیدگی به نگرانی های جهان درباره برنامه هسته ای اش انجام دهد. بنابراین پس از آنکه ایران در ابتدا دستی را که رئیس جمهور دراز کرده بود، رد کرد، ما با همکاری با کنگره و طرف های بین المللی مان، نه تنها شدیدترین تحریم های وضع شده در تاریخ، بلکه گسترده ترین شان را شکل دادیم. اگر در اینباره صادقانه برخورد کنیم، برخی از شما شگفت زده شدید که نه تنها متحدان ما که روسیه و چین نیز به ما پیوستند و این امر شورای امنیت سازمان ملل را پشت تحریم های شدیدتری که این شورا آن را تصویب کرد، متحد ساخت. در اینجا فقط قدرت های عمده پنج بعلاوه یک موثر نبودند، بلکه کشورهای شدیدا نیازمند انرژی مانند هند، ژاپن و کره جنوبی نیز تاثیرگذار شدند. آنها نیز نقش خود را به خوبی ایفا کردند. این مسئله تحریم ها را سنگین تر کرد. ما این رویکرد را شش سال و نیم حفظ کردیم و خیلی زود این ایران بود -نه آمریکا- که منزوی شد.»[20]

 

بنابراین «مهم‌ترین تغییر در سطح راهبردی، مسأله همگرایی با قدرت‌های بزرگ بود.»[21] در واقع همان گونه که کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا می گوید،‌ «تحریم همیشه در دستور کار آمریکا بود ولی هیچ گاه نتوانسته بود علاوه بر تحریم های یکجانبه، مهمترین شرکای تجاری ایران و کشورهای اروپایی را با خود همراه کند.»[22]

 

ایران‌هراسی؛ گام اول در شکل‌گیری اجماع علیه ایران

«دشمنان بی شمار، تهدیدهای بی پایان» یکی از اصول سیاست خارجی آمریکا به شمار می رود. به عبارت دیگر، سیاستمدارن آمریکا برای حفظ، استفاده و بسط قدرت، مفاهیمی مبتنی بر «هراس و تهدید» خلق می کنند و از آن به عنوان دستاویزی برای توجیه سیاست ها و اقدامات خود استفاده می کنند. اهمیت این مفاهیم سازنده در سیاست خارجی ایالات متحده تا بدان جاست که آمریکا بدون این تهدیدها و دشمنان ساختگی، بسان کشوری بدون هدف و جهت است.

 

امروزه کاملاً آشکار است که طی دوران جنگ سرد، سیا و وزارت جنگ آمریکا –این وزارتخانه بعدها به وزارت دفاع تغییر نام داد!-تا چه حد، سطح واقعی توان نظامی شوروی و خطر «کمونیسم» را بزرگ جلوه می ‌داده است. بدبینانه‌ترین سناریوها علیه شوروی طرح می‌شد تا آن را به‌ یک تهدید محتمل و قریب‌الوقوع تبدیل کند. در دوره پس از جنگ سرد آمریکا در یک خلاء تئوریک قرار گرفت. هر چند در دوره بوش پسر تلاش شد تا با مطرح کردن «تروریسم» این خلاء جبران شود اما توفیقی حاصل نشد. در دوره اوباما بیشترین کوشش ها صرف شد تا «تروریسم هسته ای و اشاعه تسلیحات هسته ای» به عنوان اصلی ترین تهدید در محیط بین المللی قلمداد شود. زیرا از یک طرف در مقایسه با تروریسم از توان بالقوه تری برای مطرح شدن به عنوان تهدید و بحران جهانی برخوردار بود. و می توانست در جهت ائتلاف سازی و احیای هژمونی آمریکا مورد استفاده قرار گیرد و از طرف دیگر، آمریکا را قادر می ساخت تا با ایران هراسی و اعمال تحریم جلوی پیشرفت داخلی و نفوذ ایران در منطقه را بگیرد.

 

شاید بتوان با توسل به نظریه «موازنه تهدید» بخشی از سازوکار مفاهیم سازنده سیاست خارجی آمریکا را تبییین کرد. استفان ام. والت در مقاله ای با موضوع «شکل گیری اتحاد و توازن قدرت»، در سال ۱۹۸۵، عامل تعیین کننده رفتار کشورها در برقراری اتحاد را درک تهدید مشترک از سوی دیگران عنوان کرد. وی مدعی شد که بازیگران به تهدیدها واکنش نشان نمی دهند، بلکه به برداشت خود از تهدید واکنش نشان می دهند. به عبارت دیگر، «اساسا موازنه علیه قدرت شکل نمی گیرد بلکه علیه تهدیدات شکل می گیرد.»

 

در عین حال تهدیدات نیز به بیان والت، تابعی از چهار متغییر ذیل است:

 

• قدرت: شامل وسعت، جمعیت، ثروت، توان اقتصادی و توان نظامی و.... دولت‌های قدرتمند به دلیل اینکه نمی توان تضمینی در برابر نحوه استفاده آنها از قدرتشان داشت، برای دیگران تهدید محسوب می‌شوند. البته چناچه دولت ها در حمایت از این قدرت منافعی برای خود ببینند، از موازنه علیه او پرهیز می کنند.

 

• مجاورت: پتانسیل تهدیدزایی با فاصله جغرافیایی نسبت معکوس دارد. یعنی هر چه یک تهدید نزدیک تر باشد، جدی تر تلقی می شود. بر همین اساس بعضی ائتلاف ها منطقه ای و برخی بین المللی اند.

 

• قابلیت تهاجمی: دستیابی به توانمندی خاص از نوع سخت (نظامی) یا نرم(سیاسی-فرهنگی) می تواند منافع و ارزشهای دیگران را به خطر بیاندازد.

 

• نیت سلطه طلبانه: انگیزه واراده تهاجمی یک کشور می تواند استقلال و تمامیت ارضی سایر بازیگران را به چالش مواجه کند.

 

با یکسان بودن کلیه شرایط، افزایش در هر یک از عوامل فوق، موجب می شود سایر کشورها به ویژه قدرتهای بزرگ، دارندگان این صفات را تهدیدگر انگاشته و در مهار آن از طریق اتحاد و موازنه برآیند.[23]

 

ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ سالانه نشان دهنده آن است که ایران نه سلاح هسته ای دارد و نه به دنبال ساختن این نوع سلاح می باشد.[24] به بیان اوباما «ارزیابی هر دو کشور ایالات متحده و اسرائیل این است که ایران هنوز دارای سلاح هسته ای نیست و ما به شدت در نظارت بر برنامه آنها هوشیار هستیم.»[25] اما در اسناد راهبردی دولت اوباما از جمله سند امنیت ملی آمریکا، سند بازبینی آرایش هسته‌ای آمریکا (NPR)، سند بازبینی دفاع موشکی آمریکا (BMDR)، سند دفاعی چهار ساله امریکا (QDR) و ... ایران به عنوان «تهدید» معرفی شده است؛ تهدیدی از جنس جهانی. این اسناد بیان کننده تلاش های اوباما در راستای بازتعریف معادلات استراتژيک بین المللی و تمرکز بر امور منطقه ای برای مدیریت تحولات جهانی با هدف «حفظ رهبری ایالات متحده» از طریق سازوکار «چند جانبه گرایی راهبردی» هستند.[26]

 

به نظر می رسد کانون تلاش های اوباما و تیم او آن بود که تا با بهره گیری از آموزه های نظریه «موازنه تهدید» ایران را به یک تهدید قریب الوقوع تبدیل کنند. برای ایجاد این درک مشترک بین کشورهای مختلف، آنها ایران را به گونه ای معرفی کردند که اولا ایران بازیگری غیر قابل پیش بینی است. هیچ تضمینی درباره نحوه استفاده از قدرت او وجود ندارد. ثانیا ایران نیات سلطه طلبانه و انگیزه های تهاجمی دارد و در پی تشکیل یک «امپراطوری» یا «هژمون» در منطقه است. ثالثا ایران توانمندی ساخت سلاح هسته ای را دارد ولی «اراده سیاسی» برای ساختن آن ندارد. و در نهایت با توجه به اینکه ایران در حوزه گفتمانی قابلیت تهاجمی دارد؛ ارزش های رایج سیاسی و اقتصادی جهان را به چالش خواهد کشید وتبدیل به یک الگوی خاص برای کشورهای در حال توسعه می شود. چنین کشوری اگر اراده استراتژیک برای ساختن سلاح هسته ای داشته باشد «تهدیدی بزرگ برای امنیت ایالات متحده و جهان به شمار خواهد رفت. ایران مسلح به سلاح هسته ای احتمالاً به معنای مسابقه هسته ای در خاورمیانه خواهد بود. ایران مجهز به سلاح های هسته ای می تواند به تشویق بیشتر تهران در حمایت از تروریسم بیانجامد و تهدیدی برای کشورهای منطقه، از جمله نزدیک ترین متحد آمریکا در خاورمیانه، اسرائیل، باشد. ایران مجهز به سلاح های هسته ای می تواند تهدید مهمی برای خطوط حیاتی کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه استراتژیک هرمز به شمار آید.

 

ایران مجهز به سلاح های هسته ای، با موشک های دور برد برای حمل آنها، همچنین می تواند تهدیدی جدی برای کشورهای خارج از منطقه، از جمله متحدین اروپایی آمریکا در ناتو باشد. و در نهایت ایران مجهز به سلاح های هسته ای می تواند چالشی بی سابقه برای پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای- که اساس رژیم عدم تکثیر سلاح های هسته ای در جهان است- پدید آورد.»[27]

 

 لذا پیش از اینکه این اراده شکل بگیرد باید از راه های دیپلماتیک و اهرم های فشار جلوی ایران گرفته شود. در غیر این صورت، تنها گزینه پیش رو جنگ خواهد بود و تبعات جنگ بیش از آن چیزی خواهد بود که شرکای تجاری ایران به خاطر تحریم از دست می دهند. اوباما می گوید: «ما توانستیم آنها را متقاعد کنیم که در صورت نبود یک راه حل دیپلماتیک، نتیجه می تواند جنگ باشد و باعث اختلال های بسیار زیاد در اقتصاد جهانی شود حتی باعث بی ثباتی بیشتر در خاورمیانه شود.»

 

درگیری های اوکراین فرصت جدیدی را برای آمریکا بوجود آورد تا در همین قالب دست به اجماع سازی و تحریم علیه روسیه بزند.

 

اوباما در وست پوینت با اشاره به این شباهت توضیح می دهد که چگونه این امر با قدرت آمریکا ارتباط برقرار می کند. وی معتقد است: «به علت رهبري آمريکا بود که دنيا فورا اقدامات روسيه را محکوم کرد، اروپا و گروه هفت به ما ملحق شدند تا تحريم ها را اعمال کنند، ناتو تعهد ما به همپيمانان اروپاي شرقي را اجرا کرد، صندوق بين المللي پول براي ثبات اقتصاد اوکراين کمک مي کند، ناظران سازمان امنيت و همکاري اروپا نگاه جهان را به سمت مناطق بي ثبات اوکراين معطوف کردند و اين بسيج افکار عمومي و نهادهاي بين المللي به عنوان وزنه ي متقابل براي تبليغات روسيه و نيروهاي روسي در مرز اوکراين عمل کرد. نکته اين است که رهبري آمريکا همين است. اين قدرت آمريکا است. ما در هر دو مورد (اوکراين و ايران) ائتلافي را براي پاسخ دادن به يک چالش خاص تشکيل داديم.»[28]

 

تحریم؛ ابزاری دوگانه برای تغییر در ایران

ظریف، وزیر خارجه ایران در مصاحبه با ماهنامه دیپلمات درباره هدف تحریم ها می گوید:‌ «اگر تحریم ها را بررسی کنید می بینید که تئوری تحریم به دنبال این است که بین قدرت و جامعه فاصله ایجاد بکند و جامعه نسبت به قدرت حاکمه واکنش نشان دهد. وگرنه هدف تحریم این نیست که فشار اقتصادی به گروهی وارد کند. می‌خواهد این فشار اقتصادی منجر به یک رفتار سیاسی بشود. و این رفتار سیاسی بر هیات حاکمه فشار بیاورد، حالا چه این کشور دموکراتیک باشد و چه غیردموکراتیک...هدف تحریم، تغییر رژیم است، در واقع تغییر رفتار از طریق یک فشار بر رژیم که بیشتر هم به تغییر رژیم می‌انجامد.»[29]

 

درک این نکته شایان اهمیت است که تحریم ها تنها تاکتیک هایی هستند که در چارچوب یک راهبرد وسیع تر به منظور تغییر اقدامات یک دولت به شمار می روند.[30] به عبارت دیگر، همان طور که شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا در کمیته روابط خارجی سنا می گوید تحریم ها «بیشتر وسیله هستند تا هدف.»[31]

 

هدف تحریم ها آن است که از طریق کارکردی دوگانه منجر به تغییر رفتار ایران شود. از یک طرف به اذعان کلینتون در پی «تغییر محاسبات نخبگان جامعه»[32] است و از سویی دیگر با فشار به مردم در پی نارضایتی عمومی و آشوب داخلی است.

 

ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا از جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۷ این است که تهران بازیگر عقلانی است و بر اساس رویکرد هزینه-فایده تصمیم می گیرد.[33] همین محاسبه گری ایران بهترین «فرصت» برای غرب محسوب می شود که بتواند با تغییر نسبت هزینه-فایده، بر تصمیم های ایران تاثیر بگذارد. این ادراک عبارات به صورت مکرر در برآوردهای اطلاعاتی آمریکا و گزارش های سالانه ایالات متحده از تهدیدهای جهانی ذکر می شود.[34]

 

در واقع برای عقب نشینی یک بازیگر از مواضع خود باید حساسیت های آن شناسایی شده و با بهترین ابزارها مورد تهدید قرار بگیرند. برآورد تیم اوباما این است که حساس ترین نقطه جمهوری اسلامی ایران «حفظ و بقای نظام اسلامی» است. وی می گوید: «فکر می کنم که اگر به نحوه عمل و تصمیمات آنها در سه دهه گذشته نگاه کنیم، در می یابیم که آنها نسبت به حفظ نظام، حزم و احتیاط دارند. آنها نسبت به افکار عمومی مردم حساسیت دارند و از انزوا رنج می برند. آنها می دانند که تحریم ها، به آنها آسیب می رساند. آنها قادر هستند تصمیماتی از زاویه نگاه خود با ملاحظه جلوگیری از بروز پیامدهای منفی، اتخاذ کنند. بنابراین اگر گزینه هایی به آنها عرضه شود که از نگاه خودشان، برخی به رنج و آسیب زیاد منجر می شود و برخی به یک مسیر بالقوه بهتر، در آن صورت نمی شود با قاطعیت گفت که آنها تصمیم بهتر را نخواهند گرفت.»[35]

 

یعنی به نظر آمریکا می توان با به چالش کشیدن حاکمیت سیاسی نظام اسلامی و تسلط آن بر جامعه به اهداف مطلوب خود رسید. این موضوع در جلسه استماع گنگره توسط پترائوس، رئیس سابق سیا نیز تکرار می شود. با این تفاوت که وی پیامد عمده تحریم ها را ناآرامی اجتماعی می داند و امیدوار است با بالا رفتن سطح نارضایتی مردم، مسئولان نظام تسلیم خواسته های آمریکا شوند. وی در این جلسه می گوید: «باید منتظر ماند و دید در آینده چه اتفاقی رخ می دهد. باید دید نارضایتی عمومی در ایران به چه سطحی خواهد رسید و آیا این مسئله بر تصمیم گیری راهبردی رهبر ایران و رژيم تاثیر خواهد گذاشت یا خیر. باید به خاطر داشت هدف والای رژیم ایران در وهله اول بقای رژیم است.»[36]

 

در همین زمینه اندیشکده واشنگتن با انتشار مقاله ای به توضیح بیشتر این فرآیند می پردازد. «بسيار منطقي است كه معضلات اقتصادي مردم اين كشور مادام كه منجر به اغتشاشات و تهديدات سياسي نشود، بي اهميت تلقي خواهند شد. بنابراين اگر به دنبال اين باشيم كه تحريم ها، يا ديگر اقدامات تحميل شده آمريكا و هم پيمانانش به ايران را حقيقتا براي حكومت اين كشور «هزينه ساز» جلوه دهيم؛ بايد بكوشيم تا «منافع» اين كشور را كه طبق تعاريف نظام ايران، بقاي حكومت تلقي مي شود، هدف قرار دهيم، به علاوه تهديد اين منافع بايد تا اندازه اي قوي و جدي باشد كه حكومت تصميم بگيرد كه براي حفظ بقاي خود، چيز گرانبهايي را قرباني كند، چيزي به گرانبهايي يك سلاح هسته ای»[37]

 

قطعنامه ۱۹۲۹ اولین دستاورد آمریکا در اجماع سازی علیه ایران و شروع روند جدید «افزایش هزینه های ایران» بود. این قطعنامه بهار سال ۲۰۱۰ یعنی سال ۱۳۸۹ –یعنی حدوداً یک سال و نیم بعد از به قدرت رسیدن اوباما و در سالگرد فتنه ۸۸-تصویب شد، ؛ علت اصلی صدور این قطعنامه آن بود که احساس می شد جامعه ایران آمادگی یک تحول را دارد و این روند با فشارهای اقتصادی تسریع شود.[38] 

 

هر چند آمریکا به اهداف از پیش تعیین شده خود نرسیده بود ولی پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری مایه امیدواری آنها شد. به گمان آمریکا شعارهای روحانی در انتخابات و استقبال مردم از او و در نهایت توافق هسته ای از جمله نشانه های اثر گذاری تحریم ها بود.

 

اوباما در دانشگاه امریکن می گوید: «تردیدی نیست که این سختی ها در انتخابات سال دوهزار و سیزده ایران نقش داشت. زمانی که مردم ایران یک دولت جدید را انتخاب کردند، آنها وعده داده بودند که از طریق تعامل با دنیا اقتصاد را بهبود بخشند. ایران به پای میز مذاکره بازگشت و پس از یک سری از مذاکرات ، ایران درباره یک توافق موقت با جامع بین المللی توافق کرد.»[39]

 

تحریم‌ها باقی می‌مانند؛ دومینوی تغییر رفتار ایران

دکترین «دیپلماسی مبتنی بر فشار»[40] یا همان سیاست «چماق و هویج» بهترین شیوه برای تحمیل خواسته های آمریکاست. لذا طبیعی خواهد بود که این روش ادامه یابد. ادامه این روند از دو مسیر ممکن است:

 

الف- از مسیر توافق:

طبق قطعنامه ۲۲۱۳ تحریم هایی که به عنوان اهرم فشار در پرونده هسته ای مورد استفاده قرار گرفت از طریق بند «بازگشت پذیری تحریم ها» حفظ خواهد شد. به بیان رئیس جمهور آمریکا «ایران انگیزه های قدرتمندی برای متعهد ماندن به تعهداتش دارد. ایران قبل از آنکه از تخفیف تحریم ها برخوردارشود، باید گام های مهم و عملی مثل جابجا کردن سانتریفوژها و از بین بردن ذخایر را صورت دهد. اگر ایران در دهه ی آینده توافقنامه را نقض کند، همه تحریم ها می توانند دوباره بازگردند. ما برای این کار نیاز به سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد نداریم بلکه آمریکا می تواند به تنهایی بازگشت تحریم ها را فعال کند. از سوی دیگر اگر ایران از توافقنامه پیروی کند و اقتصاد این کشور بار دیگر با دنیا ارتباط برقرار کند انگیزه اجتناب از بازگشت تحریم ها ، برای ایران افزایش خواهد یافت.»[41]

 

ب- قانون بقای انرژي:

ایران تا زمانی که به تمام خواسته های آمریکا تن ندهد به عنوان یک تهدید مطرح خواهد شد. این همان قانون بقای انرژی است به این صورت که خطر ایران از بین نخواهد رفت بلکه از موضوعی به موضوع دیگر  

 

منتقل می شود. گام بعدی آمریکا برای فشار به ایران مبتنی بر موضوع «تروریسم» خواهد بود. هر چند آمریکایی ها در سخنان خود ایران را به عنوان «بزرگترین حامی تروریسم در جهان»[42] مطرح می کنند ولی گستره این موضوع منطقه ای است و به نظر می رسد الگوی «موازنه تهدید» برای برقراری ائتلاف منطقه ای علیه ایران و منزوی کردن آن و ادامه و تشدید تحریم ها برای تضعیف ایران کانون تلاشهای دولتمردان آمریکایی در گام بعدی باشد.

 

اوباما بعد از توافق هسته ای تاکید می کند که «ایران آشکارا درگیر رفتاری خطرناک و بی ثبات کننده در کشورهای مختلف سراسر منطقه است. ایران یک کشور حامی تروریسم است. ایران از رژیم اسد در سوریه حمایت می کند. ایران از حزب الله در لبنان و حماس در نوار غزه پشتیبانی می کند. ایران به شورشیان حوثی در یمن کمک می کند. بنابراین، کشورهای منطقه حق دارند که عمیقا درباره فعالیت های ایران، به ویژه حمایتش از عوامل نیابتی خشن در داخل مرزهای کشورهای دیگر عمیقا نگران باشند.»[43]

 

وی همچنین بلافاصله بعد از جمع‌بندی مذاکرات در ۲۳ تیر به‌صراحت به این موضوع اشاره کرد و گفت: «تحریم‌هایی که مربوط به حمایت ایران از تروریسم، برنامه‌ی موشک‌های بالستیک و نقض حقوق بشر می‌‌شود را حفظ خواهیم کرد.»[44]

 

او معتقد است که برخلاف زمانی که او بر سرکار آمد، نفوذ ایران در منطقه متوقف شده و هزینه های آن بالا رفته است. «در چندین سال گذشته، ایران مجبور شده است میلیارد ها دلار هزینه کند تا از تنها همپیمان خود در دنیای عرب حمایت کند که بشار اسد است، هرچند که وی کنترل بخش های زیادی از کشورش را از دست داده است و حزب الله نیز ضربات مهمی را در همین میدان نبرد خورده است. ایران مثل بقیه منطقه مجبور شده است که به تهدید داعش در عراق پاسخ بدهد. پس برخلاف زنگ هشدارباشی که برخی بصدا در می آورند و مدعی می شوند ایران در آستانه بدست گرفتن (کنترل) خاورمیانه یا حتی دنیا است، ایران یک قدرت منطقه ای با چالش های خود باقی خواهد ماند.»[45]

 

نتیجه‌گیری

استراتژی کنونی آمریکا عبارت است از «تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران.»[46] توافق هسته ای گام نخستین تحقق این هدف بود. در این مسیر هر چند «یکی از شدیدترین رژیم های بین المللی تحریم علیه ایران اجرا شد. اما به گفته جان کری «باید با حقیقت روشن نیز روبرو شویم. تحریم ها به تنهایی موجب نمی شود که کار انجام شود و حتی به انجام دادن آن نزدیک شویم. این تحریم ها علاوه بر این که نتوانست تلاش خستگی ناپذیر ایران برای توانایی تسلیحات هسته ای را متوقف کند بلکه حتی نتوانست آن را کند کند.»[47] به عبارت دیگر، تحریم به تنهایی قادر به تحقق اهداف آمریکا نبود. اوباما در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز به صراحت بیان کرد که «دکترین او تعامل مبتنی بر فشار است.»[48]  تعامل از نظر وی «به معنای تعمیق تماس ها و ارتباطات بین دو کشور با هدف ایجاد منافع مشخص برای حریف است که از این طریق آن ها به این نتیجه برسند که حفظ این روابط مزایایی دارد. اعتقاد به چنین مزایایی موجب آغاز تاثیرگذاری در رفتار منفی آن ها می شود.»[49]

 

او با استفاده از آموزه های نظریه «قدرت هوشمند» تلاش کرد تا با بهره گیری از منابع اقناعی و اجباری –نظیر فشار اقتصادی، تهدید نظامی و...- از یک سو «با بن بست نشان دادن شرایط»[50]، محاسبات مسئولین جمهوری اسلامی ایران را تغییر داده و از سوی دیگر موجبات نارضایتی عمومی و ناآرامی اجتماعی را ایجاد کند. به عبارت دیگر، از نظر تیم سیاست خارجی اوباما تنها راه -عملی و در عین حال تدریجی- تغییر رفتار ایران و «حرکت آن در مسیر ریل گذاری شده آمریکا» فراهم کردن زمینه لازم برای «چانه زنی از بالا، فشار از پایین» است.

 

تام دانیلون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا درباره شیوه عملیاتی کردن این سیاست می گوید:

 

«رویکرد ما چند وجهی بوده است و شامل ۵ رشته از اقدامات مشخصی بوده است که یکدیگر را تقویت می کنند.

 

نخست این که، ما مسیری را به پیش برده ایم که منجر به سازماندهی تحریم های بی سابقه ای شده است که هزینه های فوق العاده ای را به خاطر رفتار ایران تحمیل نموده است و موفق به ایجاد تاخیر در برنامه هسته ای ایران شده است...ما، در سطح بین المللی، موفق به ایجاد ائتلاف بین المللی گسترده و عمیق برای وادار ساختن ایران به پاسخگویی، شده ایم. پرزیدنت اوباما شخصاً و مکرراً با همتایان خارجی خود، از جمله رهبران روسیه و چین، در باره این موضوع به تعامل پرداخته است. این اقدامات راه را برای تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در مورد ایران، که به ایجاد جامع ترین تحریم های بین المللی، تا به امروز، منجر شده است، هموار ساخت.

 

دوم، ما کوشش های هماهنگ منطقه ای و جهانی را برای منزوی نمودن دیپلماتیک ایران سازمان داده ایم که هرگز در گذشته مطرح نبوده است.

 

سوم، ما با متحدین خود برای مقابله با کوشش های ایران در بی ثبات نمودن منطقه، و به خصوص در جریان بهار عربی، همکاری کرده ایم.

 

چهار، ما به صورت مداوم و اساسی در برنامه های دفاعی خود سرمایه گذاری کرده ایم و همکاری دفاعی با متحدین خود در منطقه را تعمیق بخشیده ایم و نوعی مهندسی امنیتی منطقه ای قدرتمند را ایجاد کرده ایم که توانایی ایران برای تهدید و مجبور نمودن همسایگان به تمکین از خود، به خصوص کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، را کاهش می دهد. ما حضور قدرتمند و پایدار نیروهای ایالات متحده در منطقه را گسترش داده ایم. به علاوه، ما برای توسعه شبکه دفاع هوایی و موشکی فعالیت کرده ایم، در سیستم پیشرفته هشدار زود هنگام امنیت دریایی سهیم شده ایم، همکاری نزدیک تر در مسائل ضد تروریستی بر قرار کرده ایم، برنامه های ارتقاء ظرفیت کشورهای همکار را گسترش داده ایم، و کوشش های خود را برای تقویت و محافظت از تاسیسات زیر بنایی حیاتی همکاران خود افزایش داده ایم.

 

پنجمین و آخرین عنصر در رویکرد ما- هرچند ما در را بر روی دیپلماسی باز نگاه داشته ایم –همان گونه که پرزیدنت اوباما مکرراً گفته است: ما هیچ گزینه ای را برای پیگیری اهداف پایه ای خود از دستور کار خارج نخواهیم کرد.

 

رویکرد چندوجهی ما با یکدیگر ما را در موقعیتی قرار داده است که ما می توانیم هر گزینه ای را- و یا تمامی گزینه ها را- به کار گیریم، فشار و هزینه را برای سرکشی ایرانیان افزایش دهیم.» [51]



[1] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2012/04/26/remarks-vice-president-joe-biden-foreign-policy-camapaign-event

[2] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2012/04/26/remarks-vice-president-joe-biden-foreign-policy-camapaign-event

[3] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-dea

[4] https://www.foreignaffairs.com/articles/2007-07-01/renewing-american-leadership

[5] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/07/15/press-conference-president

[6] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/07/15/press-conference-president

[7] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-dea

[8] http://www.nytimes.com/2015/04/06/opinion/thomas-friedman-the-obama-doctrine-and-iran-interview.html?_r=0

[9] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2011/10/13/remarks-president-obama-and-president-lee-republic-korea-joint-press-con

[10] دکترین: کیفیت بهره گیری از منابع و امکانات برای رسیدن به هدف

[11] http://mic.com/articles/123627/obama-mic-interview-transcript

[12] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-dea

[13] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-dea

[14] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2014/05/28/remarks-president-united-states-military-academy-commencement-ceremony

[15] http://debates.org/index.php?page=october-7-2008-debate-transcrip

[16] طرح شماره‌ی H.R.۲۸۴۵، قطعنامه‌ی شماره H.RES.۵۴۹، قطعنامه‌ی H.RES.۵۵۷، قطعنامه‌ی H.RES.۵۶۰، قطعنامه‌ی H.RES.۱۹۳ و قطعنامه‌ی H.RES.۱۹۶ در مدت ده روز ابتدایی فتنه در کنگره‌ی آمریکا علیه ایران ارائه شد و به تصویب رسید.

[17] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/remarks-president-obama-and-chancellor-merkel-germany-joint-press-availability

[18] اوباما ۳۴ بار به اروپا، ۲۴ بار به آسیا و ۷ بار به منطقه غرب آسیا سفر کرده است. کلینتون در مجموع ۱۱۲ سفر خارجی داشته است که عمدتا در جهت تغییر ذهنیت کشورهای دیگر و چندجانبه گرایی است. وی در میان وزرای خارجه آمریکا رکورددار سفر خارجی محسوب می شود.

[19] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/04/30/remarks-vice-president-washington-institute-near-east-policy

[20] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/04/30/remarks-vice-president-washington-institute-near-east-policy

[21] http://ramzeobour.ir/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%82%D8%A7.html

[22] http://www.state.gov/secretary/20092013clinton/rm/2012/11/201343.htm

[23] تحول در نظریه های موازنه قوا، مترجم غلامعلی چگنی زاده، موسسه فرهنگی مطالعاتی و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ایران، صص۳۰-۳۵

[24] http://www.dni.gov/index.php/newsroom/testimonies/203-congressional-testimonies-2014/1005-statement-for-the-record-worldwide-threat-assessment-of-the-us-intelligence-community

[25] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2012/03/04/remarks-president-aipac-policy-conference-0

[26] جایگاه بازدارندگی متعارف در استراتژی دفاعی دولت باراک اوباما در قبال جمهوری اسلامی، محمد جمشیدی، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هشتم، شماره اول، زمستان ۹۱، صص ۱۱۷-۱۴۲

[27] http://iipdigital.usembassy.gov/st/persian/texttrans/2011/11/20111130174835x1.711237e-02.html#ixzz3mCTxMbPz

[28] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2014/05/28/remarks-president-united-states-military-academy-commencement-ceremony

[29] http://www.mfa.gov.ir/?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=128&newsview=354110

[30] http://iipdigital.usembassy.gov/st/persian/publication/2014/06/20140627302988.html#ixzz3mArZAzqY

[31] http://iipdigital.usembassy.gov/st/persian/texttrans/2014/07/20140730304619.html#ixzz3mFyCbQZs

[32] http://www.state.gov/secretary/20092013clinton/rm/2012/11/201343.htm

 

[33] http://www.nytimes.com/2007/12/03/world/americas/03iht-cia.5.8573960.html?pagewanted=all&_r=0

[34] Available at: http://www.dni.gov/index.php

[35] http://www.theatlantic.com/international/archive/2012/03/obama-to-iran-and-israel-as-president-of-the-united-states-i-dont-bluff/253875/

[36] http://www.intelligence.senate.gov/hearings/open-hearing-current-and-projected-national-security-threats-united-states-0#

 

[37] http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/is-the-iranian-regime-rational

[38] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931008000568

[39] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-deal

[40] http://www.state.gov/secretary/20092013clinton/rm/2012/11/201343.htm

[41] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-deal

[42] http://www.state.gov/p/us/rm/2013/202684.htm

 

[43] http://english.aawsat.com/2015/05/article55343422/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east

[44] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/07/14/statement-president-iran

[45] https://www.whitehouse.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-dea

[46] http://www.state.gov/p/us/rm/2013/202684.htm

[47] http://www.state.gov/secretary/remarks/2015/09/246574.htm

[48] http://www.nytimes.com/2015/04/06/opinion/thomas-friedman-the-obama-doctrine-and-iran-interview.html?_r=0

[49] http://tabyincenter.ir/index.php/rasad/strategic-monitoring/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2007

[50] http://www.cfr.org/iran/national-security-advisor-donilons-remarks-irans-nuclear-program-november-2011/p31444

[51] http://www.cfr.org/iran/national-security-advisor-donilons-remarks-irans-nuclear-program-november-2011/p31444