به‌نظر می‌رسد،دولت امتحان خود را در زمینه روابط سیاسی و اقتصادی با ایران را پس داده است. باتوجه به نفوذ لابی صهیونیستی در این کشور و پیروی مطلق دولت فرانسه از سیاست‌های ایالات متحده و عهدشکنی‌های پی‌در‌پی فرانسه در حوزه‌های مختلف و خصوصا حوزه اقتصادی، تعریف روابط سیاسی و اقتصادی راهبردی و بلندمدت با فرانسه عقلانی و واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد.

در میان وزاری خارجه شش کشور، لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه، با ارائه رفتارهای ضدونقیض در جریان 23 ماه مذاکره، همواره بیشتر از آنکه سعی در گره‌گشایی داشته باشد، تلاش کرد تا سیاست عبری – عربی دولت فرانسه را در مذاکرات هسته‌ای دنبال کرده باشد. گذشته از این موارد، نام لوران فابیوس برای ایرانیان یادآور محموله‌ی خون‌های آلوده‌ای‌ای است که جان هزاران نفر از هم‌وطنانمان را گرفته و هنوز نیز می‌گیرد. همه این‌ها باعث شده است تا خبر سفر فابیوس به ایران، با حساسیت‌های همراه شده باشد. برخی معتقدند که فابیوس اولین کسی بود که در جریان مذاکرات، سیاست‌های رژیم صهیونیستی و حکومت‌های مرتجع عربی را پیاده کرد و حداقل نباید به‌عنوان اولین مقام اروپایی بعد از توافق هسته‌ای به ایران بیاید. حساسیت‌ها به سفر وزیر خارجه فرانسه آن‌قدر زیاد شد که فابیوس یهودی را دست‌به‌قلم کرد تا درباره سفرش به تهران، در روزنامه دولتی «ایران» بنویسد و  از سوی دیگر"فرانسوا اولاند" رییس‌جمهور فرانسه نیز با لحنی تهدیدآمیز اعلام کند که نحوه رفتار با فابیوس، آزمونی برای ایران است. اکنون لوران فابیوس در مقام وزیر خارجه فرانسه، بعد از بیش از یک دهه سردی در روابط ایران و فرانسه، به‌عنوان اولین مقام بلندپایه اروپایی راهی تهران شده است و قرار است سطح مناسبات اقتصادی و سیاسی دو کشور را افزایش دهد.

 

فرانسه به‌عنوان کشوری مهم در غرب اروپا، همواره تلاش کرده است تا مناسبات خود با سایر کشورهای جهان را با توجه به منافع سیاسی و اقتصادی، تنظیم کند. دولت فرانسه همواره به ج.ا.ا در جهت منافع اقتصادی خود بهره‌برداری کرده است و در سطح سیاسی نیز رفتارهای های خصمانه‌ای نیز داشته است. از فعالیت گروهک منافقین در خاک فرانسه، کمک به صدام حسین در زمان جنگ ایران و عراق تا کارشکنی فابیوس در مذاکرات اخیر همه خبر از سیاستی خصمانه علیه ج.ا.ا می‌دهد.

 

بدون شک فرانسه به دنبال کسی که بتواند سیاست‌های عربی عبری فرانسویان را در لبنان اجرایی کند و قدمی در جهت منزوی کردن جبهه مقاومت در لبنان بردارد. لذا مسئولین ج.ا.ا باید هوشیار باشند تا در دومینوی غرب گرفتار نشوند و همسوی باسیاست‌های پان صهیونیستی دولت فرانسه اقدام نکنند.

 

1- جنبه سیاسی

دولت فرانسه همواره تلاش کرده است تا در تحولات بین‌المللی، خود را به‌عنوان کشوری مهم و مؤثر نشان دهد. همچنین این کشور، در مورد مسائل منطقه‌ای به‌ویژه بحران سوریه و وضعیت لبنان، خود را قیم این دو کشور می‌داند و می‌خواهد سیاست‌های خود را در لبنان و سوریه که از حوزه نفوذ سنتی فرانسه محسوب می‌شوند، اعمال کند. از سوی دیگر، فرانسه می‌داند که ایران در این دو کشور، نقش بسیار مؤثری دارد لذا اولین هدف سیاسی این سفر را می‌توان موضوع ریاست جمهوری لبنان دانست.

 

خالی بودن پست ریاست جمهوری بیش از یک سال در لبنان، فضای سیاسی این کشور را بسیار متشنج کرده است و احزاب درگیر، تلاش دارند تا به نحوی قدرت را در حاکمیت، در دست بگیرند. از یک‌سو، حضور نظامی حزب‌الله لبنان در سوریه، باعث شده تا نیروهای حزب‌الله نتواند در جبهه نظامی دیگر (جنگ داخلی) درگیر شوند لذا سید حسن نصرالله، با هوشیاری بر حل مسائل سیاسی از راه مذاکرات تأکید کرده است. از سوی دیگر، مسیحیان لبنان تلاش‌های بسیاری را در جهت معرفی نامزدی مسیحی با حمایت فرانسوی‌ها انجام می‌دهند تا رییس جمهوری مسیحی و غرب‌گرا در سرکار بیاید. از سوی دیگر، سمیر جعجع به‌عنوان کاندیدای احتمالی جریان 14مارس معرفی خواهد شد اما شانسی برای رسیدن به این منصب نخواهد داشت.

 

شاید بتوان گفت که لوران فابیوس به دنبال آن است که راه‌حلی برای خروج لبنان از شرایط فعلی با کمک ایران پیدا کند.از سوی دیگر، بدون شک فرانسه به دنبال کسی که بتواند سیاست‌های عربی عبری فرانسویان را در لبنان اجرایی کند و قدمی در جهت منزوی کردن جبهه مقاومت در لبنان بردارد. لذا مسئولین ج.ا.ا باید هوشیار باشند تا در دومینوی غرب گرفتار نشوند و همسوی باسیاست‌های پان صهیونیستی دولت فرانسه اقدام نکنند.

 

2- جنبه اقتصادی

دومین جنبه سفر فابیوس به ایران، حوزه اقتصاد است چراکه اکنون کشورهایی اتحادیه اروپا و حوزه یورو به‌شدت به بازار جذاب ایران نیاز دارند. احتمال خروج یونان از حوزه یورو بیش‌ازپیش کشورهای اتحادیه اروپا را با نگرانی و بحران اقتصادی روبرو کرده است لذا فرانسه به‌عنوان کشوری مهم در اتحادیه اروپا به دنبال کسترش اقتصادی اروپا می‌باشد.

 

از یک‌سو، صنعت خودروسازی فرانسه همواره با صنعت خودروسازی ایران گره‌خورده است لذا دولت فرانسه تلاش کرده است تا با ورود به بازار 80 میلیونی ایران، منافع اقتصادی خود را به‌ویژه در بازار خودرو دنبال کند. از سوی دیگر، شرکت‌های پژو و رنو در جریان تحریم ایران، ضرر زیادی را متحمل شدند تا جایی که مجبور به تعدیل بسیاری از کارگران و کارمندان خود شدند. گفته می‌شود تحریم‌های غرب علیه ایران، بیش از سه میلیارد دلار، ضرر به اقتصاد فرانسه وارد کرده است لذا فرانسویان علاقه زیادی به بازار خودرو ایران دارد. متولیان و تصمیم گیران صنعت کشور به‌ویژه در امر خودروسازی باید متوجه باشند که وابستگی به کشورهای خودروساز باعث عقب‌افتادگی در این صنعت خواهد شد و از بومی شدن این صنعت جلوگیری خواهد کرد. چه‌بسا اینکه سال‌ها وابستگی به صنعت خودروسازی اروپا و آمریکا، موجب این امر شده باشد. لذا پیشنهاد می‌شود مسئولین مربوطه در جهت بومی‌سازی این صنعت پول‌ساز حرکت کنند و رفتارهای هیجانی و مسکنی نداشته باشند.

 

یکی دیگر از همکاری‌های سنتی ایران و فرانسه حوزه محصولات نفتی هست؛ برخی خبرها حاکی از آن است که فابیوس قصد دارد درباره حوزه انرژی با مقامات کشورمان گفتگو داشته باشد لذا احتمال می‌رود، شرکت‌های فرانسوی نظیر توتال و ... دوباره به صنعت نفت ایران بازگردند. البته به‌طورکلی می‌توان گفت که اروپا خواهان و نیازمند همکاری در حوزه نفت با ایران هست. سه شرکت ایتالیایی، اسپانیایی و یونانی اعلام کرده‌اند که بعد از لغو تحریم‌ها خواهان ازسرگیری روابط اقتصادی در حوزه انرژی هستند.

 

جمع‌بندی

به‌نظر می‌رسد،دولت امتحان خود را در زمینه روابط سیاسی و اقتصادی با ایران را پس داده است. باتوجه به نفوذ لابی صهیونیستی در این کشور و پیروی مطلق دولت فرانسه از سیاست‌های ایالات متحده و عهدشکنی‌های پی‌در‌پی فرانسه در حوزه‌های مختلف و خصوصا حوزه اقتصادی، تعریف روابط سیاسی و اقتصادی راهبردی و بلندمدت با فرانسه عقلانی و واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد.