مهم­ترین هدف ترکیه در رابطه با گسترش حضور و نفوذ خود در عراق در رقابت با دیگر رقبای منطقه­‌ای و بهره‌برداری از ذخایر انرژی در این کشور در پی ثبات نسبی اخیر در آن کشور است. علاوه بر این، اهداف دیگری مانند تغییر در ذهنیت افکار عمومی در رابطه با حمایت ترکیه از داعش و نشان دادن تغییر رویکرد آن در پی همکاری با دولت عراق و همچنین رفع نگرانی از تهدیدات احتمالی آتی داعش علیه ترکیه نیز مدنظر رهبران این کشور هستند.

علی‌رغم اهمیت و جایگاه عراق و سوریه برای ترکیه، دولتمردان و رهبران ترک طی چند سال اخیر رویکردی تقابل‌جویانه در قبال دولت مرکزی دو همسایه جنوبی خود برگزیده­‌اند. درحالی‌که در دوره­‌های نخست به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، «به صفر رساندن اختلافات با همسایگان» یکی از اصول محوری سیاست خارجی تیم اردوغان را تشکیل می­داد، اما همزمان با آغاز ناآرامی­‌ها در داخل سوریه و بی­ثباتی در عراق طی چند سال اخیر، دولت ترکیه ضمن استقبال از تنش در داخل این کشورها نه‌تنها نقش سازنده­ای برای برقراری ثبات ایفا نکرده، بلکه با ارائه کمک به مخالفان و شورشیان در داخل سوریه و عراق، زمینه را برای تداوم و گسترش ناآرامی در این دو کشور و کل منطقه فراهم کرده است.

 

نمود عینی این مسئله در حمایت‌های گوناگون ترکیه از گروه­های مخالفان دولت سوریه ازجمله ارتش آزاد سوریه، داعش، جبهه النصره و دیگر گروه­ها و همچنین برقراری فشارهای سیاسی علیه دولت «نوری المالکی» در عراق نمایان بود؛ به‌گونه‌ای که این رفتارها موجب ایجاد تنش مستقیم و قطع روابط آنکارا با دمشق و سردی روابط آن با بغداد شده بود.

 

اما به نظر می­رسد با گذشت بیش از دو سال از اتخاذ چنین رویکردهایی در قبال سوریه و عراق و ناکامی ترک‌ها در دسترسی به اهداف جاه­طلبانه خود، تغییراتی در سیاست­های ترکیه در قبال این دو کشور در حال شکل گرفتن است که متأثر از عواملی در سطوح گوناگون می­باشد. سفر اخیر «احمد داوداوغلو» نخست‌وزیر جدید و وزیر خارجه پیشین ترکیه به عراق و گفتگوهای وی با مقامات مختلف عراقی را می­توان آغاز این تغییرات در نظر داشت که البته اهداف گوناگونی نیز در ورای آن قرار دارد.

 

این نوشتار ضمن بررسی رفتارهای ترکیه در قبال تحولات سوریه و عراق در چند سال اخیر، در پی بررسی رویکرد جدید آنکارا در مواجه با سوریه و به‌خصوص عراق می­باشد و سفر نخست‌وزیر ترکیه به عراق را نیز نقطه عطف و آغاز عینی بروز تغییرات در رویکرد آنکارا در نظر می­گیرد. همچنین بررسی علل بروز چنین تغییراتی و اهداف دولت ترکیه از اتخاذ آن نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

 

نقش و رویکرد ترکیه در تحولات سوریه

 

آغاز بحران داخلی سوریه و نوع موضع­گیری ترکیه در قبال این بحران، سوریه را به مهم­ترین موضوع سیاست خارجی ترکیه تبدیل کرد؛ به­طوری که همه موضوعات مهم در سیاست خارجی ترکیه طی چند سال اخیر به نحوی با سیاست­ها و مواضع آنکارا در قبال تحولات سوریه ارتباط داشته­اند. از آغاز بحران سوریه در بهار سال ۲۰۱۱ سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه چند مرحله را طی کرده است؛ البته در همه مراحل آنکارا مواضع مداخله‌جویانه­ای نسبت به مسائل سوریه اتخاذ کرده است. از زمان آغاز بحران، مقامات ترکیه در ابتدا با حمایت لفظی از مخالفین خواستار تغییرات داخلی در سوریه شدند؛ اما در مراحل بعد با قطع روابط سیاسی خود با دولت مرکزی سوریه و با ارائه کمک و حمایت سیاسی از مخالفین مداخله عملی خود را در این بحران آغاز کردند؛ به شکلی که ترکیه به یک بازیگر فعال در بحران سوریه و صحنه منازعات آن تبدیل شد.

 

در مراحل بعد ترکیه حتی از این نیز فراتر رفت و با ارائه کمک­های مالی و نظامی مستقیم به مخالفین، با شدت بیشتری خود را در بحران سوریه درگیر کرد. به‌گونه‌ای که این بحران به مهم­ترین موضوع و محور سیاست خارجی ترکیه به‌خصوص در عرصه منطقه­ای تبدیل شد و موضوعات دیگر تحت تأثیر آن قرار گرفتند (1). البته این نکته را نیز باید در نظر داشت که ترکیه با مداخله در بحران سوریه و حمایت همه‌جانبه از مخالفان بشار اسد این هدف را تعقیب می­کرد که دولت مرکزی سوریه را از قدرت ساقط کرده و نظامی همسو و وابسته به خود در سوریه به قدرت برساند تا بتواند بر قدرت و نفوذ منطقه­‌ای خود بیفزاید. درواقع اتخاذ مواضع افراط­گرایانه از سوی آنکارا از وجود چنین انگیزه‌­هایی نشأت گرفته است.

 

ازجمله مهم­ترین اقدامات ترکیه در قبال بحران سوریه می­توان به میزبانی مخالفان دولت مرکزی سوریه در استانبول، ارائه کمک­های مالی و اطلاعاتی گسترده به گروه­های مختلفی از شورشیان و همچنین اجازه به عبور از خاک ترکیه به نیروهای وابسته به گروه­های تروریستی اشاره کرد؛ تا حدی که شواهدی دال بر رفتار ترکیه در میزبانی و آموزش نیروهای برخی گروه­های تروریستی مانند داعش در نقاط مرزی با سوریه منتشر شده است. همان‌طور که از چنین رفتارهایی برداشت می­شود و مقامات ترکیه نیز در موضع­گیری خود روشن ساخته­اند، هدف نهایی و اولویت نخست آنکارا، کنار زدن بشار اسد از قدرت و تغییر نظام سیاسی آن بوده است و دیگر اقدامات و سیاست­های ترکیه در رابطه با بحران سوریه نیز با این مسئله ارتباط داشته است (2).

 

حمایت­های ترکیه از داعش در عراق

 

طی سال­های اخیر ترکیه مشکلات زیادی با عراق را تجربه کرده است. هرچند ریشه اصلی اختلافات ترکیه با عراق، به رویکرد «نوعثمانی­گری» ترکیه در منطقه و اختلافات و رویکرد سیاسی متفاوت مقامات دو کشور نسبت به مسائل منطقه برمی‌گردد، اما دو کشور در مسائل دیگری نیز مانند رابطه آنکارا با اقلیم کردستان در مسئله فروش نفت، مسئله فرار «طارق الهاشمی» به ترکیه و مهم­تر از همه برخورد با بحران سوریه وارد اختلافاتی جدی شده­اند.

 

این مسائل به‌تدریج موجب شده بود آنکارا رفتارها و مواضع غیردوستانه­ای نسبت به دولت مرکزی عراق اتخاذ نماید تا اینکه این اختلافات با گسترش بحران سوریه در سطح منطقه به اوج رسید؛ به شکلی که با گسترش فعالیت داعش به‌عنوان یکی از گروه­های تروریستی مخالف سوریه و ورود نیروهای آن به خاک عراق، دولتمردان ترکیه درصدد برآمدند از فرصت به‌دست‌آمده برای تضعیف بیشتر دولت مرکزی عراق بهره­برداری کنند. البته علاوه بر تلاش برای تضعیف دولت نوری المالکی به­عنوان انگیزه دولتمردان ترک در حمایت از داعش، باید به منافع آنها در خرید نفت از این گروه تروریستی بعد از تسلط آنها بر منابع نفتی عراق نیز توجه داشت (3).

 

با آغاز حملات و عملیات داعش در خاک عراق و به‌خصوص پس از تصرف غیرمنتظره موصل از سوی این گروه تروریستی، توجه زیادی به فعالیت­های این گروه و علل پیشروی آن جلب شد؛ علت این امر نیز اهمیت مسئله، یعنی تصرف بخشی از خاک عراق از سوی این گروه تروریستی و پیامدهای داخلی و منطقه­ای آن بود. در این میان انتشار برخی اسناد و گزارش­ها حکایت از این مسئله داشت که برخی از دولت­های منطقه ازجمله ترکیه که در حمایت از این گروه تروریستی در سوریه نقش داشته­اند، در حمله و همچنین موفقیت آن در عراق نیز تأثیرگذار بوده­اند. بدین نحو که ترکیه با ارائه کمک­های مالی، نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی به داعش زمینه را برای پیشروی آن در شرق و شمال عراق فراهم کرد.

 

هرچند این موضوع بارها از سوی آنکارا رد و تکذیب شده است اما گزارش­ها و اسناد، حکایت از ایفای چنین نقشی از سوی ترکیه دارد. ازجمله این موارد انتشار گزارشی از سوی «موسسه حقوق بشر دانشگاه کلمبیا» می‌باشد که به بحث پیوندهای ترکیه با گروه داعش پرداخته است. در این گزارش این موضوع نشان داده می‌شود که ترکیه در طیف گسترده‌ای از موضوعات، از حمایت نظامی و انتقال اسلحه گرفته تا حمایت لجستیکی و مالی و همچنین ارائه خدمات پزشکی با گروه داعش در ارتباط بوده است. به شکلی که به دلیل چشم‌پوشی ترکیه نسبت به انتقال و حضور نیروهای داعش در خاک خود، از این کشور با عنوان «بزرگراه جهادگرایی» یاد می­شود (4).

 

ناکامی در دسترسی به اهداف و تغییر نسبی رویکردها

 

با وجود اتخاذ چنین رفتارها و سیاست­هایی از سوی ترکیه طی چند سال اخیر در قبال دو کشور عراق و سوریه و مداخلات غیر سازنده آنکارا در امور داخلی و تحولات دو همسایه جنوبی خود، وضعیت کنونی منطقه حکایت از ناکامی دولتمردان ترکیه در دسترسی به اهداف خود در قبال مسائل عراق و سوریه دارد. درواقع هرچند دولت ترکیه به رهبری اردوغان با اتخاذ رویکرد نوعثمانی­‌گری در پی تسلط خود بر منطقه با تغییر نظام­های سیاسی در سوریه و تضعیف دولت مرکزی عراق در راستای توسعه نفوذ خود در این دو کشور بوده است، اما شواهد موجود این مسئله را روشن می­کند که به دلایل متعددی دولت اردوغان موفقیت چندانی در این رابطه نداشته است.

 

ازجمله این شواهد می­توان به عدم سقوط و شکست بشار اسد و دولت مرکزی سوریه به‌عنوان محور سیاست­‌های آنکارا اشاره داشت. همچنین بهبود وضعیت سیاسی در عراق و توقف پیشروی­‌های داعش نیز گویای همین ناکامی ترکیه در رابطه با مسائل عراق است. علاوه بر این، حمایت از داعش نیز بر منفی شدن وجهه ترکیه تأثیرگذار بوده است.

 

اما باید توجه داشت که اتخاذ چنین سیاست­هایی از سوی ترکیه با وجود ناکامی در کسب اهداف موردنظر با هزینه‌­های دیگری نیز برای ترکیه همراه بوده است. به­ طوری که علاوه بر عدم دسترسی به اهداف خود در دو کشور سوریه و عراق و منفی شدن وجهه، ازنظر اقتصادی، نارضایتی مردمی و همچنین روابط با همسایگانی مانند ایران، هزینه­‌هایی بر ترکیه تحمیل شده است.

 

مجموعه این عوامل در کنار فشارهای بین­‌المللی بر دولت ترکیه برای همکاری در مبارزه با داعش موجب ایجاد تغییراتی نسبی در رویکرد ترکیه به‌خصوص در رابطه با داعش شده است. برای مثال پس از صدور قطعنامه 2178 شورای امنیت مبنی بر تهدید به تحریم کشورهایی که از گروه تروریستی داعش حمایت می­کنند، شاهد اتخاذ اقدامات احتیاط‌آمیزتری از سوی آنکارا بوده‌­ایم که در نهایت منجر به بروز تغییراتی نسبی در رویکرد آن به‌خصوص در قبال عراق شده است. به‌طوری که به نظر می­رسد دولت جدید حزب عدالت و توسعه در ترکیه با آگاهی از ناکامی­‌های خود، تحولات کنونی و شکل­گیری دولتی جدید در عراق را فرصت مناسبی برای اعمال تغییر در رویکرد خود در نظر گرفته و تلاش دارد این تغییر رویکرد را به تغییر وضعیت در عراق و روی کار آمدن دولت جدید در عراق نسبت دهد.

 

درواقع، داوداوغلو به­ عنوان نخست‌وزیر جدید ترکیه از فرصت شکل‌گرفته بهره‌­برداری کرده و تلاش دارد با ایجاد روابط مناسب با دولت جدید ضمن جبران اشتباهات گذشته و تغییر ذهنیت‌ها نسبت به سیاست­‌های ترکیه در قبال عراق و داعش، از فرصت­های جدید در عراق استفاده کرده و اهدافی را دنبال نماید.

 

اهداف ترکیه از تغییر رویکرد

 

مهم­ترین وجه عینی تغییر رویکرد ترکیه در قبال مسائل عراق و تا حدودی سوریه به خصوص در رابطه با داعش، سفر داوداوغلو نخست‌وزیر این کشور به عراق است که منجر به دیدار و گفتگوی وی با مقامات مختلف عراقی و اعلام آمادگی همکاری در بسیاری از حوزه­‌ها و موضوعات شد. تا جایی که پس از دیدار با نخست‌وزیر عراق، اوغلو بر آمادگی ترکیه برای همکاری در حوزه انرژی و مبارزه با داعش تأکید کرد (5).

 

این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که طی ماه­‌های گذشته شاهد سردی روابط دو طرف بوده­‌ایم؛ اما موضوعی که در این میان شایان توجه است این مسئله است که ترکیه چه اهدافی را از تغییر این رویکرد خود تعقیب می­کند و چه انگیزه‌هایی باعث شده­‌اند ترکیه که تاکنون نقش مخربی در گسترش فعالیت داعش در عراق داشت، برای گسترش روابط با عراق و همکاری با آن علیه تروریسم اعلام آمادگی کند؟

 

بدون شک یکی از اهداف ترکیه در تغییر رویکرد در قبال عراق به تلاش رهبران آن برای از دست ندادن فرصت‌های ممکن در عراق برمی­گردد. مقامات ترک به‌خوبی می­دانند که کسب جایگاه قدرت منطقه­ای با از دست دادن عراق و کاهش روابط و نفوذ در این کشور امکان‌پذیر نیست. پس با روی کار آمدن دولت جدید در عراق از این فرصت به ­عنوان ایجاد وضعیتی جدید در عراق به­ عنوان دلیل تغییر رفتار خود در قبال آن بهره‌­برداری کرده و تلاش دارند ضمن افزایش حضور خود در این کشور از دیگر رقبای منطقه­‌ای عقب نمانند. علاوه بر این، انگیزه دیگر ترک­ها منابع نفتی عراق است. با تسلط مجدد دولت عراق بر منابع نفتی و عقب راندن داعش و به‌خصوص با توافق نفتی اقلیم کردستان با بغداد، دولت عراق اهمیت بیشتری در تأمین انرژی یافته و آنکارا با انگیزه همکاری در این حوزه در پی بهبود روابط با دولت جدید در عراق است.

 

اما مسائل دیگر نیز در این میان تأثیرگذار هستند؛ یکی از این عوامل ایجاد نگرانی­های امنیتی در برخی محافل سیاسی ترکیه نسبت به آینده فعالیت­های داعش و تهدیدات احتمالی آن علیه امنیت مرزهای ترکیه است. هرچند ترکیه یکی از حامیان اصلی داعش بوده است ولی این تهدید امنیتی در برخی محافل ترکیه مطرح می‌باشد که ممکن است در آینده داعش فعالیت­هایی علیه ترکیه اجرا نماید. در همین راستا ممکن است دولت ترکیه با آگاهی از این مسئله وارد همکاری با عراق برای مبارزه با داعش و یا کنترل آن شده باشد. هرچند در این رابطه نباید از فشارهای بین‌­المللی بر ترکیه برای همکاری در مبارزه با داعش نیز غفلت کرد.

 

در کنار همه این اهداف، بدون شک اردوغان و اوغلو هدف دیگری نیز از تغییر رویکرد در عراق تعقیب می­کنند و آن بهبود چهره و تصویر ترکیه نزد افکار عمومی و از بین بردن این تصور است که ترکیه حامی داعش می­باشد. به دلیل حمایت­های آشکار و پنهان ترکیه از داعش طی ماه­ها و سال­های اخیر، دیدگاه­‌های منفی زیادی نسبت به ترکیه در افکار عمومی در سطح منطقه و جهان ایجاد شده و به نظر می­رسد پس از ناکامی آنکارا از دسترسی به اهداف خود در اعطای این کمک­ها، یکی از اهداف کنونی آنها بهبود چهره و وجهه خود نزد افکار عمومی می‌باشد. در همین راستا تلاش دارند آمادگی خود را هرچند به شکل ظاهری برای همکاری با دولت عراق در مبارزه با داعش نشان دهند.

 

نتیجه

 

با آغاز بحران سوریه، ترکیه به اشکال مختلف از گروه­های تروریستی فعال در این کشور با هدف ساقط کردن دولت سوریه حمایت کرد. این نوع رفتار در قبال عراق نیز به شکل دیگری اجرا شد؛ یعنی با هدف تضعیف دولت مرکزی عراق، رهبران ترکیه زمینه لازم برای گسترش فعالیت داعش در این کشور را فراهم کردند و با وجود فشارهای جهانی، در راستای سیاست نوعثمانی‌­گری در قبال پیشروی داعش نیز حمایت همراه با سکوت را در پیش گرفتند. با وجود چنین سیاست­هایی، وضعیت کنونی منطقه نشان می­دهد نه‌تنها ترکیه در دسترسی به اهداف خود در قبال سوریه و عراق موفق نبوده است، بلکه هزینه­‌هایی نیز بر آن تحمیل شده و این کشور مجبور شده است تغییراتی در رویکرد خود به ­خصوص در قبال عراق و داعش اعمال نماید که سفر احمد داوداوغلو به عراق نمود عینی چنین تغییری محسوب می­شود.

 

اما اعمال تغییرات در رویکرد ترکیه نسبت به عراق و سوریه با اهدافی نیز از سوی آنکارا همراه می­باشد. به نظر می­رسد مهم­ترین هدف ترکیه در این رابطه گسترش حضور و نفوذ خود در عراق در رقابت با دیگر رقبای منطقه­ ای و بهره­ برداری از ذخایر انرژی در این کشور در پی ثبات نسبی اخیر در آن است. علاوه بر این دو موضوع، اهداف دیگری مانند تغییر در ذهنیت افکار عمومی در رابطه با حمایت ترکیه از داعش و نشان دادن تغییر رویکرد آن در پی همکاری با دولت عراق و همچنین رفع نگرانی از تهدیدات احتمالی آتی داعش علیه ترکیه نیز مدنظر رهبران این کشور هستند.

 

----------------------------------------

منابع:

1- http://peace-ipsc.org/fa/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%C2%AD%

2- http://www.bultannews.com/fa/news/223492/

3- http://www.mashreghnews.ir/fa/news/319749/

4- http://www.seratnews.ir/fa/news/207236/

5- http://www.isna.ir/fa/news/93082915439