اگر صهیونیست‌ها به این نکته‌ی ریز توجه کرده باشند که گروه شهید «حسن علی حیدر» در پاسخ به شهادت او چنین عملیاتی را انجام داده‌اند، پس باید منتظر عملیات‌هایی به مراتب بزرگ‌تر و سنگین‌تر با نام‌های شهید حسان اللقیس و شهید عماد مغنیه باشند که قطعاً محدوده‌ی آن‌ها فراتر از شبعا و شمال فلسطین و حتی حیفا باشد.

"نیم‌نگاهی به عملیات جدید حزب‌الله در مزارع اشغالی شبعا و پیام‌های مخابره شده به رژیم صهیونیستی در تقابل‌های جدید حزب‌الله با این رژیم"

 

ساعت 14:22 روز سه‌شنبه 15 مهرماه 1393 (7 اکتبر 2014) طی عملیاتی، بمب کار گذاشته شده در مسیر خودروی زرهی گشتی ارتش صهیونیستی در داخل کشت‌زارهای اشغالی شبعا و در نزدیکی پایگاه صهیونیستی سدانه در تپه‌های شرقی کفرشوبا منفجر شد و سه نظامی صهیونیست را به شدت زخمی کرد. ارتش رژیم صهیونیستی بعد از ساعاتی در یک آتش‌باری کور برخی از مناطق جنوب لبنان را زیر آتش خود قرار داد که هیچ تلفات جانی در بر نداشت. هنوز ساعتی از گمانه‌زنی‌های رسانه‌های منطقه‌ای در مورد عوامل این انفجار نمی‌گذشت که المنار به عنوان رسانه‌ی رسمی حزب‌الله با اعلام اینکه گروه شهید "حسن علی حیدر" از سوی حزب‌الله لبنان این عملیات را انجام داده است، مسئولیت رسمی انفجار در مزارع اشغالی شبعا را از جانب حزب‌الله بر عهده گرفت. این شهید بزرگ به تازگی هنگام خنثی کردن دستگاه شنود و جاسوسی رژیم صهیونیستی در داخل خاک لبنان به شهادت رسیده بود.

 

عملیات حزب‌الله درست در فاصله‌ی دویست متری مکانی انجام شد که دو روز پیش از آن رژیم صهیونیستی در آنجا مرکز ارتش لبنان را در منطقه‌ی سدانه هدف قرار داد که به زخمی شدن یک نظامی ارتش لبنان منجر شد. صهیونیست‌ها طی ماه‌های گذشته تحرکات وسیعی را در منطقه‌ی سدانه آغاز کرده‌اند تا جایی که حتی در بعضی از مواقع به روی چوپانان این ناحیه آتش می‌گشایند و گاهی اوقات نیز از مرز عبور کرده و چوپانان را می‌ربایند. برخی از نظامیان صهیونیست در تجاوزی آشکار حتی وارد یکی از پایگاه‌های نیروهای یونیفل در خاک لبنان شدند. همزمان با این اقدام، صهیونیست‌ها و در تاریخ 13 مهر 1393 گروه‌های تروریستی داعش، جبهه‌النصره و ارتش آزاد به پایگاه‌های حزب‌الله در بلندی‌های شیعه‌نشین شهرک‌های بریتال تا یونین در لبنان و به طور مشخص با هدف قرار دادن شهرک عسال‌الورد واقع در بخش غربی کوه‌های قلمون حمله کردند که حزب‌الله با دفع این حمله و تارومار کردن آن‌ها، نخستین حمله‌ی سنگین پاییزی تکفیری‌ها را ناکام گذاشت.

 

اگرچه حزب‌الله برای نخستین بار بلافاصله بعد از انجام عملیات در شبعا مسئولیت آن را بر عهده گرفت اما انجام این عملیات در این منطقه از سوی حزب‌الله مسبوق به سابقه است چراکه این حزب در ساعت 18 مورخه 25 اسفند 1392 بر سر راه گشتی رژیم صهیونیستی بمبی بزرگ منفجر کرد که منجر به زخمی شدن چهار نظامی صهیونیست شد که در میان آن‌ها یک افسر ارتش رژیم صهیوینستی نیز بود. در آن زمان نیز ارتش صهیونیستی انگشت اتهام را به سرعت به سوی حزب‌الله نشانه رفت و با خمپاره و گلوله‌ی تانک، شهرک العدیسه و کفرکلا در جنوب لبنان را گلوله‌باران کرد. عملیات حزب‌الله در همان زمان نیز دقیقاً یک هفته بعد از بمباران یکی از مراکز حزب‌الله در جنتا در مرز لبنان و سوریه توسط رژیم صهیونیستی رخ می‌داد و حزب‌الله نیز درگیر مسائل سیاسی داخلی همچون تدوین بیانیه‌ی وزارتی بود که سرانجام هم توانست بند مورد نظر خود را در بیانیه‌ی جدید وزارتی بگنجاند: «وظیفه‌ی دولت آزادی کشت‌زارهای اشغالی شبعا و بلندی‌های کفرشوبا و بخش لبنانی روستای غجر و حق شهروندان لبنانی مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل و پاسخ به تجاوزها و پس گرفتن اراضی اشغالی لبنان است.» بعد از این موفقیت سیاسی بود که سید حسن نصرالله در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی السفیر اعلام کرد: « بمبی که در مزارع شبعا منفجر شد و حزب‌الله تاکنون مسئولیت آن را بر عهده نگرفته، از اقدامات مقاومت بود. یعنی این اقدام از سوی حزب‌الله انجام شد و البته این یک واکنش نبود، بلکه بخشی از واکنشی بود که قرار است نسبت به حمله‌ی اسرائیل انجام شود. ما نمی‌خواهیم مقید به سیاست‌ تبلیغات رسانه‌ای در مورد تمام اقدامات خود باشیم و این یک سیاست جدید است.»(1)

 

این حملات متقابل درست در زمانی رخ می‌دهد که از منظر نظامی یک چشم حزب‌الله به سوریه و تکفیری‌ها است و به دقت حوادث عراق را نیز رصد می‌کند و چشم دیگرش به جنوب لبنان و تحرکات رژیم صهیونیستی. از منظر سیاسی نیز یک نگاهش به تحولات داخلی لبنان همچون انتخاب رئیس جمهور، انتخابات پارلمانی و مسائلی نظیر ربوده شدن نیروهای امنیتی و نظامی لبنانی دوخته شده و نگاه دیگر معطوف به حوادث منطقه‌ای همچون اتفاقات یمن و بحرین است. به واقع حزب‌الله همزمان در چندین جبهه در حال جنگی نامتقارن است که با هوشمندی دبیرکل آن توازن قوا نیز در این جنگ به سودش در حال جریان است. این حزب با انجام عملیات شبعا در حال مخابره کردن پیام‌های مهمی به سران رژیم صهیونیستی، تکفیری‌ها و تحلیل‌گران نظامی و سیاسی منطقه است:

 

1. همان طور که هر عملی عکس‌العملی دارد، پس عملیاتی که با نام شهید "حسن علی حیدر" انجام شد، می‌تواند هم در واکنش به انفجار عدلون باشد که در اثر آن حیدر در انفجار دستگاه شنود رژیم صهیونیستی به شهادت رسید و هم در پاسخ به طرف صهیونیستی که دو روز قبل از آن یکی از نیروهای ارتش لبنان را در منطقه‌ی السدانه زخمی کرده بود. ضمن اینکه رژیم صهیونیستی به خوبی آگاه است که این اقدام موفق نظامی نیروهای مقاومت در چهاردهمین سالروز عملیات به اسارت گرفتن سه نظامی صهیونیست در داخل کشت‌زارهای شبعا انجام شد.

 

2. اگر صهیونیست‌ها در دریافت پیام اول به این نکته‌ی ریز توجه کرده باشند که گروه شهید حسن علی حیدر در پاسخ به شهادت او چنین عملیاتی را انجام داده‌اند، پس باید منتظر عملیات‌هایی به مراتب بزرگ‌تر و سنگین‌تر با نام‌های شهید حسان اللقیس و شهید عماد مغنیه باشند که قطعاً محدوده‌ی آن‌ها فراتر از شبعا و شمال فلسطین و حتی حیفا باشد.

 

3. حزب‌الله همچنان در شبعا و مناطق اشغالی حضور داشته و این منطقه را جزئی از خاک کشور لبنان محسوب می‌کند.

 

4. برخلاف برخی ادعاها مبنی بر تسلط ارتش آزاد سوریه بر این منطقه، همچنان ابتکار عمل در دست حزب‌الله است.

 

5. حزب‌الله با وجود حضور در تحولات سوریه، برای نبرد با دشمن قدیمی خود یعنی رژیم صهیونیستی آمادگی کامل دارد. بدین معنا که چشمان حزب‌الله برای رویارویی با دشمن صهیونیستی کاملاً  باز است. این پیام را معاون دبیرکل حزب‌الله در گفتگو با شبکه OTV لبنان بیان کرد و آزاد کردن کشت‌زارهای شبعا و انجام عملیات در این منطقه را حق طبیعی مقاومت دانست.

 

6. اگرچه حزب‌الله در سوریه حضور دارد و در کنار نظام سوریه، بخشی از توانش را برای نبرد با تکفیری‌ها در مرز با سوریه گذاشته است، اما همچنان مقاومت علیه رژیم صهیونیستی اولویت اصلی این حزب را تشکیل می‌دهد. ضمن اینکه حضور در سوریه نه تنها به تجربه‌ی حزب‌الله برای نبرد آینده با صهیونیست‌ها افزوده بلکه سوری‌ها را برای حمایت از آن‌ها در نبرد احتمالی مصمم‌تر کرده است. رژیم صهیونیستی به خوبی می‌داند که تشکیل هسته‌های جدید مقاومت در سوریه و همچنین به وجود آمدن تشکیلاتی به نام حزب‌الله در این کشور، سوریه‌ای به مراتب خطرناک‌تر از قبل برای آن‌ها به وجود آورده است که در صورت تصمیم این گروه‌ها برای آزادی منطقه‌ی جولان اشغالی، دیگر با دولت آرامِ بشار اسد مواجه نیست. اگر این تصمیم با تصمیم حزب‌الله برای آزادی شبعا و فتح الجلیل تلاقی پیدا کند، امکان مقابله با آن بسیار سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود.

 

7. نحوه‌ی چگونگی شروع نبرد 33 روزه این موضوع را برای رژیم صهیونیستی روشن ساخته که نبردهای بزرگ با حزب‌الله می‌تواند از همین جرقه‌های کوچک آغاز شود و تمامی برنامه‌های از پیش تعیین‌شده‌ی رژیم صهیونیستی را مبنی بر حمله‌ی غافل‌گیرکننده و ضربه‌ی محکم اول، بر هم زند. به عبارتی دیگر حزب‌الله بارها تأکید کرده است که حسابش با رژیم صهیونیستی جدای از پرونده‌های مفتوح دیگر و در مکان‌های دیگر است و تمایل دارد که در جنوب لبنان همواره ابتکار عمل را در دست داشته باشد و زمان، مکان و هدف درگیری را معین کند و بمب‌های شبعا بار دیگر این موضع را تثبیت و ثابت کرد. شاید حزب‌الله به طور علنی می‌خواهد به رژیم صهیونیستی بگوید: «خود را برای حمله و فتح الجلیل در شمال فلسطین اشغالی آماده کنید تا مثل الآن شوکه نشوید!»

 

8. تمامی لبنانی‌ها می‌دانند که برای حزب‌الله تهدید تکفیری‌ها در شمال تفاوتی با تهدید رژیم صهیونیستی در جنوب، در نوع پاسخ دادن ندارد چراکه این دو تهدید، تکمیل کننده‌ی همدیگر می‌باشند. در حقیقت حزب‌الله با این عملیات پاسخ کسانی را که در داخل و خارج لبنان همچنان بر طبل توخالی و پوچ خلع سلاح مقاومت می‌کوبند، داد که تا زمانی که لبنان در حال تهدید شدن است عملیات علیه عامل تهدید کننده- چه رژیم صهیونیستی چه تکفیری‌های سوریه و لبنان- در اولویت قرار دارد. همین عملیات نیز در واکنش به ارتباطات بین گروه‌های تکفیری در سوریه و دشمن صهیونیستی صورت گرفت چراکه طی سه سال گذشته ارتباطات میان تروریست‌های تکفیری و رژیم صهیونیستی به ویژه در منطقه‌ی اشغالی جولان به راحتی قابل ردگیری است.

 

9. آنچه موجب مضاعف شدن اهمیت عملیات شبعا شد، عبور موفق نیروهای حزب‌الله از «شبکه‌های پیچیده‌ی امنیتی» صهیونیست‌ها و کار گذاشتن بمب‌ها در منطقه‌ای راهبردی بود که با انواع رادارها و سیستم‌های جاسوسی شنیداری، دیداری، حسگر و دستگاه‌های حرارتی مراقبت و کنترل می‌شود. اما هیچ‌کدام از این موانع و تجهیزات پیشرفته مانع گروه عملیاتی شهید "حسن علی حیدر" و اجرای موفق مأموریت آن و بازگشت سالم به پایگاه خود نشد.(2) انجام چنین عملیات‌هایی با دقت بالا، خود پیام‌هایی خاص را برای واحدهای جنگ الکترونیک رژیم صهیوینستی مخابره می‌کند که نیاز به کارشناسی فنی و بحث تخصصی دارد.

 

10. تثبیت قواعد و معادله‌ی درگیری‌های متقابل، دیگر پیام مقاومت به رژیم صهیونیستی بود در حالیکه این رژیم تلاش داشت تا با نصب دستگاه‌های جاسوسی در عمق خاک لبنان از جمله منطقه‌ی عدلون، این قواعد را به سود خویش تغییر دهد.

 

بعد از جنگ 33 روزه و درست بعد از 12/2/2008 (23 بهمن 1386) و با ترور فرمانده‌ی بزرگ مقاومت، شهید عماد مغنیه، رژیم صهیونیستی خواسته یا ناخواسته جنگ باز و یا به قول لبنانی‌ها «حرب مفتوح» را نه تنها در منطقه‌ی غرب آسیا بلکه در کل جهان شروع کرد و در سوریه نیز با کمک به گروه‌های تکفیری برای برکناری بشار اسد از خط قرمزهای تعیین‌شده‌ی مقاومت عبور کرد و عملاً با حزب‌الله وارد جنگ شد. بعد از آن بود که تهدید رژیم صهیونیستی از سوی حزب‌الله محدود به کلام نبود و شکل فیزیکی به خود گرفت و حزب‌الله نیز خط قرمزهای این رژیم را زیر پا گذاشت. در واقع عملیات چندی پیشِ شبعا گوشه‌ای کوچک از گفتمان جدید حزب‌الله است که در تقابل با رژیم صهیونیستی رزمندگان مقاومت آن را به نمایش گذاشته‌اند. این گفتمان نگرانی صهیونیست‌ها را از انجام عملیات حزب‌الله در شمال مناطق اشغالی افزایش داده و آنان را مجبور ساخته با انجام مانورهایی در این مناطق به حساب خود مانع از بلندپروازی‌های حزب‌الله شوند. با این حال ترس تحلیل‌گران صهیونیستی از عملیات حزب‌الله در نقاط تماس همچنان ادامه دارد و بی‌جهت نبود که روزنامه‌ی هاآرتص،‌ در گزارشی به بررسی اوضاع در مرزهای شمالی این رژیم با لبنان پرداخت و اعلام کرد که «با وجود توازن در بازدارندگی که از زمان پایان جنگ ژوئیه‌ی ۲۰۰۶ بین حزب‌الله و اسرائیل،‌ آرامش در این منطقه‌ی مرزی دوامی نخواهد داشت. چراکه اقدامات یک سال اخیر حزب‌الله در مزارع شبعا و بلندی‌های جولان نشان داده است که این بازدارندگی تا چه اندازه شکننده است.» (3)

 

شاید در نگاه اول این طور گمان شود که آغاز تشدید درگیری‌های مرزی حزب‌الله با رژیم صهیونیستی آن هم در زمانی که حزب‌الله در بخش‌هایی از سوریه در کنار نیروهای بشار اسد در مقابل تکفیری‌ها می‌جنگد، به سود و مصلحت مقاومت نباشد و از توان آن‌ها برای رویارویی تمام عیار با صهیونیست‌ها بکاهد؛ اما در یک نگاه کلی به خوبی می‌توانیم بفهمیم که حزب‌اللهِ فعلی یک گروه کوچکِ دست‌بسته با تعدادی نیروی کم نیست که با حمله‌ی رژیم صهیونیستی از پای درآید. رژیم صهیونیستی به این موضوع آگاه است که حزب‌الله حتی در جنگ 33 روزه نیز از تمامی نیروها و امکانات خود برای مقابله با این رژیم استفاده نکرد. ضمن اینکه در آن موقع پیشرفت‌ها، تجربه‌ها و گروه‌های حامیِ حال حاضر را هم نداشت. از سویی دیگر مقامات صهیونیست هم بر این امر واقفند که حزب‌الله اگر به همین شکلی که در سوریه حاضر است در عراق و یمن و حتی بحرین هم حضور داشته باشد، باز نمی‌توانند به راحتی و بی‌گدار به آب بزنند چراکه جنگ با آن‌ها به منزله‌ی جنگ با ایران است و این امر تبعات خاص خود را به همراه دارد.

 

----------------------------------------

* منابع:

1. سایت روزنامه السفیر

http://www.assafir.com/Article/1/345358

2 . خبرگزاری ایرنا

www.irna.ir/fa/News/81341315

3. پایگاه خبری- تحلیلی وانا

http://wanacenter.ir/vdcf.cd0iw6d00giaw.html