در حالی که تحریم‌ها هند را مجبور کرد که بر روی مسیر دیپلماتیک سختی بین ایران و آمریکا قدم بر دارد، برداشتن تحریم‌ها گواهی است بر این که دهلی‌نو در حال تلاش برای قدم زدن در بین دانه‌های باران است، گویی که این کشور از یک سو درصدد تقویت روابط با رژیم‌ صهیونیستی و عربستان سعودی که هر دو مخالف سرسخت این توافق هستند، و از سوی دیگر ایران است.

توافق با ایران- یا پارامترها برای "برنامه اقدام جامع مشترک در ارتباط با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران" که عنوان رسمی اطناب داری است- در درجه اول در اندازه تعداد سانتریفیوژها و ارزیابی براساس خروج ایران از جدول زمانی ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. در حالی که این بدون شک مسئله دشوار برنامه اقدام جامع مشترک است. اگر توافقی امضا شود، در روابط ایران و آمریکا، آینده غرب آسیا و نیز روابط هند با آمریکا و آینده ژئوپلیتیک دهلی‌نو اهمیت یکسانی دارد.

 

توافق با ایران برای آمریکا و جهان به چند دلیل دارای برجستگی است. حداقل آن، این است که این توافق نامه به ایران ضمانت عدم حمله نظامی از سوی ایالات متحده و هم پیمانانش، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، را مادامی که توافق نامه اجرا می‌شود، می‌دهد. این توافق‌نامه همچنین از اولویت دیپلماسی بر اقدام نظامی برای هند به منظور پیگیری مسائل مناقشه‌برانگیز به ویژه در غرب آسیا حمایت می‌کند.

 

در سطح وسیع‌تر، این توافق نامه احتمال عادی سازی روابط بین تهران و واشنگتن را که در پی انقلاب اسلامی 1979 متشنج شده بود، فراهم می‌کند. در واقع، این چشم‌انداز، درهای آمریکا را به روی ایران باز می‌کند. چیزی که در 1972 برای چین نیز رخ داد (در آن زمان پاکستان نقش حامی این تعامل بود و اکنون عمان). چنین روندی ظرفیت بالقوه‌ای برای تغییر نظم  جهانی و نقش آفرینی هند در آن را در بر دارد.

 

این توافق‌نامه برای هند درس‌ها و پیامدهایی برای روابطش هم با تهران و هم با ایالات متحده دارد. تا زمان حاضر، روابط دوستانه هند با ایران و خودداری این کشور از پیوستن به تحریم‌های اعمال شده توسط ایالات متحده بر ضد ایران، مانعی در برابر رشد مشارکت استراتژیک هند و آمریکا بود. در واقع، مخالفت هند با تحریم‌های آمریکا علیه ایران ممکن بوده عنصری ناخوانده در پیشرفت کُند توافق‌نامه هسته‌ای هند- آمریکا باشد. از این رو یک توافق، به ویژه اگر منجر به برداشتن تحریم‌ها شود، ممکن است سبب پیشرفت روابط هند- آمریکا با حذف یکی از موارد عدم توافق- که در بالا گفته شد- شود.

 

دوم، روابط حسنه ایران و آمریکا احتمالا به هند این اجازه را خواهد داد برای با ثبات سازی افغانستان، هم با ایران و هم با آمریکا همکاری کند. کاری که آن ها در 2001 تا 2002 انجام داده بودند. هر سه به اضافه روسیه اتحاد شمال را حمایت کردند. علاوه بر این، مسیر جایگزین از طریق ایران، اجازه ورود بیشتر هند را به افغانستان در همکاری با آمریکا می‌دهد.

 

یک نشانه آن ممکن است همکاری بین واشنگتن، دهلی‌نو، تهران و کابل باشد که به طور مشترک بندر چابهار ایران را توسعه دهند که اهمیت استراتژیک برای دسترسی افغانستان به دریا فراهم می کند. با این وجود رفع تحریم‌ها از یک سو ممکن است اشتیاق ایران برای مشارکت هند در پروژه بندر چابهار را کاهش دهد و از سوی دیگر زمینه ورود رقبای ثروتمند‌تری مانند چین را که به آسانی قادرند بیشتر از  85 میلیون دلار سرمایه ناچیز هند به عنوان سرمایه اولیه در این طرح سرمایه‌گذاری کنند، در این پروژه فراهم کند.

 

سوم، برای دهلی‌نو، این توافق نامه  بر نقش رهبری ضروری آمریکا در دستیابی به پیشرفت‌ها و حفظ متحدین خود در عین مخالفت با توافق نامه تاکید می‌کند. در واقع در 2003 کشورهای اروپایی قادر به حصول توافق با ایران نبودند زیرا آمریکا ذی‌نفع نبود و ایران را به عنوان عضوی از محور شرارت تلقی کرده بود.

 

از آنجا که هند درصدد شکل دهی  مجدد به نظم هسته‌ای موجود از طریق عضویت در رژیم‌های متعدد کنترل موشکی و هسته‌ای است، برای دهلی ضروری است که به صورت نزدیک با آمریکا کار کند و از اهرم نفوذ این کشور برای دستیابی به اهدافش استفاده کند.

 

چهارم، درحالی که این توافق‌نامه به هند اجازه واردات بیشتر نفت از ایران را می‌دهد، معنی دیگر این است که با رقابت بیشتری با دیگر کشورها به ویژه متحدین آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی و نیز چین روبه‌رو است. علاوه بر این، افزایش واردات نفت از ایران، توزان متقابل پرداخت‌ها را بر علیه هند و در راستای بهبود ناچیزی برای آن‌ها بر هم خواهد زد.

 

در آخر این که، در حالی که تحریم‌ها هند را مجبور کرد که بر روی مسیر دیپلماتیک سختی بین ایران و آمریکا قدم بر دارد، برداشتن تحریم‌ها گواهی است بر این که دهلی‌نو در حال تلاش برای قدم زدن در بین دانه‌های باران است، گویی که این کشور از یک سو درصدد تقویت روابط با رژیم‌صهیونیستی و عربستان سعودی که هر دو مخالف سرسخت این توافق هستند، و از سوی دیگر ایران است.

 

در عین حال باید دید اگر یک توافق هسته‌ای نهایی در جولای امضا شود- به ویژه رهبر عالی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، هشدار داد که هیچ ضمانتی برای این توافق وجود ندارد- یک شناسایی رو به رشد نقش مشروع ایران در مشارکت در آینده غرب آسیا و احتمالا در نظم در حال تکامل جهانی به وجود خواهد آمد.

 

آشکار است که حسن نیت پاکستان در ورود ایران برای حل بحران یمن به طور دیپلماتیک، سبب نگرانی بیشتر حامیان اسلام آباد در ریاض می‌شود که به دنبال راه حل نظامی برای این مسئله هستند. واضح است که نقش ایران در منطقه بیشتر خواهد شد.

 ***

• ترجمه: محمدجواد سلطانی