دو موسسه سیاسی و نظامی در اسرائیل معمولاً در تدوین راهبرد جنگی و چگونگی انعکاس آن در سطح جامعه دارای رویکرد هماهنگ و همسو بوده‌اند، اما در جنگ اخیر غزه به دلیل افزایش چشمگیر توان مقاومت فلسطینی در حوزه‌ی میدانی (ابزار و راهبرد) تا حدی میان دو موسسه‌ی مذکور اختلاف نظر پدید آمد.

مرکز مطالعاتی و مشورتی «الزیتونه» در مورخه 13/5/93 (4 اوت 2014) طی مقاله‌ای به قلم دکتر «جونی منصور» پیرامون نقش موسسات سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی در جنگ غزه و سناریوهای محتمل بر آن چنین نوشت: «دو موسسه سیاسی و نظامی در اسرائیل معمولاً در تدوین راهبرد جنگی و چگونگی انعکاس آن در سطح جامعه دارای رویکرد هماهنگ و همسو بوده‌اند، اما در جنگ اخیر غزه به دلیل افزایش چشمگیر توان مقاومت فلسطینی در حوزه‌ی میدانی (ابزار و راهبرد) تا حدی میان دو موسسه‌ی مذکور اختلاف نظر پدید آمد؛ زیرا موسسه‌ی سیاسی خواستار تحقق اهداف از پیش تعیین شده برای جنگ بود، اما موسسه نظامی به دلیل تغییرات ایجاد شده در حوزه‌ی میدانی فاقد توانایی لازم برای تحقق این اهداف بود.»

 

دولت نتانیاهو هدف خود را از جنگ علیه غزه تأمین امنیت شهروندان منطقه‌ی نقب غربی و مرکزی و اطراف غزه اعلام کرده است، اما اندکی تأمل در زوایای پنهان این جنگ حکایت از تلاش بی­وقفه‌ی رژیم صهیونیستی برای نابودی و خلع سلاح حماس در غزه به هر قیمتی و تحمیل سازوکارهای اسرائیلی بر رهبران مقاومت فلسطینی دارد. از نگاه مقامات اسرائیلی، غزه پناهگاه تروریست‌ها و مهم‌ترین عامل تهدید برای مناطق اسرائیلی نشین همجوار است. لذا با بهانه‌ی اینکه تونل‌های فلسطینی در این منطقه عامل اصلی تهدید محسوب می‌شوند، تمام توان خود را برای نابودی تونل‌های مذکور که شاهرگ حیاتی غزه هستند، مصروف داشت.

 

مرکز الزیتونه در ادامه پیرامون تأثیرات جنگ غزه بر فرآیند تصمیم‌سازی در اسرائیل می‌نویسد: «پایداری مقاومت در غزه مقامات سیاسی و نظامی اسرائیل را دچار سردرگمی کرد؛ بگونه‌ای که در کابینه‌ی اسرائیل میان راست‌گرایان (نتانیاهو و حزب لیکود) و راست‌گرایان افراطی (لیبرمن و احزاب اسرائیل خانه‌ی ما و خانه‌ی یهودی) پیرامون توقف و ادامه‌ی جنگ اختلاف نظر پدید آمد. بر این اساس، نتانیاهو و همفکرانش خواستار پایبندی به راهبرد جنگی از پیش تعیین شده هستند و دو حزب راستگرای افراطی به شدت خواستار اشغال نوار غزه و نابودی کامل مقاومت می‌باشند. بدیهی است که این مسئله تأثیر بسزایی در سوق دادن دولت به برگزاری انتخابات پارلمانی زودهنگام و مانع‌تراشی احزاب افراطی در مسیر اقدامات دولت خواهد داشت.»

 

نویسنده در این مقاله همچنین با اشاره به اینکه مقامات اسرائیلی در جنگ اخیر غزه به دنبال تحمیل حکومت "ابومازن" بر نوار غزه و منزوی ساختن مقاومت اسلامی در منطقه هستند، اذعان داشت: «بدون شک این جنگ با هدف نابودی کامل مقاومت در منطقه به ویژه در فلسطین صورت گرفته است و در این مسیر از نقش مصر و شخص عبدالفتاح السیسی استفاده حداکثری خواهد شد. زیرا السیسی هم اکنون به دنبال تصفیه‌ی کامل اخوان المسلمین است و به حماس نیز که یکی از شاخه‌های اخوان محسوب می‌شود، به همین چشم می‌نگرد. السیسی نابودی اخوان المسلمین و جریان اسلام سیاسی را ضامن تداوم دولت خود و برقراری رابطه‌ی مسالمت‌آمیز با رژیم صهیونیستی می‌داند. مصر منطقه‌ای عاری از اخوان را مد نظر دارد که همسو با خواسته‌ی اسرائیلی‌هاست. لذا به شدت از قدرت‌گیری تشکیلات خودگردان در غزه حمایت می‌کند. لذا دکتر منصور با توجه به آنچه تاکنون بیان گردید، روند تحولات جنگ غزه را به شرح زیر بر می‌شمرد:

 

1. رفع جزئی محاصره‌ی غزه بعد از اتمام جنگ از طریق بازگشایی برخی گذرگاه‌ها و فراهم نمودن شرایط تردد فلسطینی‌ها در مناطق اشغالی برای کار، تجارت و معالجه.

2. افزایش حق مشروط ماهیگیری مردم غزه در آب‌های منطقه‌ای و بازگشایی فرودگاه یاسر عرفات در غزه.

3. خلع سلاح حماس و تبدیل غزه به منطقه‌ی عاری از سلاح.

4. افزایش انتقادات احزاب معارض همچون لیکود، اسرائیل خانه‌ی ما و خانه‌ی یهودی به دلیل ناتوانی دولت در تحقق اهداف تعیین شده برای جنگ علیه غزه.

5. عقب‌نشینی یک‌طرفه‌ی اسرائیل از مناطق اشغال شده در غزه بدون دست‌یابی به یک توافق رسمی با حماس. گفتنی است که اصرار نتانیاهو بر عدم گفتگوی مستقیم با حماس دلیل محکمی بر این ادعا است.

6. تشکیل کمیته‌هایی در داخل اسرائیل پیرامون بررسی نقاط ضعف و عبرت‌گیری از آن‌ها همچون تشکیل "کمیته‌ی تحقیق پیرامون اقدامات سیاسی و نظامی اسرائیل".

7. عدم نیاز به پاسخگویی به جامعه‌ی جهانی و به تبع آن ادامه‌ی تجاوز به نوار غزه با پشتیبانی آمریکا و کشورهای غربی.

8. کاهش محبوبیت دولت نتانیاهو در افکار عمومی به موزات افزایش نسبی جایگاه ارتش به عنوان حافظ منافع ملی اسرائیل.

 

در پایان، نویسنده‌ی مقاله با اشاره به اینکه دولت نتانیاهو در دو سطح نظامی و اطلاعاتی شکست خورده است، این سؤال را مطرح می‌کند: «دولت نتانیاهو چگونه می‌خواهد هزینه‌ی ناتوانی خود در جنگ غزه را بپردازد؟» همچنین در مورد مقاومت فلسطین نیز خاطرنشان می‌سازد که از این پس مقاومت می‌تواند به عنوان حربه‌ای در اختیار مسئولان فلسطینی قرار گیرد که به موجب آن خواسته‌های خود را از رژیم اشغالگر صهیونیستی مطالبه کنند.