اسرائيل اعلام کرده بود که زير آتش، مذاکره نمي‌کند، اما مذاکره کرد. اسرائيل، آمريکا، فرانسه و انگلستان اعلام کرده بودند که آتش‌بس، بدون خلع سلاح غزه امکان‏‌پذير نيست اما چنين نشد. گذشته از اين، در مذاکرات نيز همه‌ی احزاب فلسطيني حتي سران گروه فتح حضور داشتند که حضور منسجم اين گروه‌‏ها به ويژه پس از توافق برای تشکيل دولت آشتی ملي فلسطينی در اين برهه بسيار حائز اهميت است.

جنگ 51 روزه ميان اسرائيل و گروه‌هاي مقامت در غزه که بيش از 2 هزار غيرنظامي فلسطيني در آن به شهادت رسيدند، سرانجام به آتش‌بسي انجاميد که در آن مقاومت، شروط خود را به کرسي نشاند. در حالي که مسئولان اسرائيلي همواره از پذيرش شروط مقاومت سر باز مي‌زدند، برخي کشورهاي منطقه از جمله مصر با ارائه‌ی طرح آتش‌بس سعي کردند تا به ايفاي نقش به عنوان ميانجي بپردازند. هرچند مقاومت در ابتدا با طرح‌هاي ارائه شده مخالفت مي‌کرد و معتقد بود که اين طرح‌‏ها يک‏طرفه بوده و خواسته‌هاي مقاومت را مدنظر قرار نمي‏‌دهد، اما سرانجام با قراردادن شروطي از جمله برداشتن حصر کامل غزه، آتش‌بس دائمي ميان مقاومت و اسرائيل ايجاد شد. آتش‌بسي که اسرائيل را در نقطه ضعف قرار داد و با پذيرش آن عملاً شکستي راهبردي را متوجه صهيونيست‌ها کرد. پايان اين جنگ براي اسرائيل تبعات ناخوشايندي به همراه داشت. از يک سو نگاه احزاب داخلي و از سوي ديگر اثرات منطقه‌اي آن موجي از سرزنش‏ها را متوجه دولت نتانياهو کرد. با اين همه، پذيرش آتش‏‌بسي که در آن شروط مقاومت گنجانده شده بسيار حائز اهميت است.

 

به عنوان بخشي از توافقنامه‏، دو طرف موافقت کردند از طريق مذاکرات غيرمستقيم يک ماهه، مسائل دشواري از جمله آزادي اسراي فلسطيني و درخواست‌هاي غزه براي يک بندر دريايي را بررسي کنند. مفاد توافقنامه به دو بخش «گام‌هاي فوري» و «مذاکرات طولاني‏‌مدت» تقسيم مي‌شود که تاکنون از خلال مواضع دو طرف برداشت شده است.

 

گام‌هاي فوري، توقف اقدامات نظامي دو طرف شامل حملات هوايي و زميني اسرائيل و حملات راکتي مقاومت، پايان محاصره و گشايش گذرگاه‏‌ها، کاهش ديوار حائل امنيتي اسرائيل از 300 متر به 100 متر که به فلسطينيان اجازه‌ی دسترسي به زمين‌هاي کشاورزي نزديک مرز مي‏‌دهد و در نهايت افزايش محدوده‌ی ماهيگيري در ساحل غزه از سه مايل به شش مايل را شامل مي‏‌شود.

 

در «مذاکرات طولاني‌مدت» نيز قرار است اين موارد، مورد لحاظ قرار گيرد:

 

- برقراري آتش‏‌بس بايد با بازگشايي گذرگاه‌ها ميان نوار غزه و سرزمين‌هاي اشغالي همراه شود تا عمليات بازسازي مناطق ويران‌شده‏ي اين باريکه که از سال 2006 تحت محاصره‌ی شديد قرار دارد، آغاز شود. با اين وجود، هنوز اظهار نظر قطعي از سوي مقامات فلسطيني درباره‌ی گذرگاه مهم رفح در مرز مصر شنيده نشده است.

 

- اسرائيل موظف مي‏‌شود صدها زنداني فلسطيني را که پس از کشته شدن سه دانشجوي صهيونيست در کرانه‌ی باختري بازداشت شدند آزاد کند و محمود عباس هم خواستار آزادي اسرايي شده که مدت‌هاست در زندان‌هاي اسرائيل هستند. در عوض، اسرائيل بازگرداندن اجساد همه‌ی سربازان کشته شده‌ی خود خلال اين جنگ را خواستار‌ است.

 

- جنبش حماس خواستار ساخته شدن يک بندر دريايي در غزه شده تا ورود و خروج کالاها و افراد از غزه امکانپذير شود، درخواستي که اسرائيل تا مدت‌ها آن را رد کرد اما ممکن است با ارائه‌ی تضمين‏‌هايي امنيتي، پيشرفت‌هايي در اين زمينه حاصل شود.

 

- فلسطينيان خواستار آن هستند تا فرودگاه بين‌المللي «ياسر عرفات» که سال 1998 راه‌اندازي اما سال 2000 در بمباران اسرائيل تعطيل شد، بازسازي شود.

 

- فلسطينيان غزه در بلندمدت خواستار مجوز بين المللي 12 مايلي براي محدوده‌ی ماهيگيري خود هستند. اين موضوع البته بخشي از توافقنامه‌ی آتش‌‏بس قبلي بين اسرائيل و حماس بود که تا مارس 2013 اسرائيلي‏‌ها بسيار آن را محدود و سپس کاملاً لغو کردند. البته مطابق توافقنامه‌ی 1994 اسلو صيادان غزه اجازه دارند براي ماهيگيري تا 20 مايلي آب‏‌هاي ساحلي بروند اما اين توافق از سوي اسرائيلي‌ها تاکنون هرگز اجرايي نشد.

 

در مقام مقايسه بايد گفت بسياري از مفاد توافقنامه‌ی اخير در واقع تکرار همان بندهاي آتش‏‌بسي است که بعد از جنگ 8 روزه سال 2012 ميان اسرائيل و غزه برقرار شد اما به اجرا درنيامد. به طور مثال در توافق قبلي، شاهد اين بوديم که دو طرف به توافق رسيدند تا حملات نظامي را متوقف کنند و اين در حالي است که در جنگ امسال نيز توافق شد آتش‌بسي دوطرفه و جامع برقرار شود. منتها تفاوت در اين است که اين‏‌بار اسرائيلي‏‌ها واقعاً به اهداف اعلام شده‌ی خود مبني بر متوقف کردن حملات راکتي مقاومت نرسيدند و تا آخرين لحظات، حملات موشکي به شهرک‏‌هاي صهيونيست‏‌نشين متوقف نشد.

 

در خصوص گذرگاه‌ها در سال 2012 توافق شد که گذرگاه‏‌ها باز شود و حرکت افراد و انتقال کالا از آن‌ها تسهيل شود، اما اين بند نيز به طور کامل اجرايي نشد و برخي از گذرگاه‌ها بسته ماند و فقط کارکنان سازمان ملل و خبرنگاران اجازه‌ی عبور يافتند. البته در توافق جديد قرار است تعداد بيشتري از گذرگاه‌ها باز شود. با اين وجود، بايد ديد آيا صهيونيست‏‌ها اين‏بار بر تعهد خود در اجازه‌ی عبور فلسطينيان و انتقال ميزان بيشتري کالاها پايبند خواهند بود يا خير.

 

درباره‌ی بازگشايي گذرگاه رفح نيز واضح آن است که طرف درگير در اين زمينه دولت مصر است که با حضور عبدالفتاح السيسي بعيد به نظر مي‌رسد توفيقي در اين زمينه حاصل شود به خصوص آنکه نظارت تشکيلات خودگردان نيز اين‌بار مطرح شده که به وضوح بر موضوع جلوگيري از ورود سلاح و مهمات تأکيد دارد.

 

اما درباره‌ی بحث ضمانت اجرايي در حال حاضر با اطمينان نمي‌توان گفت آيا بايد انتظار بيشتري از توافق اخير نسبت به گذشته داشت يا خير؟ مذاکرات طولاني پيش رو البته سرانجام به يک توافق سياسي منتهي خواهد شد چرا که هيچ توافقي در زمينه‌ی نظامي به نتيجه نمي‌رسد. به دليل دست برتر گروه‏‌هاي مقاومت در پايان جنگ، اهداف اين توافقنامه براي فلسطيني‏‌ها کمي بيش از گذشته بلندپروازانه‏‌تر است. با اين وجود، اطميناني نيست که نتايج اين توافقنامه‌ها با يکديگر متفاوت باشند و امکان محقق شدن خواسته‌هاي مقاومت نيز به مفاد توافقنامه‌ی نهايي بستگي دارد. البته با نظر به سابقه‌ی اسرائيل و سياست دولت فعلي قاهره به نظر نمي‌رسد ساخت بندر و فرودگاه به نتيجه‌ی قابل توجهي برسد. در مقابل، لغو بخشي از محاصره و به ويژه گشايش راه‌ها براي ارسال کمک‌هاي بشردوستانه، کالاها و مصالح بازسازي امکان‌پذير است که البته موفقيتي چشمگير براي فلسطينيان خواهد بود.

 

از نظرگاه راهبردي، گروه‌هاي مقاومت با محوريت حماس توانستند با وجود نبود موازنه‌ی قدرت، نوعي بازدارندگي را در برابر اسرائيل ايجاد کنند. به طور معمول، به دليل نبود تقارن، همواره تلفات غيرنظاميان فلسطيني زياد بود در حالي که صهيونيست‌ها اساساً متوجه اوضاع نمي‌شدند و به زندگي عادي ادامه مي‌دادند اما اين‌بار مقاومت اوضاع را تغيير داد و توانست عملاً سرزمين‌هاي اشغالي را به تعطيلي کشانده و اسرائيلي‏‌ها را به پناهگاه بفرستد.

 

اسرائيل همانند جنگ‌هاي پيشين بار‌ها از جنگ زميني سخن به ميان آورد، ولي جرأت نکرد يک عمليات زميني واقعي را عليه غزه آغاز کند. گروه‌هاي فلسطيني همچنين توانستند راکت‌ها و موشک‌هاي بيشتري با بُرد بلندتر به سوي تل‏‌آويو و عمق سرزمين‌هاي اشغالي پرتاب کنند و اسرائيل نتوانست با بکارگيري سامانه‌هاي دفاعي خود از برخورد آن‌ها جلوگيري کند.

 

آنچه آتش‌‏بس اخير را نسبت به گذشته متمايز مي‏‌کند، مفاد و ضمانت اجرايي آن نيست بلکه موقعيتي است که در آن اسرائيل به توافقنامه تن داد. اسرائيل اعلام کرده بود که زير آتش، مذاکره نمي‌کند، اما مذاکره کرد. اسرائيل، آمريکا، فرانسه و انگلستان اعلام کرده بودند که آتش‌بس، بدون خلع سلاح غزه امکان‏‌پذير نيست اما چنين نشد. گذشته از اين، در مذاکرات نيز همه‌ی احزاب فلسطيني حتي سران گروه فتح حضور داشتند که حضور منسجم اين گروه‏‌ها به ويژه پس از توافق برای تشکيل دولت آشتی ملي فلسطينی در اين برهه بسيار حائز اهميت است.