توجه و برداشت صحیح از چرایی و عوامل به وجود آورنده انتفاضه اخیر، شکست گفتگوهای صلح، هتک حرمت مسجدالاقصی و... و هم‌چنین راه‌حل حمایت از آن در کنار اقدامات رژیم اشغالگر قدس کمک شایانی به پیشرفت انتفاضه و عدم سرکوب آن می‌نماید. انتفاضه سوم در صورتی چون مقاومت در غزه پیروز خواهد شد که ضمن همراهی عنصر باور ایمانی و جهادی خود، توازن قدرت برای تقابل داشته باشد و خود را به سلاح تجهیز نماید تا از نقطه‌ضعف انتفاضه مسجدالاقصی در سال 2000 در امان باشد.

پس از مرگ مشکوک سه جوان صهیونیستی در کرانه باختری، رژیم اشغالگر قدس حملات وسیعی علیه مقاومت در نوار غزه آغاز کرد. مقاومت 51 روزه دستاوردهایی متفاوت از جنگ‌های 22 روزه و 8 روزه نصیب مقاومت کرد. از مهم‌ترین دستاوردهای این مقاومت، تظاهرات در زمان جنگ در دیگر مناطق سرزمین فلسطین بود؛ اعتراضاتی مردمی که از حیفا تا کرانه باختری و قدس شرقی و از قدس اشغالی تا غزه ادامه داشت. ما شاهد تظاهرات در میان مناطق اشغالی از سوی اعراب اسرائیلی و فلسطینی‌هایی که تابعیت اسرائیلی دارند و شاغل در سرزمین‌های اشغالی هستند بودیم و همچنین کشتار بی‌رحمانه ارتش رژیم صهیونیستی و بمباران‌های هدفمند مناطق عمومی ازجمله بیمارستان‌ها و مدارس سازمان ملل، همه‌گیر شدن حمایت از مقاومت جهاد اسلامی و حماس در کشورهای اروپایی و منطقه غرب آسیا را با خود به همراه داشت.

 

با پایان جنگ و گذشت چند هفته پس از پیروزی مقاومت، شاهد درگیری‌هایی در قدس شرقی پس از ورود صهیونیست‌ها به مسجدالاقصی و به تبع آن اجرای چندین عملیات شهادت طلبانه توسط فلسطینیان در کرانه باختری بودیم که نقطه اوج این عملیات‌ها را می‌توان حمله «عدی» و «غسان ابوجمل» نام برد که در عملیاتی استشهادی با تفنگ و چاقو به یک کنیسه حمله کرده و 5 صهیونیست را کشته و 16 نفر دیگر را زخمی کردند. این دو جوان از اهالی «جبل مکبر» واقع در شرق قدس بودند و خودشان نیز در عملیات مذکور به شهادت رسیدند. وقوع این حمله پس از دو مورد حمله با خودرو به شهروندان و نظامیان اسرائیلی باعث شد تا صدای آغاز انتفاضه‌ی سوم را حتی خوش‌بین‌ترین صهیونیست‌ها و تحلیل گران منطقه نیز بشنوند.

 

ما در این نوشتار سعی داریم به بررسی پیامدهای امنیتی گسترش این جریان بر حکومت جعلی اشغالگر قدس و هم‌چنین اقدامات این رژیم برای جلوگیری از آغاز انتفاضه و مصادره کردن ناآرامی‌ها برای اهداف خود نیز مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.

 

1- تهدیدات امنیتی برای رژیم صهیونیستی

 

1-1. شورش و ناامنی در مناطق اشغالی

 

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی تمام دولت‌های اسرائیل (در طول جعل نامشروعش)، تأمین و احساس امنیت برای شهروندان خود خصوصاً در کرانه باختری بوده است. شورش و عدم امنیت در کرانه باختری و قدس شرقی، دولت نتانیاهو و حاکمیت رژیم صهیونیستی را دچار بحران مشروعیت و عدم پذیرش در میان شهروندانش خواهد کرد. بنا به همین مؤلفه‌ی مهم ما شاهدیم که رژیم اشغالگر هیچ‌گاه توان جنگی درازمدت و فرسایشی را نداشته است و کوچک‌ترین عملیات‌های شهادت طلبانه در مناطق اشغالی به بحران بزرگ داخلی تبدیل‌شده و درنتیجه این رژیم تسلیم فشار افکار عمومی و رسانه‌های داخلی شده است.

 

1-2. مقبولیت گفتمان مقاومت در مقابل گفتگو و مذاکره

 

بسیاری از تحلیل‌گران صهیونیستی، عقب‌نشینی از غزه را بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی در درازمدت می‌دانستند. هرچند با این عقب‌نشینی جلوی کشته شدن سربازان و شهروندان اسرائیلی در عملیات‌های شهادت طلبانه گرفته شد اما این عقب‌نشینی آغازی بود بر کارآمدی و اثبات روش و گفتمان مقاومت در مقابل روش مذاکره و گفتگو با دشمن؛ به‌گونه‌ای که در انتخابات سال 2005 حدود سه‌چهارم مردم ساکن کرانه باختری و قدس شرقی به مقاومت در مقابل تشکیلات خودگردان رأی دادند. تداوم مذاکرات و گفتگوهای صلح، بدون نتیجه خاص، در کنار پیروزی‌ها و پیشرفت‌های مقاومت، مخصوصاً در جنگ‌های گذشته و تحمیل شرایط آتش‌بس خود بر اسرائیل، این رژیم را دچار تهدید امنیتی جدی‌ای در مناطق کرانه باختری و اشغالی کرده است. کشیده شدن تفکر مقاومت و از دست رفتن وجهه مردمی محمود عباس و تشکیلات خودگردان به‌عنوان نزدیک‌ترین جریان فلسطینی به رژیم اشغالگر، تهدیدی جدی برای سران این رژیم می‌باشد. لذا وقوع انتفاضه و طولانی شدن آن تهدیدی راهبردی و استراتژیک برای برنامه‌های رژیم اشغالگر بوده و توقف پذیرش تفکر مقاومت بسیار حیاتی است.

 

1-3. پیوستن اعراب 48 به انتفاضه و مهاجرت معکوس صهیونیست‌ها

 

اگر انتفاضه تداوم یابد فلسطینی‌هایی که امروزه در سرزمین‌های اشغالی در حکم شهروندان درجه‌دو زندگی می‌کنند و در سایه افکار نژادپرستانه یهودیان احساس حقارت را تاکنون تحمل کرده‌اند، با پیوستن به انتفاضه شرایط امنیتی را از کنترل شاباک و نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان خارج خواهند کرد. عکس‌العمل برخی از سران رژیم صهیونیستی و مقصر دانستن محمود عباس، وی را وادار به محکومیت حمله شهادت طلبانه اخیر کرد و از کنترل خارج شدن اوضاع امنیتی را بسیار خطر بزرگی اعلام کرد. درصورت کشیده شدن انتفاضه به یک میلیون و چهارصد هزار عرب 48 با توجه به ذهنیت شهروندان مناطق اشغالی از انتفاضه سال 2000، شاهد مهاجرت معکوس گسترده در سرزمین‌های اشغالی خواهیم بود. این اتفاق یکی از منافع ملی رژیم صهیونیستی یعنی کنترل مهاجرت‌های معکوس و کنترل فلسطینیان مناطق 1948 را دچار بحران جدی امنیتی خواهد کرد.

 

2- اقدامات و تلاش‌های احتمالی رژیم صهیونیستی برای مقابله با انتفاضه جدید

 

2-1. کنترل مردمی- مردمی و فلسطینی- فلسطینی به جای روش تقابل نظامی

 

وجود دو میلیون و چهارصد هزار نفر جمعیت فلسطینی ساکن در کرانه باختری و قدس شرقی امکان کنترل نظامی و امنیتی را بسیار دشوار خواهد کرد. لذا به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی برای کاهش حساسیت‌ها و تنش‌ها راهکار تقابل صهیونیست‌های افراطی و شبه‌نظامیان با مردم قدس را در پیش‌گرفته است و با حمایت از این گروه‌ها سعی دارد تداوم انتفاضه را برای فلسطینیان پرهزینه نماید و در رسانه‌های جهانی انتفاضه را تنش مردمی-مردمی جلوه دهد.

 

رژیم اشغالگر بسیار سعی بر فشار بر محمود عباس دارد تا کنترل کرانه باختری از سوی پلیس فلسطینی گروه فتح انجام شود تا ضمن سرکوب و کنترل امنیتی انتفاضه از حساسیت و کشیده شدن انتفاضه به شرایط بحرانی جلوگیری شود. فشارهای مسئولان صهیونیستی بر محمد عباس و دستگیری بیش از 1300 نفر فلسطینی طی 5 ماه گذشته با همکاری تشکیلات خودگردان گواه این سناریوست. در صورت موفق شدن طرح کنترل فلسطینی-فلسطینی با خیانت تشکیلات خودگردان، نه‌تنها سرعت انتفاضه کند خواهد شد بلکه طرح آشتی ملی گروه‌های فلسطینی که یکی از ملزومات شرایط فعلی فلسطین است، به شکست خود نزدیک‌تر شده و پیروزی بزرگی برای رژیم اشغالگر قدس رقم خواهد خورد.

 

2-2. القای رسانه‌ای هم‌نوع‌پنداری فلسطینیان و گروهک داعش

 

به کار بردن کلمات افراطی و خشن در کنار محکومیت‌های بین‌المللی از سوی سران ترکیه، بان‌کی‌مون و گروه فتح و هم‌چنین به خاطر نوع حملات، این تلاش رسانه‌ای را برای هم نوع پنداری از آنچه در عراق و سوریه با اتفاقات اخیر فلسطین می‌گذرد، بیشتر می‌نماید. آنگاه تبعات امنیتی و سیاسی برخورد و جلوگیری از گسترش انتفاضه را برای رژیم اشغالگر کم و تلاش رسانه‌ای برای نرسیدن انتفاضه به‌تمامی مناطق اشغالی را هموارتر می‌سازد.

 

2-3. بهانه‌تراشی برای تشکیل دولت خالص یهودی و نقص آتش‌بس جنگ اخیر

 

اسرائیل همواره به دنبال خالص‌سازی قدس شرقی و مناطق اشغالی امروزی بوده است که ضمن تأمین امنیت پایدار، راهکاری برای ضمانت و مشروعیت وجودی خود پیدا کند. رژیم سعی دارد با طرحِ درخطر بودن شهروندان خود بدون روایت چرایی آغاز اعتراضات فلسطینیان، شرایط را برای پذیرش جامعه جهانی مبنی بر تشکیل دولت کاملاً یهودی و ادامه اخراج فلسطینیان فراهم سازد. همان‌طور که می‌دانید یکی از شرایط آتش‌بس اخیر، عدم حملات فلسطینیان به مناطق صهیونیست نشین است. دولت نتانیاهو سعی دارد ضمن کنترل این انتفاضه و نقض و زیر پا گذاشتن بیشتر آتش‌بس، کمی از تلخی پذیرش آتش‌بسی که مقاومت شروط خود را تحمیل کرد نیز بکاهد. این در حالی است که دولت نتانیاهو تاکنون به بسیاری از موارد آتش‌بس عمل نکرده و به دفعات آن را نقض کرده است.

 

جمع‌بندی

 

فلسطین کلید حل تمام مشکلات منطقه و وحدت اسلامی است. توجه و برداشت صحیح از چرایی و عوامل به وجود آورنده انتفاضه اخیر، شکست گفتگوهای صلح، هتک حرمت مسجدالاقصی و... و هم‌چنین راه‌حل حمایت از آن در کنار اقدامات رژیم اشغالگر قدس کمک شایانی به پیشرفت انتفاضه و عدم سرکوب آن می‌نماید. انتفاضه سوم در صورتی چون مقاومت در غزه پیروز خواهد شد که ضمن همراهی عنصر باور ایمانی و جهادی خود، توازن قدرت برای تقابل داشته باشد و خود را به سلاح تجهیز نماید تا از نقطه‌ضعف انتفاضه مسجدالاقصی در سال 2000 در امان باشد.