غیرقانونی دانستن مرزهای 1967 (شهرک‌های کرانه باختری)، حقوق بشر و مذاکرات صلح و نهایتاً راه‌حل دو دولت- دو ملت را می‌توان اصلی‌ترین موضوعات اختلافی میان اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی دانست. تل‌آویو، راه‌حل ترمیم چهره خویش را در میان افکار عمومی اروپایی‌ها- که سه موضوع بالا موجب خدشه‌دار شدن آن شده است- به کار گرفتن دو کلیدواژه «یهودستیزی» و «هولوکاست» به‌عنوان نقشه راه می‌داند.

پس از ارائه گزارش مؤسسه صهیونیستی «NRG» در کابینه دولت نتانیاهو در ابتدای سال 2015، «نفتالی بنت» از وزرای کابینه، اصلی‌ترین چالش پیش روی رژیم صهیونیستی را دیدگاه شهروندان اروپایی نسبت به این رژیم معرفی نمود؛ اما به نظر می‌رسد این چالش در سال 2016، جدّی‌تر شده است. طبق گزارش مؤسسه صهیونیستی NRG، چهل درصد شهروندان اروپایی دیدگاه ضد صهیونیستی دارند.[1]

 

هم‌چنین روزنامه صهیونیستی «جرزالیم پست» در آبان‌ماه نظرسنجی‌ای را منتشر نمود که نشان می‌داد افکار عمومی جامعه صهیونیستی هم معتقدند نگاه اروپایی‌ها به آن‌ها مثبت نیست. در این نظرسنجی صهیونیست‌ها، سوئد و فرانسه را به‌عنوان کم‌ترین حامی و آلمان را به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی رژیم صهیونیستی در اروپا معرفی نمودند. این نظرسنجی در حالی منتشرشده است که در ماه‌های گذشته و از زمان روی کار آمدن دولت جدید سوئد و به رسمیت شناختن کشور فلسطین، روابط این کشور و رژیم صهیونیستی پرتنش بوده است. هم‌چنین 54% آلمان را به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی انتخاب نمودند که این انتخاب را می‌توان ناشی از عدم شرکت آلمان در برنامه اتحادیه اروپا در تحریم محصولات شهرک‌های رژیم صهیونیستی دانست. در این نظرسنجی، انگلیس با 10% و لهستان با 6%، از جمله دیگر حامیان بزرگ این رژیم به شمار می‌روند و 23% شرکت‌کنندگان نسبت به این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. ارقام این نظرسنجی به‌خوبی نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها به‌جز آلمان، برای خود هیچ حامی جدّی دیگری در اروپا متصور نیستند.[2]

 

در این نوشتار ما به بررسی افکار عمومی اروپا نسبت به رژیم صهیونیستی، چرایی افزایش تنش‌ها میان اروپا و تل‌آویو و اقدامات هر دو بازیگر خواهیم پرداخت.

 

1- عوامل تنش‌زا میان اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی

1-1- غیرقانونی دانستن مرزهای 1967 (شهرک‌های کرانه باختری)

سال 1948 در بیانیه سازمان ملل، مرزهای سرزمین اشغالی به‌عنوان کشوری جدید به رسمیت شناخته شد؛ اما صهیونیست‌ها در ادامه توسعه اشغال سرزمینی خود در سال 1967 (جنگ شش‌روزه) سه منطقه جولان، باریکه غزه و بخشی از کرانه باختری را به اشغال خود درآوردند و مدعی شدند این سرزمین‌ها هم جزئی از رژیم صهیونیستی است. یکی از موارد مورد اعتراض افکار عمومی و برخی سیاست‌مداران اروپایی، شهرک‌سازی در مناطق 1967 و تلاش رژیم صهیونیستی برای اشغال دوباره غزه است. همواره در سطح دولت­‌های اروپایی و اتحادیه اروپا توقف شهرک­سازی­‌ها و بازگشت به مرزهای 1948 مطرح بوده است. یکی از جنجالی‌ترین اقدامات اتحادیه اروپا، تصویب قانون برچسب زدن به کالاهایی بوده است که در شهرک‌های 1967 و جولان تولدشده‌اند. وزیران خارجه شانزده کشور از 28 دولت عضو اتحادیه اروپا در آوریل 2015 در نامه­‌ای خطاب به «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا خواستار این شدند که محصولات و کالاهای تولیدی در شهرک­‌های صهیونیست‌نشین کرانه باختری و ارتفاعات جولان برچسب بخورد. در این نامه تأکید شد که خریداران محصولات رژیم صهیونیستی در اروپا باید بدانند کدامیک از محصولات و کالاهای تولیدی در محدوده خط سبز (مرزهای پذیرفته شده سازمان ملل در سال 1948) تولید شده و کدام یک تولید شهرک‌ها بوده و غیرقانونی است؛ اما پس از مخالفت برخی کشورها و شخصیت‌های صهیونیستی، اتحادیه اروپا این پیشنهاد را در نوامبر 2015 (آبان 94) تصویب نمود. امروزه تقریباً نیم میلیون صهیونیست در مناطقی خارج از مرزهای 1948 زندگی می‌کنند.[3]

 

یکی از نکات مهم و مناقشه‌برانگیز در خارج از مرزهای 1948، «قدس شرقی» است. رژیم صهیونیستی ساخت‌وسازهای فراوانی به‌منظور یهودی‌سازی قدس در این منطقه انجام داده است که با واکنش بسیار شدید اروپایی‌ها روبرو شده است. «ایلیت شاکید» وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی در واکنش به این تصمیم اتحادیه اروپا در خصوص تحریم رژیم صهیونیستی به جرم شهرک‌سازی گفت: «این مسئله ساده‌ای نیست. اروپا گام‌هایی را در مسیر یهودستیزی برمی‌دارد که ما را به یاد روزهای تاریک می‌اندازد. در اتحادیه اروپا به‌صورت کامل آنچه را که در خاورمیانه روی می‌دهد فراموش می‌کنند.»[4] تحریم‌های رژیم صهیونیستی در اروپا را می‌توان نتیجه اقدامات چندساله مجموعه «BDS» دانست.

 

جنبش بایکوت و تحریم رژیم صهیونیستی از سال 2005 فعالیت خود را در اروپا آغاز نمود. این جنبش تاکنون توانسته است رژیم صهیونیستی را در حوزه‌های اقتصادی، علمی و هنری تحریم و افکار عمومی را با خود همراه نماید. جنبش بین­‌المللی تحریم رژیم صهیونیستی در تلاش است که با گسترش فعالیت­‌های خود در کشورهای اروپایی به تحقّق اهداف خود- تحریم رژیم صهیونیستی و بایکوت محصولات صهیونیستی- برسد.[5] ماه گذشته روزنامه عبری‌زبانِ «معاریو»، از برگزاری کنفرانس سرّی رژیم صهیونیستی از سوی وزارت امور راهبردی در قدس اشغالی تحت عنوان «ائتلاف بین‌المللی حمایت از اسرائیل با مشارکت 154 نفر از رهبران و شخصیت‌های بین‌المللی یهودی» خبر داد. در این کنفرانس، راه‌های مقابله با سازمان‌ها و نهادهای عضو جنبش تحریم جهانی «BDS» که در زمینه تحریم رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند، بررسی شد. این کنفرانس به دور از چشم رسانه‌ها و به‌طور سرّی برگزار شد تا موضوعات طرح شده در آن محرمانه بماند.[6] هم‌چنین نتانیاهو در راستای فعالیت اروپایی‌ها علیه رژیم صهیونیستی، در گفتگوی خود با «فرید زکریا» خبرنگار شبکه «سی.ان.ان» در حاشیه اجلاس اقتصادی بین‌المللی در شهر داووس سوئیس، از کشورهای اروپایی و به‌ویژه اتحادیه اروپا خواست که مانند عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس به رژیم اشغالگر قدس به چشم یک هم‌پیمان نگاه کنند و از تقابل و تحریم دست بردارند.[7]

 

اتحادیه اروپا طی سال‌های اخیر بسیار بر روی طرح ایجاد دو دولت در فلسطین اصرار ورزیده است. رویکرد اتحادیه اروپا بر این روش به این منظور است که به باور اتحادیه اروپا، راه‌حل مسئله فلسطین، مذاکره و ایجاد دو دولت است.

 

2-1- حقوق بشر و مذاکرات صلح

دومین عاملی که موجب تنش میان رژیم صهیونیستی و اروپا شده است، توجه به حقوق بشر است. اتحادیه اروپا همواره یکی از اصول سیاست خارجی خود را حمایت از حقوق بشر در جهان و غرب آسیا معرفی کرده است. امروزه با فعالیت رسانه‌ها و کمپین‌های حقوق بشری در اروپا، توجه افکار عمومی اروپا به جنگ‌های غزه بیشتر شده و سیاست‌مداران اروپایی را مجبور به واکنش نموده است.[8] یک نظرسنجی در ژوئیه 2014 (هم‌زمان با جنگ غزه) از 1658 بزرگ‌سال بریتانیایی نشان داد اگر چه 65% از پاسخ‌گویان، جنبش حماس را مرتکب جرائم جنگی می‌دانند، اما در مقابل، 62% نیز همین دیدگاه را نسبت به رژیم صهیونیستی دارند. از نکات قابل توجه این نظرسنجی، احساس همدردی با «حماس» در طیف جوان بیشتر از بزرگ‌سالان بود. پیمایش دیگری توسط «ساندی‌تایمز» پس از جنگ انجام شد که نشان می‌دهد 52% از انگلیسی‌ها بمباران غزه توسط رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر را «غیرموجه» می‌دانند، هرچند 27% با صهیونیست‌ها و 14% با فلسطینی‌ها احساس همدردی دارند.[9]

 

هم‌چنین نظرسنجی مؤسسه اروپایی «یوگا» نشان می‌دهد 44% آلمانی‌ها مخالف محاصره غزه از سوی رژیم صهیونیستی هستند و 17% به‌شدت با آن مخالف‌اند. «مناخم مارگولین»، بنیان‌گذار انجمن مطبوعات و روابط عمومی رژیم صهیونیستی در اروپا، در مورد افکار عمومی اروپایی‌ها معتقد است: «در انجمن مطبوعات و روابط عمومی اسرائیل در اروپا ما شدیداً تلاش می‌کنیم واقعیت‌های زندگی روزمره شهروندان اسرائیلی را در شرایط درگیری مابین اسرائیل و فلسطین برای افکار عمومی اروپا روشن کنیم؛ اما نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ما باید بسیار بیشتر در این زمینه فعالیت و تلاش کنیم.»[10]

 

شروع موج اخیر ضد صهیونیستی در اتحادیه اروپا از سوئد آغاز شد. در سال 2009 میلادی، زمانی که روزنامه سوئدی «آفتن بلادت» در گزارشی تکان‌دهنده و مستند از فروش اعضای بدن فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی سخن به میان آورد، این موج آغاز شد. مقامات رژیم اشغالگر قدس و در رأس آن‌ها نتانیاهو و «آویگدور لیبرمن» وزیر امور خارجه آن دوره خواستار عذرخواهی رسمی مقامات سوئدی از تل‌آویو شدند. با این حال «فردریک راینفلت» نخست‌وزیر سابق سوئد حاضر به عذرخواهی از مقامات رژیم اشغالگر قدس نشد.[11] وزیر خارجه کنونی سوئد در ماه گذشته اظهارات شدیدی علیه نتانیاهو به خاطر عملکرد نیروهای امنیتی در انتفاضه اتخاذ نمود که به واکنش شدید صهیونیست‌ها منجر شد.[12]

 

نظرسنجی و واکنش‌های بالا بخشی از نگاه افکار عمومی به مسئله حقوق بشر و جنایت‌های رژیم صهیونیستی در فلسطین است. اتحادیه اروپا در پاسخ طی پنج سال گذشته اقدامات متنوعی بر ضد رژیم صهیونیستی در موضوع حقوق بشر انجام داده است، اما برخی از تحلیلگران معتقدند این اقدامات اتحادیه اروپا که بیشتر آنان از سوی مردمی‌ترین نهاد این اتحادیه یعنی پارلمان اروپا، درباره جنایت‌های رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین و حقوقشان مطرح می‌کند، هرچند ناشی از درک عمیق از ماهیت مناقشه موجود است، اما آنان تلاش می‌کنند تا مواضع اروپا در قبال مسئله فلسطین متوازن و غیر جانبدارانه (البته از رژیم صهیونیستی) باشد.

 

استدلال این گروه این است که اتحادیه اروپا برای بیش از 30 کشور در سراسر دنیا، تحریم‌هایی برقرار کرده است؛ لذا به نظر می‌رسد که اجرای تحریم پاسخ پیش‌فرض اتحادیه اروپا به چالش‌های بین‌المللی خصوصاً در مسئله حقوق بشر است و در سال‌های اخیر استفاده از این ابزار افزایش یافته است. ولی با این وجود رژیم صهیونیستی در این لیست قرار ندارد. بلکه اقدامات اتحادیه اروپا تنها در مورد شهرک‌ها بوده است که به دلیل مخالفت با گسترش درگیری‌ها و به رسمیت شناختن مرزها طبق قطعنامه سازمان ملل است. برچسب زدن به محصولات شهرک‌نشینان یک اقدام بسیار محدود است که رسانه‌های صهیونیستی بسیار سعی دارند آن را بزرگ جلوه دهند. لذا اتحادیه اروپا در موضوع حقوق بشر بسیار محتاطانه و با هدف ایجاد توازن رفتار کرده است در حالی که در موضوعات دیگر بسیار جدّی‌تر رفتار می‌نماید. لذا اقدامات اتحادیه و پارلمان تنها به دلیل ایجاد توازن و پاسخ به افکار عمومی است.[13]

 

3-1- راه حل دو دولت- دو ملت

اتحادیه اروپا طی سال‌های اخیر بسیار بر روی طرح ایجاد دو دولت در فلسطین اصرار ورزیده است. رویکرد اتحادیه اروپا بر این روش به این منظور است که به باور اتحادیه اروپا راه حل مسئله فلسطین، مذاکره و ایجاد دو دولت است. نتیجه این امر، رویه‌ای محتاطانه و تأکید بر راه‌حل‌هایی است که صرفاً در راستای کاهش تنش‌های دو طرف باشد. این رویکرد در مواجهه با شناسایی فلسطین در پارلمان اروپا به‌روشنی خود را نشان داد. تغییر قانون «شناسایی بدون قید و شرط فلسطین» به «شناسایی فلسطین و طرح دو دولتی با پیشبرد همکاری‌های متقابل در چارچوب مذاکرات صلح» و حذف قید فوریت و نیز شناسایی بدون قید و شرط برای آن، حاکی از آن است که اتحادیه اروپا هیچ گزینه دیگری را جز ازسرگیری مذاکرات و توافق دو طرف به‌عنوان راه‏حل منازعه فلسطین و رژیم صهیونیستی نمی‏پذیرد.[14] با قدرت گرفتن و روی کار آمدن دولت‌های راست‌گرا در چندین سال اخیر در رژیم صهیونیستی و کارشکنی آن‌ها در خصوص فرایند صلح و ایجاد دو دولت، اتحادیه اروپا، اقداماتی مستقل را در خصوص فشار بر دولت صهیونیستی انجام داد. این‌گونه اقدامات در حالی از سوی اروپایی‌ها انجام شد که بسیاری صهیونیست‌ها معتقد به ایجاد یک دولت- یک ملت و حذف فلسطینیان هستند.[15] اما در مقابلِ دولت‌های راست‌گرای صهیونیستی که معتقد به تشکیل یک دولت کاملاً یهودی- صهیونیستی هستند، برابری جمعیت فلسطینیان و صهیونیست‌ها، باعث شده است طیفی از صهیونیست‌ها، مخالف این استدلال باشند. این موضوع امروزه به یکی از اصلی‌ترین موضوعات اختلاف‌برانگیز در رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.[16]

 

تلاش اتحادیه اروپا در موضوع دو دولت را نباید ضدیت با رژیم صهیونیستی دانست زیرا بسیاری از صهیونیست‌ها چون شیمون پرز، بقاء این رژیم را در پذیرش راه‌حل دو دولت می‌دانند و رفتار اتحادیه اروپا موجب حفظ موجودیت رژیم صهیونیستی است.

 

«شیمون پرز» رئیس‌جمهور سابق رژیم صهیونیستی ضمن انتقاد به عدم تلاش برای ایجاد دو دولت توسط دولت نتانیاهو، می‌گوید: «بهتر است در بخشی از این سرزمین یک کشور یهود داشته باشیم تا اینکه کل این سرزمین را بدون یک کشور یهود در اختیار داشته باشیم. اسرائیل باید به خاطر خودش راه‌حل دو کشوری را اجرا کند چرا که اگر قرار باشد اکثریتمان را از دست بدهیم، همانند امروز که با یکدیگر از نظر تعداد برابر هستیم، نمی‌توانیم به‌عنوان یک کشور یهود یا یک کشور دموکراتیک باقی بمانیم. این مهم‌ترین مسئله است و متأسفم که دولت تل‌آویو برعکس آن را انجام می‌دهد.» هرتزوگ رهبر حزب کار رژیم صهیونیستی در قبال تهدید جمعیت و تشکیل دو دولت معتقد است: «اکنون با گذشت پنجاه سال، بزرگ‌ترین خطری که آینده دولت اسرائیل را تهدید می‌کند، می‌شناسیم؛ ما بعد از دو هزار سال بازگشته‌ایم. شمار اعراب نیز رو به افزایش است؛ نسبت جمعیت اعراب به یهودیان، پنجاه و دو به چهل و هشت درصد است. من می‌خواهم از فلسطینان جدا باشم و سرزمین یهودی را که اکثر جمعیت آن یهودی هستند، حفظ کنم. من نمی‌خواهم شصت و یک نفر از نمایندگان کنست، فلسطینی باشند و در اسرائیل، نخست‌وزیر فلسطینی روی کار بیاید. نمی‌خواهم پرچم، شعار و سرود ملی من تغییر کند.» این اظهارات که تنها بخشی از نگرانی سران رژیم صهیونیستی است، به‌خوبی نشان می‌دهد که مؤلفه جمعیت به‌عنوان یک چالش اصلی برای دولت- ملت‌سازی و بقاء رژیم صهیونیستی است.[17] لذا تلاش اتحادیه اروپا در موضوع دو دولت را نباید ضدیت با رژیم صهیونیستی دانست زیرا بسیاری از صهیونیست‌ها این اتفاق را کمک اتحادیه اروپا به‌منظور حفظ موجودیت رژیم صهیونیستی می‌دانند. اتحادیه اروپا در مسئله دو دولت و اصرار بر گفتگو به دنبال راه‌حلی برای پایان مناقشه فلسطینی- صهیونیستی و بهره‌گیری از این فرصت به سود خود است.

 

2- اقدامات رژیم صهیونیستی در مقابل اتحادیه اروپا

رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس خود با معضل اثبات وجودی و هویتی خویش برای افکار عمومی روبرو بوده است. تازه تأسیس بودن، شکل یافتن در سایه جنگ و هم‌چنین عدم سنخیت ماهیتش میان کشورها و جمعیت منطقه غرب آسیا، سه چالش اساسی پیش روی رژیم صهیونیستی بوده است. لذا دیپلماسی عمومی همواره مورد توجه سیاست‌مداران این رژیم بوده است. «هاسبارا» عبارتی است عبری به معنی اطلاع‌رسانی که بسیار از سوی صهیونیست‌ها به‌عنوان دیپلماسی این رژیم در منطقه و جهان استفاده می‌شد. سازمان ‌هاسبارا وظیفه بهبود ذهنیت و چهره رژیم صهیونیستی را بر عهده داشت.

 

رژیم صهیونیستی در گذشته از واژه «هاسبارا» به‌منظور توصیف سیاست‌های دولتی در جهت ارتقای وجهه رژیم صهیونیستی در مقابل آنچه به‌زعم آن‌ها تبلیغات منفی در خصوص رژیم صهیونیستی در جهان است، استفاده می‌کرد. نحوه عملکرد رژیم صهیونیستی در حوزه دیپلماسی عمومی بسیار پیچیده بوده است. شیمون پرز رئیس‌جمهور پیشین رژیم صهیونیستی بر این باور است که اگر کشوری دارای سیاست‌های خوب باشد، نیازی به روابط عمومی ندارد و اگر دارای سیاست‌های مناسب نباشد، بهترین نوع روابط عمومی در دنیا نیز مؤثر واقع نخواهد شد. لذا برخی تحلیلگران معتقدند رژیم صهیونیستی تا مدت‌ها استفاده از دیپلماسی عمومی را بیهوده می‌دانست. چنین نظراتی، هم در سطح سیاست‌گذاری و هم در سطح افکار عمومی، ضربه کاری به اعتبار و وجهه رژیم صهیونیستی وارد ساخت.[18] این باور باعث شده بود سیاست‌مداران صهیونیستی خصوصاً در دهه نخست تشکیل این رژیم، نیازی به اقناع افکار عمومی نبینند.

 

اما پس از گذشت چند دهه از ادعای تشکیل رژیم صهیونیستی، وزارت «دیپلماسی عمومی و امور یهودیان پراکنده» دو ماه پس از تهاجم نخست رژیم صهیونیستی به غزه در سال 2008 (جنگ 22روزه) تشکیل گردید و «یولی ادلشتاین» از حزب لیکود به‌عنوان وزیر «دیپلماسی عمومی و امور یهودیان پراکنده» در کابینه بنیامین نتانیاهو مشغول به کار شد. این وزارتخانه تلاش‌های مختلفی در اروپا و آمریکا انجام داده است. رژیم صهیونیستی برای مقابله با چالش‌های خود در اروپا همواره به دنبال یک کلیدواژه بوده است. این کلیدواژه پرحاشیه، «هولوکاست» است. رژیم صهیونیستی سعی کرده است با ایجاد حاشیه امن برای هولوکاست، از این دروغ بزرگ بهره‌برداری نماید. رژیم صهیونیستی، اتهام‌زنی به منکرین هولوکاست به‌عنوان «یهودستیزی» و «نژادپرستی»، فضای افکار عمومی و رسانه‌ها را در اروپا بر ضد خود مدیریت نماید.

 

اتحادیه اروپا طی سال‌های اخیر بسیار بر روی طرح ایجاد دو دولت در فلسطین اصرار ورزیده است. رویکرد اتحادیه اروپا بر این روش به این منظور است که به باور اتحادیه اروپا، راه‌حل مسئله فلسطین، مذاکره و ایجاد دو دولت است.

 

کنفرانس «هرتزلیا» یکی از کنفرانس‌های راهبردی رژیم صهیونیستی است که هر ساله با حضور متخصصان مختلف در محلی به همین نام در شمال تل‌آویو برگزار می‌شود. در نشست سال 2015 هرتزلیا یکی از موضوعاتی که به آن پرداخته شد، نگرانی تل‌آویو از ناحیه گسترش تحریم‌ها و فضای افکار عمومی ضد این رژیم در غرب بود. پرفسور «اتفان کرانسر» رئیس سابق طرح‌ریزی سیاسی در وزارت خارجه آمریکا در این نشست هشدار داد: «اسرائیل در حال از دست دادن قدرت استدلال خود و حمایت دیگران در بسیاری از زمینه‌هاست و لذا باید چاره‌ای اندیشید.» در بخشی دیگر از این کنفرانس «گلعاد» مدیر امور سیاسی- نظامی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی معتقد است: «تنها خطر یا تهدیدی که از ناحیه فلسطین متوجه ماست، افزایش تنش‌های بین‌المللی ما است که فلسطینی‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از آن مشروعیت اسرائیل را زیر سؤال ببرند.»

 

هم‌چنین یکی از میزگردهای برگزار شده در کنفرانس هرتزلیا «اسلام و کمپین انزوا، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم اسرائیل در اروپا: خطری راهبردی» نام داشت. در این میزگرد کارشناسان معتقد بودند در حال حاضر کلمه حقوق بشر عالی‌ترین عامل قدرت است؛ از همین رو این مسئله علیه رژیم صهیونیستی از سوی یهودستیزان استفاده می‌شود. صهیون‌ستیزی همان یهودستیزی است.[19] سخنان صهیونیست‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که راهبرد برای تقابل با این وضعیت را گرفتن عامل حقوق بشر با اتهام زدن به مخالفان به‌عنوان یهودستیزی قرن‌های گذشته اروپا می‌دانند. پس از تصویب طرح برچسب‌زنی بر روی کالاهای رژیم صهیونیستی در اروپا، کابینه نتانیاهو در بیانه‌ای این اقدام را یهودی‌ستیزی اروپا نامید.[20] لذا بارها سران صهیونیستی از لفظ یهودستیزی و هولوکاست‌انکاری، برای مخالفان و منتقدان خود استفاده کرده‌اند.

 

نتیجه‌گیری

غیرقانونی دانستن مرزهای 1967 (شهرک‌های کرانه باختری)، حقوق بشر و مذاکرات صلح و نهایتاً راه‌حل دو دولت- دو ملت را می‌توان اصلی‌ترین موضوعات اختلافی میان اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی دانست. تل‌آویو، راه‌حل ترمیم چهره خویش را در میان افکار عمومی اروپایی‌ها- که سه موضوع بالا موجب خدشه‌دار شدن آن شده است- به کار گرفتن دو کلیدواژه «یهودستیزی» و «هولوکاست» به‌عنوان نقشه راه می‌داند.



[1] http://fna.ir/KQP6N8

[2] http://www.qodsna.com/NewsPage.aspx?newsid=58465

[3] http://www.yjc.ir/fa/news/5467369

[4] http://goo.gl/7gHlGo

[6] http://goo.gl/UU4JnQ

[7] http://www.seratnews.ir/fa/news/284099

[8] بنگرید به:

http://www.yjc.ir/fa/news/4998906/

[9] http://www.mashreghnews.ir/fa/print/372698

[10] http://shafaqna.com/persian/articels/item/128515

[11] http://goo.gl/p1OEO1

[12] http://persian.euronews.com/2016/01/13/israel-summons-swedish-diplomat-after-delusional-palestinian-comments/

[13] http://www.qodsna.com/NewsPage.aspx?newsid=60939

[14] http://nedains.com/fa/news/311076

[15] http://fna.ir/I20F5D

[18] آهویی، مهدی. اهداف، اولویت‌ها و مخاطبان دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی. فصلنامه مطالعات راهبردی، سال شانزدهم، شماره اول، بهار 1392: ص 190

[20] http://goo.gl/qo8blr