سندرز: دموکرات ها از اینجا به کجا می روند؟

  پنج شنبه, 27 آبان 1395 ساعت 09:24

 وقتی مبارزات انتخاباتیِ من پایان یافت، به حامیان خود متعهد شدم که انقلاب سیاسی ادامه خواهد داشت.

ترجمه توسط گروه رصد اندیشکده راهبردی تبیین- برنی سندرز: میلیون ها آمریکایی در روز 8 نوامبر یک رای اعتراضی ثبت کردند که اعتراض شدید آن ها به سیستم اقتصادی و سیاسی ای که به ثروتمندان و منافعِ شرکت های بزرگ تعلق دارد تا به مردم، را نشان داد. من از هیلاری کلینتون با قدرت حمایت کردم، برای حمایت از او به سختی مبارزه کردم و معتقد بودم که او انتخاب درست برای روز انتخابات است. اما دونالد جی ترامپ پیروزِ کاخ سفید شد، زیرا شعارهای انتخاباتی او، به طور موفق، از واقعیات و خشمِ موجه حداکثر بهره را بُرده بود؛ خشمی که حتی بسیاری از دموکرات های سنتی هم احساس می کنند.
من غمگین هستم، اما از نتیجه (انتخابات) شگفت زده نیستم. این میلیون ها رأی که به آقای ترامپ اختصاص یافت، برای من شوکه کننده نیست زیرا رأی دهندگان از وضع کنونیِ اقتصاد، سیاست و رسانه درمانده و خسته اند.
خانواده های کارگر می بینند که سیاستمداران، حمایت مالیِ مبارزاتِ انتخاباتی خود را از میلیاردرها و شرکت های بزرگ می گیرند و سپس نیازهای آمریکایی هایِ عادی را نادیده می گیرند. بیش از سی سال است که رؤسای شرکت های بزرگ به بسیاری از آمریکایی-ها خیانت کرده اند. مردم ساعت های طولانی برای دستمزدی ناچیز کار می کنند ولی می بینند که مشاغلِ با دستمزد مناسب به چین، مکزیک و یا دیگر کشورهایِ با دستمزد های پایین، می روند. مردم از مدیرانِ ارشدی که سیصد برابرِ آن ها درآمد دارند، خسته شده اند؛ در عین حال پنجاه و دو درصد تمام درآمد های جدید به جیب یک درصد بالایی (جمعیت) می رود. بسیاری از مناطق روستایی که پیش تر زیبا بودند، خالی از سکنه شده اند، فروشگاه های مراکز شهر بسته شده اند و فرزندان آن ها به خاطر نبودن کار، خانه هایشان را ترک می کنند؛ همه ی این ها در حالی است که شرکت های بزرگ، ثروتِ جوامع را می مکند و آن ها را در حساب های خارجی خود انباشته می کنند.  
کارگران آمریکایی از عهده ی هزینه ی مراقبتِ مناسب از کودکان خود بر نمی آیند. آن ها نمی توانند فرزندانشان را به کالج بفرستند  و در بانک هیچ اندوخته ای برای بازنشستگی ندارند. در بسیاری از بخش های کشور نمی توانند مسکنِ ارزان قیمت پیدا کنند و هزینه ی بیمه ی درمانی برایشان بسیار بالاست. بسیاری از خانواده ها که در نا امیدی هستند، در مقابل جمعیت رو به رشد مردم، با مواد مخدر، الکل و خودکشی زندگی خود را کوتاه می کنند.
حق با ترامپ است: مردم آمریکا تغییر می خواهند. اما چه تغییری را ترامپ به آن ها پیشکش خواهد کرد؟ آیا او شجاعتِ ایستادن در مقابل قدرتمند ترین مردم این کشور، که مسئولِ رنج خانواده های کارگر هستند، را دارد؟ یا او خشم اکثریت علیه اقلیت ها، خشم مهاجران، فقرا و درماندگان را باز خواهد گرداند؟
آیا او شجاعت ایستادن در مقابل وال استریت را خواهد داشت؟ آیا او شجاعتِ فعالیت برای تجزیه ی اَبَر موسساتِ مالیِ تحت حمایت دولت را خواهد داشت؟ و آیا شجاعتِ این را خواهد داشت تا از بانک های بزرگ برای سرمایه گذاری در تجارت های کوچک درخواست کند؟ و آیا او شجاعتِ تولید شغل در مراکز شهرها و مناطق روستاییِ آمریکا را خواهد داشت؟ یا او بانکدارِ وال استریتی دیگری را برای چرخاندنِ وزارت خزانه داری تعیین خواهد کرد و مثل همیشه به تجارت ادامه خواهد داد؟ آیا او واقعاً، همانطور که در طولِ مبارزات انتخاباتیِ خود قول داد، با صنعت داروسازی برای کاهش قیمت داروهای تجویزی خواهد جنگید؟
من عمیقاً از شنیدن داستان آمریکایی هایی که از پیروزی آقای ترامپ وحشت زده و مضطرب اند، پریشانم؛ و صدای فریادِ خانواده هایی که از متلاش شدن می ترسند را می شنوم. ما از کشوری که در مبارزه با تبعیض نژادی است بسیار دور شده ایم. ما به گذشته باز نخواهیم گشت. مطمئن باشید، هیچ سازشی با نژادپرستی، تعصب، بیگانه ستیزی و تبعیض جنسیتی نخواهد بود. ما با هر شکلی از آن در هر زمان و هر جایی که دوباره پدیدار گردد، مبارزه خواهیم کرد.  
ذهنِ باز خود را حفظ می کنم تا ببینم آقای ترامپ چه ایده هایی را پیشنهاد خواهد داد و ببینم کِی و چطور ما می توانیم با هم همکاری کنیم. با وجود این که او رأی سراسری مردم را از دست داده، باید به دیدگاه های ترقی خواهانه اهتمام جدی بورزد. اگر رئیس جمهورِ منتخب درباره ی سیاست های آتی برای ارتقای زندگی خانواده های کارگر جدّی است، من به او فرصت های فراوانی خواهم داد تا حمایت من را به دست آورد.
بیایید زیرساخت های ویران شده ی خود را باز سازی کنیم و میلیون ها شغل با درآمد مناسب ایجاد کنیم. بیایید دستمزدِ حداقلی را تا به حدی که کفاف زندگی را بدهد، برسانیم؛ به دانش آموزان کمک کنیم تا توانِ رفتن به کالج  داشته باشند؛ حقوق بیکاری و مرخصی پزشکی را فراهم آوریم و امنیت اجتماعی را گسترش دهیم. بیایید سیستم اقتصادی ای که به آقای ترامپ اجازه می دهد یک پنج سِنتی برای مالیات بر درآمدِ فدرال نپردازد، را رفورم کنیم. و مهمتر از همه، بیایید به توانِ کمپینِ گروهِ ثروتمندان برای خریدِ انتخابات، پایان دهیم.
همچنین در روزهای آتی، یک سری رفورم را برای تجدید نیروی حزب دموکرات ارائه خواهم داد. من قویاً معتقدم که حزب باید خود را از وابستگی به شرکت های بزرگ برهاند و بار دیگر تبدیل به حزبِ مردمیِ متعلق به کارگران، سالمندان و فقرا شود. ما باید درهای حزب را به روی آرمان گرایی و نیروی جوانان و تمام آمریکایی هایی که برای عدالتِ اقتصادی، اجتماعی، نژادی و زیست محیطی می  جنگند بگشاییم. ما باید شجاعت مقابله با طمع و قدرتِ وال استریت، شرکت های دارویی، بیمه ها و صنعتِ سوخت های فسیلی را داشته باشیم.
وقتی مبارزات انتخاباتیِ من پایان یافت، به حامیان خود متعهد شدم که انقلاب سیاسی ادامه خواهد داشت. که در حال حاضر، بیش از پیش، باید تحقق یابد. ما ثروتمند ترین ملّتِ تاریخِ جهان هستیم. وقتی کنار یکدیگر می ایستیم و نمی گذاریم عوام فریبان ما را با نژاد، جنسیت و اصلیتِ ملّی دسته بندی کنند، دیگر کاری نخواهد بود که از انجامش بر نیاییم. ما باید پیشروی کنیم نه پسرفت.    

 ***

• این مطلب، صرفاً جهت اطلاعِ مخاطبان، نخبگان، اساتید، دانشجویان، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران ترجمه شده و الزاماً منعکس‌کننده‌ی مواضع و دیدگاه‌های اندیشکده راهبردی تبیین نیست.

 منبع: نیویورک تایمز

Noskhe Jadid

آخرین مطالب